نویسنده بایگانی ها: سید مصطفی کمالی

اطلاعیه شروع دروس آیت الله اعرافی 98-1397

شروع کلاس:  چهار شنبه 1397/07/04

یکشنبه الی چهار شنبه

سه شنبه و چهار شنبه

خارج فقه(اجتهاد و تقلید)       ساعت 7:00 الی 8:00

فقه روابط اجتماعی(مبحث مقدمات)        ساعت 8:00 الی 8:30

یکشنبه و دوشنبه

خارج اصول(مطلق و مقید)       ساعت 8:00 الی 8:30

مکان: مدرسه عالی دارالشفاء – مدرس 3

ويژگي‌هاي مكتب و سيره اخلاقي امام خميني (ره)

بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی سيدنا ابي القاسم محمد و علی آله الاطيبين الاطهرين، سيما بقية الله في الارضين.

موضوع سخن، نگاهي كلي به مهم‌ترين يا برخي از ويژگي‌هاي مهم مكتب و سيره اخلاقي امام خميني(ره) است.

روشن است كه شخصيت امام از جامعيت ويژه‌اي برخوردار بود. اگر از رهبري و مديريت كلان ايشان در انقلاب چشم بپوشيم، با نگاهي درون حوزه‌اي بايد گفت كه ايشان به حقيقت جاي چندين شخصيت علمي را احراز كرده‌اند.

در ميانسالي، در حوزه‌هاي فقه، اصول، اخلاق، عرفان عملي و نظري، تفسير، حديث، رجال، ادبيات، شعر و ادب و… يگانه عصر و فرزانه زمانه بودند. در شخصيت علمي ايشان، چندين شخصيت بزرگ علمي و صاحب نظر بزرگ جمع شده است. در حوزه عملي، اخلاقي و سياسي نيز چنين است و سرانجام هم، رهبري يك انقلاب بزرگ را كه مبدأ عظيم‌ترين تحول در دوره معاصر مي‌باشد، بر عهده داشت. هر يك از ابعاد علمي، عملي، اخلاقي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي امام، كار يك انسان بزرگ در آن عرصه مي‌باشد.

وي در حوزه اخلاق، عرفان و سيره عملي، داراي جامعيت و فراگيري بسيار متوازن و متناسب بود.

نتيجه‌اي كه در پايان مي‌خواهيم به آن برسيم، يا به عبارت علمي، فرضيه من اين است: انديشه و عمل و رفتار اخلاقي امام، رفتار و انديشه‌اي است جامع، چند بعدي و همه جانبه، متوازن و متعادل و منزه از آسيب‌هاي احتمالي.

اين فرضيه و محور اصلي سخن است. براي رسيدن به اين فرضيه، من فهرست‌وار به يازده نكته اشاره مي‌كنم.

انديشه جامع امام كه در اين يازده محور تجلي كرده، به دست آمده از منابع استوار و اصيل و ناب اسلام و برداشت اجتهادي امام از منابع ديني است.

1. نگاه متوازن در حوزه اخلاق، به فردگرايي و جمع گرايي

مكاتب اخلاقي معاصر و حتي در اعصار قديم، از يك زاويه به دو گرايش كلي قابل تقسيم‌اند: مكاتبي كه زاويه ديد اخلاقي آنها متمركز بر اخلاق فردي است و حتي وقتي اخلاق اجتماعي را مطرح مي‌كنند، روح فرديت بر موازين اخلاقي آنها حاكم است؛ و در نقطه مقابل، مكاتبي كه نگاه و تمركز آنها بر جمع‌گرايي است و توجهشان به حوزه‌هاي اخلاق فردي، معطوف به سمت سامان دادن به اخلاق جمعي است.

امام در ميانه اين دو مكتب اخلاقي از يك نگاه جامع و متوازن برخوردار است. اخلاق امام براساس آن‌چه از منابع ديني دريافت مي‌شود، اخلاق جامعي است كه هم فرديت و هم جمع انسان را مورد توجه قرار داده است؛ هم جامعه را سامان مي‌دهد و نظم الهي و معنوي مي‌بخشد و هم درون انسان را پاك مي‌كند. در مكتب اخلاقي امام، هيچ يك قرباني ديگري نشده است. بنياد تفكر اخلاقي ايشان بر پاكسازي دروني فرد است و ناظر به نيازهاي جمع؛ يعني پاكي و تنزه دروني فرد، اما نه فردي كه جمع را مورد غفلت قرار دهد. اين نكته، دو محور نظري و عملي را در بر مي‌گيرد. در عمل نيز اين گونه بودند؛ سخنراني‌هاي ايشان همين‌گونه است، از پاكي و طهارت دروني آغاز و تا اخلاقي كه جوامع بشري را سامان مي‌دهد، امتداد مي‌يابد.

2. جمع اخلاق و عرفان

عرفان دو شاخه عملي و نظري دارد. شاخه عملي آن با اخلاق عملي ارتباط فراواني دارد و شاخه نظري با اخلاق نظري. در طول تاريخ، پرداختن به معيارهاي رواني و روحي براي انسان‌ها گاهي از زاويه ديد اخلاق بوده و گاه از زاويه ديد عرفان و گاه بينشان تقابل هم بوده است. اخلاق بيشتر بر شناخت فضيلت‌ها و رذيلت‌ها، با روش خاص خودش كه روش عقلي ـ نقلي است، مي‌پردازد و نگاهش معطوف به سطح روبنايي‌تر شخصيت انسان است. در عرفان يكپارچگي شخصيت ديده مي‌شود و هدف، وصول به شهود و فناست و روش‌ها و شيوه‌ها هم، عقلي، نقلي و شهودي است كه تمركز آن بر دستاوردهاي شهود است كه با شواهد عقلي ـ نقلي و مانند آن تأييد مي‌شود.

در روان‌شناسي هم اين گونه است؛ مثلاً روان‌شناسي رشد شخصيت، بيشتر به حوزه سطحي‌تر نگاه مي‌كند، اما روان‌كاوي به عمق بيشتري در ژرفاي وجود انسان مي‌نگرد. اين نحله‌ها در تاريخ، متفاوت بودند و در بسياري از موارد، راه‌هاي متفاوتي نيز گذرانده‌اند. انديشه امام، به زيبايي تمام، هم به بعد اخلاقي توجه كرده و هم از دانش عرفان با پيراستن انحرافات آن، بهره گرفته است.

برخي از آثار ايشان در اوج عرفان قرار دارد، مانند شرح دعاي سحر و مصباح الهداية و برخي از آثار ايشان مانند چهل حديث به اخلاق نزديك‌تر است. نوع آثار ايشان متفاوت است، اما همه در يك تعامل جدي قرار دارند. امام اخلاق فردي و اجتماعي را در پرتو يك نوع شهود و «فناء في الله» تفسير مي‌كند و اخلاق را به يك منبع بسيار قوي عرفاني و محرك بسيار مهم در حوزه عرفان، با نگاهي ويژه معرفي كرده است. ايشان در عرفان عملي و نظري صاحب انديشه و نظر بودند.

اين، تعاملي است بسيار نيك ميان اين دو نگاه متفاوت به شخصيت انسان. ايشان دو شيوه، هدف، راه، وسيله و نگاه به شخصيت انسان را جمع كرده است. اين تلفيق را در سخنراني‌ها، نوشته‌ها و گفته‌هاي ايشان نيز به خوبي مي‌توان ديد.

3. جمع انضباط اخلاقي و لطافت روحي

گاه احساس مي‌شود كه بين انضباط اخلاقي و لطافت روحي، دوري وجود دارد. گاه گرايش به انضباط اخلاقي، از لطافت طبع و سماحت و ظرافت‌هاي خاص در تعامل اجتماعي مي‌كاهد، اما امام اين دو را به خوبي در كنار هم گرد آورد. غربي‌ها مي‌گويند: اخلاق‌گرايي شديد، جمود و فاصله گرفتن از ظرافت تعاملي را در پي دارد. اما در تعاليم اسلامي و هم در انديشه امام، بين اين دو، توازن وجود دارد. امام، هم در انديشه و هم در رفتار اين گونه است. رفتار انقلابي و منضبط و متشرعانه بسيار دقيق ايشان، چه در خانه و چه در جامعه، با ذوق، لطافت، طبع سليم و ملايم در تعاملات اجتماعي و اخلاقي، همراه است.

4. ريزبيني و بلندانديشي

در مكاتب اخلاقي گاه انسان‌ها جزئيات و ريزه‌ها را بسيار مي‌نگرند و گاه نگاه كلان و بلند آنان، ديدن جزئيات را از ياد مي‌برد. در مديريت نيز همين گونه است. گاه مديريت، بسيار كوچك‌بين است و ريزه كاري‌ها را خوب مي‌نگرد، ولي از چشم انداز و افق بلند مدت برخوردار نيست. بعضي مديريت‌ها هم افق‌هاي بلندي را طراحي مي‌كنند، اما از دقايق امور غفلت مي‌ورزند. در اخلاق هم همين گونه است. گاه كوچك و گاه بزرگ‌هاي اخلاقي را مي‌بينند و با نگاه متمركز به يكي، ديگري را قرباني مي‌كنند. اما مديريت، دانش، انديشه و رفتار اخلاقي امام، جامعِ ريزنگري و بلند انديشي است.

5. جمع ميان زهد و آراستگي

جمع بين زهد و آراستگي، از مسائل مهم در تاريخ اخلاق بوده است. برخي آن چنان زهدي دارند كه آراستگي و توجه به ظواهر امور را قرباني مي‌كنند و به «ملامتيه» تبديل مي‌شوند؛ برخي نيز بيشتر به آداب و سلوك ظاهري مي‌نگرند. امام درتوجه به آداب، سلوك‌ظاهري، آراستگي ظاهر، شيوه‌هاي ظاهري و همزمان با دنياي عميق شخصيت انسان، هيچ‌كدام را قرباني ديگري نكرده است.

6. جمع ميان قهر و مهر، جاذبه و دافعه، محبت و نفرت

گاه افراد بيشتر به سمت قهر و سخت‌گيري و قبض مي‌روند و گاه بيشتر به سمت گشايش و مهر و محبت. عرفا مي‌گويند: گاه افراد مظهر قبض‌اند و گاه مظهر بسط. در حوزه اخلاق نظري و عملي هم همين گونه است. گاه بنياد يك اخلاق به سمت قبص مي‌رود و گاه به سمت بسط. در گفت‌وگوهاي سياسي هم اين بحث مطرح است. امام(ره) اين هنر را داشت كه بين قهر و مهر، جاذبه و دافعه و محبت و نفرت، جمع مفيد و به‌جايي داشت.

7. جمع ميان عقلانيت و حماسه، شور انقلابي و منطق‌گرايي؛

در سلوك اخلاقي و تا اندازه‌اي در انديشه اخلاقي، گاه عقلانيت و منطق‌گرايي حاكم است و گاه حماسه و شور انقلابي. در اخلاق فردي و اخلاق سياسي و اجتماعي هر دو را شاهديم. كمتر كسي مانند امام يافت مي‌شود كه فيلسوفي دقيق و در عين حال، دريايي از شور، حماسه و نشاط باشد. ايشان از اخلاق علمي بسيار خوبي برخوردار بودند و در عين حال، از چنان اخلاق اجتماعي و سياسي و انقلابي برخوردار بودند كه مي‌توانستند آتشفشاني بشوند و موانع را بردارند و دنيايي را متحول كنند. طبيعت روحيه حماسي اين است كه خيلي جاها معيارها كنار گذاشته شود، اما ايشان در اوج شور و حماسه، معيارها را حفظ مي‌كرد.

8. نگاه متوازن به همه ساحت‌هاي اخلاقي

ايشان در اخلاق خانوادگي سرشار از نكات ظريف است. همين نكات اخلاقي امام در محيط خانه و روابط خانوادگي‌شان كافي بود كه دنيايي درس به ما بدهد. در حوزه اخلاق رفاقتي، نكته‌هاي جالبي در زندگي ايشان وجود دارد. اخلاق علمي و تعامل ايشان در فضاي حوزه با شاگردان نيز جالب است. در حوزه انقلاب، شورش و به هم زدن نظم جامعه براي تحول، نياز به اخلاقي ويژه است و امام در انقلاب، اين اخلاق را بسيار خوب رعايت مي‌كردند. مثلاً در انقلاب اصلاً به سمت ترور نرفتند. به‌طور مكرر به ايشان گفته مي‌شد كه اين‌گونه عمل نكنيد، اما ايشان نمي‌پذيرفت. اخلاق مديريتي و رهبري‌شان در فصل اخير زندگي‌شان هم باز مظهر «لايشغله شأن عن شأن» بود.

9. بهره‌گيري از همه منابع براي تهذيب نفس و اصلاح ديگران و جامعه

جامع‌نگري به همه تعاليم اخلاقي براي هدايت جامعه، از ديگر ويژگي‌هاي مكتب اخلاقي امام است. اصولاً نگاه امام به قرآن، حديث (چهل حديث)، دعا (شرح دعاي سحر)، مناسك و عبادات (اسرار الصلوة) و مانند آن، هدايت‌جويانه است. گاه نگاه انسان در علوم و معارف، علمي است و گاه به سمت و سوي دگرگوني خويش و ديگران است. امام به همه منابع ديني و عقلي، نگاه هدايت جويانه و راهبردي اخلاقي دارد. ايشان از آغاز جواني از اين نگاه برخوردار بودند.

10. بهره‌گيري از روش‌هاي متنوع؛

ايشان از شعر، ادب، سخنراني، نگارش، تدريس و خطابه استفاده مي‌كردند و پايه‌گذار مشيي جامع در شيوه تهذيب و اخلاق در حوزه بودند. در اين ويژگي، كمتر كسي مانند ايشان بوده است. درس‌هاي اخلاق خاص و عمومي، درس‌هاي عرفان، سرودن اشعار، نامه نگاري و توصيه‌هاي ايشان، همه روشنگر اين مطلب است.

ايشان از ده روش مهم اخلاقي و تربيتي، متوازن و همزمان، براي تأثيرگذاري بر جامعه و حوزه بهره مي‌بردند. ايشان چون نگاه جامعي داشتند، از بيدار كردن حس مسئوليت و آينده‌نگري در طلاب جوان بسيار بهره مي‌بردند و آدم‌ها را به افق‌هاي بالاتري سوق مي‌دادند. وقتي ما افق‌هاي دور دست را نبينيم، به چيزهاي بسيار بي‌حاصل مشغول مي‌شويم و اين براي طلبه جوان زيان‌بار است. امام دست آدم‌ها را مي‌گرفت و بر بام اخلاق مي‌نشاند. در يك افق بلندي براي آنها چشم انداز ترسيم مي‌كرد و با آن چشم‌انداز و رسالت عظيمي كه بر دوش حوزه است و با بيدار كردن اين حس، طلاب جوان را دگرگون مي‌كرد. در اختناق سال 54 ـ كه طلبه صبح از خانه بيرون مي‌آمد و معلوم نبود شب به خانه برگردد ـ يك سخنراني اخلاقي در نجف ايراد كرد كه به نام جهاد اكبر چاپ شد و مانند يك بمب در فضاي حوزه، انفجار اخلاقي ايجاد كرد. طلاب جوان را گرد آورد و شور و نشاط اخلاقي، معنوي، عرفاني و انقلابي به آنها داد. اين قدرت و مهارت شگفت‌انگيز امام در بهره‌گيري از شيوه‌هاي متنوع براي ايجاد تغيير و تحول، ويژگي ديگر ايشان است؛ چه اين‌كه او از يك جامعيت در حوزه روش‌ها برخوردار بودند.

11. نگاه آسيب‌شناسانه به اخلاق

نگاه‌هاي يك سونگرانه ممكن است انسان را به سمت ظاهرگرايي، تظاهر، جمود بر آداب ظاهري، غفلت از مسائل عميق دروني و مانند آن سوق دهد. اين آسيب‌ها در نگاه اخلاقي وجود دارد و در اخلاق اسلامي به آنها بسيار توجه شده و امام، هم در انديشه و هم در رفتار، به اين امر توجه داشتند.

سرانجام، با تحليل اجمالي و فهرستي از انديشه و رفتار اخلاقي امام ـ كه ذكرشد ـ به اين نتيجه مي‌رسيم كه انديشه امام داراي چند كليد و قاعده اصلي بوده است:

الف) نگاه امام به دين، اخلاقي و هدايت جويانه است؛

ب) نگاه امام، نگاهي متوازن و جامع به حوزه اخلاق و همه ساحت‌هاي اخلاقي است؛

ج) امام، هم از همه منابع و هم از روش‌هاي متنوع در تهذيب و تربيت بهره‌گيري جامع دارد؛

د) انديشه و رفتار اخلاقي امام از آسيب‌هايي كه از مشي اخلاقي ايجاد مي‌شود، مانند رفتن به سمت خرافات، تظاهر، جمود و… پاك و منزه است؛

هـ) فقه و اخلاق و انديشه علمي امام داراي امتداد اجتماعي و سياسي است. اين همان نگاه بلند و بسيار مهمي است كه در انديشه امام مي‌بينيم.

اين پنج مورد، كليد اصلي شناخت انديشه و رفتار امام است.

در پايان، بيان چند نكته را لازم مي‌دانم:

  1. مابايد از امام بياموزيم كه اخلاق و عرفان عملي ناب و پالايش شده در نظام اخلاقي، آموزشي و تحقيقي ما ايجاد شود. وضع موجود حوزه خوب است، اما در اخلاق نظري و عملي و در ساحت‌هاي آموزشي و پژوهشي و رفتاري، كاستي‌هاي زيادي داريم و پاسخگويي به نيازهاي دنياي امروز، چنان‌كه اسلام از ما مي‌خواهد، بدون تمركز بر اخلاق ميسر نيست. همه شخصيت امام، اخلاقي است. اين‌كه كسي در متن يك انقلاب بزرگ قسم بخورد: «والله يك قدم براي رياست برنداشتم، والله هيچ گاه نترسيدم»؛ حتي زماني كه ايشان را دستگير كردند و همه شواهد دال بر اعدام امام بود، نماينده اوج اخلاق است.

ما به اين روح هدايتي و اخلاقي و معنوي نياز داريم كه بايد در شريان حوزه نفوذ كند و به جريان بيفتد. اين بر عهده همه مديران و برنامه‌ريزان و بيش از آنها استادان است. ما بايد اخلاق را، هم در نظام آموزشي، هم در نظام تحقيق و پژوهش و هم در نظام رفتاري و تهذيبي زنده كنيم، تا بتوانيم حوزه‌اي متناسب با دنياي امروز و پاسخگوي نيازهاي امروز داشته باشيم؛ چيزي كه شريعت از ما مي‌خواهد. در فلسفه اخلاق بسيار كار شده، اما بسياري از آنها جهت‌گيري هماهنگ با ما ندارد. ما بايد فلسفه اخلاقي را تحليل ونظرهاي اسلام را استخراج كرده و عرضه كنيم. در حوزه بايد به مكاتب اخلاقي توجه شود و رشته‌هاي اخلاقي جدي گرفته شود. اين امر مهمي است كه ما بايد از امام بياموزيم.

  1. نكته دقيق‌تر اين‌كه بايد به اخلاق علمي توجه كنيم. يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه ما آن روش اجتهادي را كه در فقه و اصول داريم، در اخلاق به كار نگرفتيم.اگر روش عقلاني و اجتهادي درست را ـ كه نمونه‌اش را در فقه داريم ـ در اخلاق بكار ببريم، حرف‌هاي زيادي خواهيم داشت. اگر كساني را كه از يك سو با روان‌شناسي و علوم انساني جديد آشنا باشند و از سوي ديگر با اخلاق و منابع ديني آشنا باشند و از روش اجتهادي دقيقي برخوردار باشند، به كار بگيريم، جاي نظريه‌پردازي است و حرف‌هاي فراواني در منابع ديني ما هست كه مي‌شود استخراج كرده و به بشريت امروز عرضه نمود و اين وظيفه‌اي است كه بر دوش ما و شما نهاده شده است.
  2. طلاب بايد به‌خصوص در موقعيت تحصيل با امام آشنا شوند. ايشان مظهر طهارت روح و اخلاق متعالي عرفاني بودند و آشنايي با امام انسان‌ها را دگرگون مي‌كند. روح اخلاقي و عرفاني كه در امام بود، در ديگران كم ديده مي‌شود. مااز نعمت بهره‌گيري حضوري از ايشان محروميم، اما آثار، منابع فكري، شيوه و سيره و سنت عملي و اخلاقي ايشان در دست ماست. بهترين چيزي كه مي‌تواند به ما راه را نشان دهد، امام است. امام حقيقتاً حجت يگانه روزگار ماست كه از جامعيت خوبي برخوردار است و او مي‌تواند براي ما الگويي تمام عيار باشد.

الگو چه تاريخي باشد و چه چهره‌به‌چهره، در تأثيرگذاري بر شخص الگوپذير، بسيار نقش دارد. البته بايد الگوپذيري از الگو فقط در جهاتي باشد كه الگو در آن جهت ممتاز است؛ زيرا هميشه الگوها محدود در ابعاد خاصي هستند. امام گرچه معصوم نيست، اما از الگوهاي محدودي است كه جامع است و مي‌تواند به همه زواياي شخصيت ما درس بياموزد. براي ما آشنايي با امام از اين روي مهم است كه هم زندگي ايشان روياروي ماست، هم انديشه ايشان در عملشان مجسم است و هم الگوگيري از ايشان، از يك بعد نسبت به ابعاد ديگر، رهزني ندارد. لذا بايد شخصيت و سيره امام در حوزه زنده باشد و نور افشاني كند و ما از اين زندگي پاك و تحول آفرين در دنيا نور بگيريم.

با غزلي از امام سخنان را به پايان مي‌رسانم؛ غزلي كه هرگاه آن را مي‌خوانم، به ياد خود ايشان مي‌افتم:

اي خوب رخ كه پرده نشيني و بي‌حجاب اي صد هزار جلوه‌گر و باز در نقاب
اي‌آفتاب نيمه شب، اي ماه نيمروز اي نجل دوربين! كه نه ماهي، نه آفتاب
كيهان طلايه‌دار تو، خورشيد سايه‌ات گيسوي حور خيمه ناز تو را طناب
جان‌هاي قدسيان همه در حسرتت به سوز دل‌هاي حوريان همه در فرقتت كباب
انموذج جمالي و اسطوره جلال درياي بيكراني و عالم همه سراب
آيا شود كه نيم‌نظر سوي ما كني؟ تا پر گشوده، كوچ نماييم از اين قباب
اي جلوه‌ات جمال ده هرچه خوبرو اي غمزه‌ات هلاك كن هرچه شيخ و شاب
چشم خراب دوست، خرابم نموده است آبادي دو كون به قربان اين خراب

[1]. سخنراني آیت الله اعرافي در همايش «بررسي انديشه‌هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني(ره)»

ویژگی‌های مهدویت و تکامل تاریخ در مکتب اهل‌بیت (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مهدویت مسئله روشنی است. همه مستحضر هستید که، مهدویت اعتقادی است به اینکه، حرکت تاریخ به مقطعی می‌رسد که در آن، تاریخ بشریت به اوج کمال و سعادت و آسایش و رفاه می‌رسد و عدالت بر همه‌ی عالم، حاکم می‌شود. این عقیده به‌طورکلی، در بسیاری از ادیان وجود دارد. برخی مکاتب غیردینی و غیر الهی نیز به آن، معتقدند و مذاهب اسلامی نیز به آن اعتقاد دارند؛ که موضوع بحث ما نیست. منجی گرایی و تکامل تاریخ در ادیان غیر الهی، در یک مقطع پایانی، فصل مشترک است. در ادیان ابراهیمی و الهی فصل مشترک دیگری است و در مذاهب اسلامی، غیر از مکتب اهل‌بیت (س)، فصل مشترک متفاوتی است.

ویژگی‌های مهدویت و تکامل تاریخ در مکتب اهل‌بیت (س)

مهدویت، اعتقاد به امام عصر (عج) و انتظار برای ظهور آن حضرت، هنگامه‌ی بزرگ تاریخی و تحول عظیم تاریخ بشری، در متن اعتقادات ما، جای دارد و ما به آن تعلق‌خاطر داریم. توجه دقیق به ویژگی‌های مهدویت، در مکتب اهل‌بیت (س)، که در چند بند مطرح خواهد شد، اهمیت دارد.

1- فرد مشخص بودنِ منجی بشریت

اولین ویژگی مهدویت، که اساس خصوصیات دیگر است؛ این است که، در تفکر شیعه، آن شخصی که مورد انتظار ماست و مورد اعتقاد و باور ماشیعیان است؛ منجی‌ای نیست که، بعدها دنیا بیاید و خیلی مجمل و مبهم باشد. بلکه، منجی‌ای که، ما به او اعتقادداریم؛ شخص معینی است و لقب او مهدی است.

مهدی (عج)، فرزند امام عسکری (ع) و امام دوازدهم ما شیعیان است که، به دنیا آمده و زنده می‌باشد.

این مسئله، مهم‌ترین و نخستین ویژگی مهدویت، در اندیشه شیعی است. مهدی (عج)، شخص معیّن زنده و حاضر و موجود است. کسانی ایشان را دیده‌اند؛ شاهد تولد ایشان، بوده‌اند؛ بعد از تولد با آن حضرت، ملاقات داشتند؛ در زمان غیبت صغری با ایشان، مرتبط و نائب حضرت بوده‌اند، بنابراین، مهدی (عج) فرد مشخص و معینی است.

در بسیاری از ادیان و مکاتب دیگر و مذاهب غیر شیعی، این فرد، شخص کلی‌ای است که بعدها دنیا خواهد آمد.

2- معصوم و کامل بودن منجی

دومین ویژگی این است که، وی انسان کاملِ دارای علم و عصمت است. این انسان از سنخ پیامبر و اولیای معصوم (س) است، یک چهره ملکوتی و غیبی دارد، همان چهره‌ای که در شب‌های قدر ظهور و بروز پیدا می‌کند و بر اساس آیه شریفه‌ی سوره قدر، این شخصیت کامل، در شب قدر، میزبان ملائکه می‌شود و کارنامه و سرنوشت بشر به او سپرده می‌شود و در ارتباط با عالم غیب و آسمان‌ها است.

3- ارتباط منجی با ما.

سومین ویژگی مهدویت در اندیشه‌ی شیعی و مکتب اهل‌بیت (س)، این است که، این انسان زنده‌ی مشخصِ معینِ حاضر و کامل و معصوم با ما در ارتباط است. ناظر و مشرف بر ماست. با توجه به مباحث گذشته، یکی از گواهان اعمال که محیط بر انسان‌ها هستند، امام (ع) است؛ به این معنی که، آن منتظر ما، مهدی (عج)، در دیدگاه ما، یک شخص بریده از واقعیات زندگی ما نیست. یک رابطه فعال و پویا بین ما و آن امام عزیز و بزرگوار وجود دارد. او مشرف بر ما است.

در توقیع[1] شریف، آمده است؛ وقتی حضرت نیابت خاصه را بستند؛ فرمودند:«إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکرِکمْ وَ لَوْ لَا ذَلِک لَنَزَلَ بِکمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَی انْتِیَاشِکمْ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکمْ»[2]

(ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم, که اگر جز ایـن بود گرفتاری‌ها به شما روی می‌آورد و دشمنان, شما را ریشه‌کن می‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید در نجات دادن شما از فتنه‌هایی که شما را در برگرفته است.)

ما شما را رها نمی‌کنیم؛ توجه و اشراف، به شما داریم؛ عنایات ما، شما را می‌گیرد. فرمودند: در زمان غیبت، من مانند خورشیدی در پس ابر بازهم نورافشانی می‌کنم.

به روح و روان ما انرژی معنوی می‌بخشد و ناظر بر اعمال ماست.

4- بهره بردن از فیض حضرت

در زمان غیبت صغری به شکلی فیض می‌بریم؛ و در زمان غیبت کبری هم امکان ارتباط وجود دارد و از فیض او ما بهره‌مند می‌شویم.

5- ثواب و ارزش انتظار

انتظار او یک ارزش و عبادت است و یک ثواب محسوب می‌شود؛ و این غیر از عقیده‌ی مکاتب و ادیان دیگر است که می‌گویند؛ یک مرحله تکاملی تاریخ رخ خواهد داد، یک هنگامه بزرگ به وقوع خواهد پیوست، یک تحول بزرگی انجام خواهد شد و کسی می‌آید و آن را رهبری می‌کند. این مسئله، تنها به‌عنوان یک فکر و تئوری درجایی مطرح است. اما مهدویت در اندیشه شیعی، یک تئوری انتزاعی نیست. یک دکترین و فلسفه زنده و حیات‌بخشِ تربیتی است و این معنای انتظار است. انتظار یک ارزش است. یک رابطه زنده با امام (عج) است، پیوند با او از طریق انتظار پویا برقرار می‌شود. ما، روابط روحی و عاطفی با او داریم؛ طوری‌که، با انتظار زندگی همه بشریت، در همه احوال، گره‌خورده است.

6-ادامه‌ی مسیر ولایت اهل‌بیت (س) از طریق نایبان خاص و عام

در زمان غیبت صغری، از طریق نائبان خاص حضرت، مسیر ولایت ائمه ادامه یافته و پس‌ از آن، در غیبت کبری از طریق نائبان عام و نظام مرجعیت و ولایت خط مهدویت امتداد دارد و بریده نیست و از طریق مرجعیت و ولایت است که در نظام اسلامی هم تجسم پیدا کرده است.

7- تبیین الگوی جامعه‌ی مهدی

الگوی جامعه مهدوی، تصویر شده است. در روایات، همه شاخص‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه مهدویت تبیین شده است. یعنی یک تئوری کامل حکومتی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه مهدوی و منتظر مشخص است. درمکاتب دیگر چنین چیزی نیست.

8- تکامل جامعه‌ی بشری با محوریت امام (عج)

ما آن تحول پایانی را با محوریت این امام، تحولی می‌دانیم که عالم را تغییر می‌دهد. انسان به اوج کمال می‌رسد. همه استعدادهای آدمی و عقل و توان بشری تکامل می‌یابد و به شکوفایی نهایی می‌رسد.

صحبت پایانی

مطالب بالا، هشت ویژگی مهدویت در مکتب اهل‌بیت (س) است. این هشت ویژگی یا هیچ‌کدامش یا بعضی از آن‌ها، در مکاتب غیر الهی و در مکاتب و دیگر ادیان ابراهیمی غیر از اسلام، حتی در مذاهب دیگر اسلامی وجود ندارد.

ازاین‌جهت، انقلاب اسلامی امتداد همین قصه انتظار و مهدویت است. مهدویت، نقشه راه زندگی است. برنامه‌ای عملی در حیات ماست، اتصالی با یک مبدأ کامل و انسان متکامل است و چشم‌به‌راه بودن برای یک اتفاق بزرگ بی‌نظیر است. این انتظار، طبعاً همین امروز در زندگی ما اثر دارد و ما را به سمت کانون خودش جذب می‌کند و در ماه مبارک باید این اعتقاد و این انتظار تقویت بشود.

و صلی‌الله علی‌محمد و آله.

  1. توقیع، به معنای حاشیه‌نویسی است و در اصطلاح به دستورها و نامه‌های خلفا و پادشاهان گفته می‌شود که به افراد مختلف می‌نوشتند. ولی در کتب علمای شیعی به نامه‌ها و فرمان‌هایی گفته می‌شود که در زمان غیبت از طرف امام مهدی (ع) به شیعیان خود می‌رسیده است.[1]

. بحارالأنوار، ج 53، ص 174؛ احتجاج، ج 2، ص 495؛ الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 902[2]

كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

 بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه: انتظار را مي‌توان از زواياي گوناگوني تحليل كرد، از منظر فلسفي، سياسي، اقتصادي، جامعه شناسي و امثال اينها ولي در اين نوشتار بر آنيم تا نگاهي اجمالي به ابعاد روانشناختي و تربيتي انتظار داشته باشيم. قبل از بيان كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار، براي روشن شدن بحث بهتر است مقايسه‌اي اجمالي بين منجي‌گرايي در تشيع با اديان ديگر انجام دهيم:

مقايسه اجمالي منجي‌گرائي در تشيع با اديان ديگر

در ابتدا بهتر است كه مقايسه‌اي ميان مهدويت و منجي‌گرائي در تشيع با انديشه‌هاي منجي‌گرايي در ساير اديان داشته باشيم. منجي، تاريخي به درازاي تاريخ بشر و به ويژه اديان الهي دارد اما اين منجي‌گرائي و مهدويت‌انديشي، در تفكر و انديشه شيعي از امتيازاتي برخوردار است كه اين امتيازات و مشخصات در كاركرد اخلاقي و تربيتي انتظار طبعاً اثر گذار است؛ چون اعتقاد به فرجام نيك براي بشر و آينده خوب و نقطه اميد بخش در پايان زندگي در زواياي روح و شخصيت انسان كاركردهايي دارد.

هنگامي كه اين اعتقاد با آن مشخصاتي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) تبيين شده است فهميده شود آن كاركردها و آثار از جايگاه و امتياز ويژه‌اي برخوردار مي‌شود.

اينكه حركت تاريخ رو به جلو است و پايان خوبي براي تاريخ رقم خواهد خورد، امري است مشترك؛ اما وقتي فضاي روايات و انديشه‌اي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) شكل گرفته است را در نظر مي‌گيريم، اين آينده‌نگري و خوش‌بيني به آينده از ويژگي‎هاي ممتازي برخوردار مي‌شود كه به پاره‌اي از اين ويژگي‌ها اشاره‌ مي‌كنيم تا بتوانيم از آنها بهره‌هاي روانشناختي و تربيتي ببريم.

مشخصات مهدويت در مكتب اهل بيت (علیهم السلام)

آنچه كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ترسيم شده است مشخصاتي از اين دست دارد كه به اهم آن اشاره‌ مي‌كنيم:

  1. آن تحول پاياني و آن جهاني شدني كه اتفاق خواهد افتاد، با محوريت يك انسان كامل و وليي از اولياي الهي است. محوريت و ولايتي بدين شكل در ساير اديان و مكاتب كمتر وجود دارد.
  2. محور آن جهاني شدن، موجودي زنده و حاضر و ناظر است؛‌ وعده‌اي به آينده‌اي كه خواهد آمد نيست. آن انسانِ محور و آن كانون تحول، هم اكنون وجود و حضور دارد و هم اكنون در رابطه‌اي فعال با جامعه و انسان‌ها است و رابطه ميان منتظر و منتَظر، رابطه ميان موجود و معدوم در انتظار آينده‌اي كه خواهد آمد، نيست. بلكه رابطه‌اي است ميان موجود و موجودي كه كانون و محور آن حركت بزرگ است. همين مساله، دنيايي از شور و شوق و اشتياق را در روح و روان انسان ايجاد‌ مي‌كند. شما ملاحظه‌ مي‌كنيد فاصله ميان منتظري كه به اميد يك آينده دور و پيدا شدن مصلحي به سر‌ مي‌برد تا منتظري كه محور آن حركت را انسان كاملي‌ مي‌داند كه هم اكنون موجود است. اين اضافه ميان موجود و معدوم نيست، اضافه موجود و موجودي ديگر است؛ آن هم موجودي كه انسان كامل است و هم اكنون حضور دارد و نظارت و مراقبت كامل بر احوال و رفتار جامعه و بشريت دارد.
  3. همه انسان‌ها در اين انتظار‌ مي‌توانند حضور فعال و مثبت داشته باشند. حتي امكان بازگشت انسان‌هاي الگو و نمونه براي نقش آفريني در آن هنگامه بزرگ وجود دارد. آينده‌اي نيست كه صرفاً شوقي به آن باشد و با سرنوشت امروز ما ارتباط نداشته باشد. نه تنها اكنون، كه در آن هنگامه بزرگ نيز‌ مي‌توان نقش آفرين بود. پس آن آينده با امروز ما گره خورده است.
  4. اين تحولِ تكامل تاريخ كه در بسياري از مكاتب بوده است،‌ تحولي است جهاني،‌ تحولي است مثبت و تحولي است كه ريشه در امروز بشر دارد. گر چه ظلم و ستم، جهان را فرا خواهد گرفت اما زمينه‌هاي رشد و تكامل و پذيرش آن تحول بزرگ،‌ همزمان در كنار ظلم و ستم فراگير، جوانه‌ مي‌زند. اينطور نيست كه در آينده ناگهان همه چيز دگرگون شود. گر چه در سطح رويين، تحولي عميق و مهم و فراگير رخ‌ مي‌دهد اما در عين حال ريشه‌هاي پذيرش آن تحول بزرگ را در تكامل عقلي و معرفتي امروز بشر هم‌ مي‌توان يافت و امروز هم بايد براي آن تحول عظيم، آمادگي ايجاد كرد.

بنابراين آن آينده آن جهاني شدن و بهم پيوستگي انسانها و جوامع بشري و مرحله پاياني تاريخ كه در بسياري از افكار و اديان و مكاتب و انديشه‌ها به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ريشه دارد؛ وقتي كه در چهار چوب و محدوده مكتب اهل بيت (علیهم السلام) قرار بگيرد،‌ اين انديشه از جايگاه ممتازي برخوردار‌ مي‌شود كه به اهم آن امتيازات اشاره شد.

بنابراين اول اينكه آن جهاني شدن، جهاني شدني است در همه ابعاد با محور معنويت.

دوم اينكه محوريت آن جهاني شدن و تحول ژرف و فراگير و عميق تاريخي، انسان كامل است. سوم اينكه آن انسان كامل هم اكنون وجود و حضور دارد و رابطه ما با او رابطه زنده و پويا و فعال و عاشقانه است.

چهارم اينكه انسان‌ها‌ مي‌توانند هم امروز،‌ يا در فرداي آن هنگامه بزرگ نقش آفرين باشند؛ مشروط به آن كه در خود اين توانايي و شايستگي را پديد آورده باشند.

پنجم اينكه زمينه‌هاي آن حركت بزرگ در طول تاريخ ساخته و پرداخته‌ مي‌شود و تجارب بشر و رشد و كمال عقلي و معرفتي بشر انسانها را آماده پذيرش آن هنگامه بزرگ الهي‌ مي‌كند. ‌منجي‌گرايي و مهدويتي كه به صورت مبهم و غبار آلود و تاريك در بسياري از انديشه‌ها و افكار و مكاتب وجود دارد،‌ در فضاي تفكر اهل بيت (علیهم السلام) انديشه‌اي شفاف و روشن است، به گونه‌اي كه همه خطوط آن در اخبار و احاديث ما تبيين شده است. اين مهدويت و ‌منجي‌گرايي در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) است.

انتظار از نگاه روان شناختي

با اين نگاه روشن و شفاف و شاخص‌هاي بسيار ممتازي كه مهدويت و ‌منجي‌گرايي دارد‌ مي‌توان استفاده‌هاي بسياري در عرصه روان‌شناسي تربيتي و اخلاقي بدست داد. قبل از مطرح كردن كاركردهاي تربيتي و روان‌شناختي بهتر است نگاهي به خود انتظار از ديدگاه روان‌شناسي داشته باشيم.

انتظار از نگاه روانشناختي، حقيقت مهمي است كه بخشي از نگرشها و هيجانات انسان را شكل‌ مي‌دهد. وجود انسان از هيجانات، انگيزه‌ها و نگرشهاي او تشكيل‌ مي‌شود. بخشي از شخصيت مهم ما در پرتو نگرش و انگيزش و هيجان و عاطفه ما شكل‌ مي‌گيرد و يكي از نگرش‌ها و هيجانات مهم بشر انتظار و اميد است. بي انتظار و اميد، شخصيت انسان قابل بقا و استمرار و تداوم نيست اما انتظاري كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) پايه‌ريزي شده است از آن نگرش‌ها و انگيزش‌ها و هيجانات و عواطف بسيار مهم و ژرفي است كه فرد و جامعه انساني را‌ مي‌سازد و همه وجود او را دست خوش تحول و دگرگوني‌ قرار می‌دهد.

آنچه كه در انديشه اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان مقوله انتظار مطرح شده است، عاطفه و هيجان عميق و پايداري است كه انساني را با انساني حاضر و ناظر پيوند‌ مي‌زند. انتظار حادثه‌اي است بزرگ و جهاني و حادثه‌اي كه با سرنوشت فرد و جامعه ارتباط دارد. اينها مشخصات هيجان ديني و اخلاقي است.

انتظار يك عاطفه و هيجان سرشار و بسيار فعال است كه هم معطوف به آينده‌اي مثبت، هم انتظاري عميق و ژرف، هم انتظاري زنده و پيوندي موجود است و هم انتظاري فعال و انسان ساز است. اينها شاخص اصلي انتظار است كه در مكتب و تفكر اهل بيت (علیهم السلام) بدان اشاره شده و در تحليل انتظار اين مكتب،‌ مي‌شود به اين شاخص‌ها اشاره كرد.

كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

در اين فضا و با اين دو مقدمه‌ مي‌توانيم به پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و شخصيتي و اخلاقي و تربيتي انتظار اشاره كنيم:

  1. انتظار كاركرد عشق آفريني ميان انسان و مهدي دارد. همان گونه كه گذشت هرگز انتظار در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) انتظاري نسبت به آينده‌اي تاريك و مبهم يا با موجودي كه بعداً خواهد آمد نيست. انتظار رابطه‌اي پويا عميق و عاشقانه با شيفتگي و شيدايي ميان منتظِر و انسان كاملي است كه هم اكنون وجود دارد.

ويژگي تربيتي و روانشناختي اين انتظار عشق آفريني و شور آفريني و شيدايي در ساحت قدس آن انسان كامل است كه هم اكنون حضور دارد.

  1. انتظار آن احساس حضور دريايي از نور و معنويت را در وجود انسان پديد‌ مي‌آورد. احساس حضور و نظارت و مراقبت، همانطور كه در روايات ما آمده او زنده و حاضر و ناظر و مراقب است و وجود او در عالم تكوين و در حيات امت، موثر و اثر گذار‌ مي‌باشد. اين نگاه اين نوع انتظار اين نوع چشم به راهي كور و مبهم و تاريك نيست؛ چشم به راهي كه با عشق و شور و شيدايي در آميخته است. از سويي ديگر با احساس حضور و نظارت و مراقبت و احساس تاثير او در سرنوشت فرد و جامعه، در ليله القدر و در همه احوال آدمي است.
  2. اين انتظار به آدمي احساس هماهنگي با آهنگ حركت تكاملي تاريخ و پيشرفت به سمت معنويت و اخلاق و معرفت ايجاد‌ مي‌كند و اين مقوله مهم ديگري است كه انسان منتظَر خود را در يك منظومه هماهنگ معنوي و اخلاقي احساس‌ مي‌كند و خودش را همراه اين قافله معنويت به سمت آن پايان درخشان و ممتاز، ‌ حركت‌ مي‌دهد. اين آهنگ را با همه وجود خودش حس‌ مي‌كند. آهنگ اخلاق،‌ آهنگ معنويت، آهنگ عدالت، آهنگ تاريخ بشريت است و انسان منتظر خود را در چنين قافله هماهنگي احساس‌ مي‌كند.
  3. کارکرد دیگر انتظار معني بخشي به زندگي است.

انسان در كشاكش سختي‌ها و دشواري‌ها گاهي معناي زندگي خود را فراموش‌ مي‌كند، فلسفه‌اي براي حيات خودش نمي بيند. اصولا اسلام و دين خاصيت و كاركرد معنويت بخشي دارد، اما با مقوله انتظار معنويت بخشي از جايگاه برتري برخوردار‌ مي‌شود.

  1. اميد آفريني کارکرد دیگر انتظار است كه همواره ما از انتظار به عنوان اميد ياد‌ مي‌كنيم. اميد آن عاطفه مهمي است كه انسان‌ها را روي پا نگاه‌ مي‌دارد؛ ‌انسان‌ها را به سمت جلو‌ مي‌برد؛ آنها را از افسردگي و پژمردگي نجات‌ مي‌دهد. اميد آفريني و پس از آن نشاط و شور و احساس خوش آيندي كه انتظار به آدمي ارمغان‌ مي‌دهد، ‌او را از افسردگي و پژمردگي دور‌ مي‌كند و به او آرامش و اطمينان‌ مي‌بخشد. آرامش و اطمينان كسي كه خود را در يك قافله هماهنگ به سمت آن نقطه درخشان تاريخ حركت‌ مي‌دهد و حتي اگر توفيق حضور در آنجا را نداشته باشد، امروز با امام خودش هماهنگ حركت‌ مي‌كند. همانطور كه در دعاي عهد آمده و از خدا‌ مي‌خواهد كه او را در آن هنگامه براي نقش آفريني حاضر كند.

ويژگي مهم اين صفت و كاركرد انتظار، صبوري و شكيبايي و مقاومت در برابر ناملايمات است. بخصوص هنگامي كه سپاه نااميدي، افسردگي و پژمردگي به انسان‌ها رو‌ مي‌آورد. اين خيلي مهم است كه يك مبارز و انسان مجاهد خود را در مسير يك حركت قصري و بي حاصل ببيند يا اينكه خود را در مسير يك حركت رو به جلو احساس كند؛ دومين ويژگي امید، صبوري و شكيبايي و تحمل و مقاومت است.

  1. ويژگي و كار كرد ديگر، حزني است آميخته با شوق و اميد.

دلهاي منتظران همواره محزون است و در انتظار حزن هست اما نه حزني منفعلانه همراه با پژمردگي،‌ حزني همراه با شوق و اشتياق به حركت و به پيش رفتن. حزني آميخته با شوق و عشق و اميد كه در بخش‌هاي قبلي به آن اشاره شد. انتظار حالتي پارادوكسيكال دارد؛ هم شوق‌ مي‌آفريند، هم حزن و با بال شوق و حزن منتظران در دريایي از سختي‌ها شنا‌ مي‌كنند و غواصي‌ مي‌كنند و راه را به آينده درخشان تاريخ باز‌ مي‌كنند. انتظار با آن مشخصات باز دارنده از گناه و مشوق هر گونه اقدام براي نزديك شدن به هنگامه بزرگ است.

  1. به آدمها همتهاي بلندي‌ مي‌بخشد.
  2. انتظار هم يك ارزش بزرگ و هم يك روش است، ‌براي اينكه نسل جوان و فرزندانمان را در شعاع آن بسازيم. ما كمتر از انتظار بهره روشي برده‌ايم.

اين پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار بود. انتظار مفهوم زيبايي است كه در پيرامون خودش منظومه‌اي از كاركردها و مفاهيم مهم را به گردش در آورده است. انتظار حقيقت ناب است كه پيرامون آن اميد، اطمينان، همت، احساس حضور، عشق،‌ شور، اشك، اقدام، فعاليت و صبوري و شكيبايي منظومه‌اي است كه در زمان غيبت جامعه و فرد و خانه و انسان را‌ مي‌تواند زنده كند و او را به جلو ببرد.

اگر ما در فهم اين حقيقت با منظومه تابناك، كوتاهي كرده‌ايم آن داستان و سخن ديگري است. وقتي كه امامان معصوم (علیهم السلام) ما در انتظار بوده‌اند پيشوايان بزرگ ما با انتظار تنفس كرده‌اند و نهضت‌هاي بزرگي با انتظار پيوند خورده است ما بايد هم كاركردهاي روان‌شناختي و اخلاقي و تربيتي انتظار را بدانيم هم در ساير ساحت‌ها به تحليل و واكاوي آن پردازيم.

انتظار‌ مي‌رود اين نوشتار آغازي باشد براي باز شناسي عميق‌تر كاركردها و آثار اخلاقي و تربيتي و روانشناختي انتظار و براي اينكه از اين مقوله و اين منظومه براي ساختن انسان‌ها و نسل جوان بهرمند شويم.

خطبه نماز حمعه قم تاریخ 1394/08/22

خطبه اول

ابراز محبت عامل اثرگذاری آن در شکوفایی خانواده

نظر رحمت الهی ثمره حاکمیت محبت در خانواده

  

 اعوذ بالله الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و لاسیّما بقیة الله فی الارضین.

توصیه به تقوا

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»[1]عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه وَ تَجَهَزوا عِبادَالله فَقَد نُودِیَ فیکُم بِالرَحیل وَ تَزَوَدوا فَإِنَّ خَیرَ الزاد التقوی.

همه شما نمازگزاران و خودم را به پارسایی و خویشتن‌داری و تقوای الهی در همه شئون زندگی سفارش و دعوت می‌کنم. امیدوارم خداوند همه ما را از بندگان وارسته و شایسته خویش مقرر بفرماید.

السلام علیک یا بنت ولی الله، السلام علیک یا اخت ولی الله، السلام علیک یا عمة ولی الله، السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر و رحمة الله و برکاته

اشاره‌ای به خطبه‌های پیشین

بحث ما در خطبه‌های پیشین پیرامون اصول و ضوابط خانوادگی و قواعدی که باید میان‌همسران مراعات بشود بود. هشت اصل و قاعده ذیل در رابطه با روابط زن و شوهر موردبررسی قرار گرفت:

1. نگاه آرمانی و ایمانی به زندگی

2. خود را در روابط اجتماعی و خانوادگی به‌جای دیگران قرار دادن

3. شناخت دقیق و درست متقابل همسران و اعضای خانواده از یکدیگر

4. کنترل و کاهش توقعات در زندگی

5. صبر و بردباری وشکیبایی تحمل در روابط خانوادگی

6. اصل راهبردی صرف وقت برای زندگی خانوادگی و گفتگوها و مجالست در درون خانواده

7. اصل همکاری و تعاون و همیاری در امور زندگی

8. اصل توافق و تشاور و رایزنی بیم زن و شوهر است.

اصل نهم در روابط خانوادگی: محبت و مهرورزی و ابراز آن

اصل و قاعده نهم در روابط میان‌همسران یک قاعده و اصل بسیار بنیادین و به نحوی حاکم بر همه اصول بود و آن اصل مودت و دوستی و مهرورزی و مهربانی بین زن و شوهر بود. این اصل با هشت اصل سابق یک رابطه متقابل دارد: از طرفی وجود محبت و علاقه که در آیه شریفه[2] به‌عنوان یک محور در روابط خانوادگی آمده بود ریشه و اساس همه اصول است و از طرف دیگر رعایت صبر و بردباری و همفکری و هم‌نشینی و مجالست و صرف وقت و … تولید صمیمیت و مهربانی در خانه می‌کند.

دوباره باید تأکید کنیم این‌همه اصرار بر اصول خانوادگی و روابط صمیمی در خانواده به خاطر این است که بنیان سلامت جامعه و تربیت انسان‌های سالم و سعادت دنیا و آخرت همه انسان‌ها، به خانه‌های آباد و صمیمی برمی‌گردد. اصل صمیمیت و مهربانی و اظهار مهر و محبت پایه مهم در روابط خانوادگی است.

باید این اصول و روابط زندگی را به فرزندانمان آموزش دهیم، نهاد آموزش‌وپرورش، نهاد دانشگاه باید این اصول زندگی را به نسل جوان آموزش دهد. اگر ما جوانانمان را بر اساس این اصول آموزش دادیم و تربیت کردیم، آن‌وقت خانه‌های آباد و نورانی و صمیمی شکل خواهد گرفت.

نکات تکمیلی در باب اصل نهم

عرض کردیم اصل محبت و دوستی در میان‌همسران و اعضای خانواده از اصول مهمی است که در قرآن به آن اشاره‌شده است و در آیات و روایات متعدد مورد تأکید بود در خطبه‌های قبل به اهمیت این مسئله اشاره کردیم.

اکنون به چند نکته در تکمیل بحث دوستی و محبت اشاره می‌کنیم:

ابراز محبت عامل اثرگذاری آن در شکوفایی خانواده

نکته مهم این است که این اصل گرچه یک امر قلبی و درونی است ولی هنگامی خانه را آباد و صمیمی می‌کند که محبت و علاقه در روابط میان‌همسران به نحو دقیق و درست ابراز شود، فلذا در روایات ما بر این نکته تأکید شده است که محبت خویش را به یکدیگر ابراز کنید. در روابط بین مؤمنین نیز این بحث آمده است و بخصوص در رابطه بین زن و شوهر آمده است که محبت خود را به‌طرف مقابل ابراز و اعلام کنید. ابراز محبت لازم است صرف وجود علاقه قلبی کافی نیست این علاقه و صمیمیت باید در عمل و رفتار و گفتار همسران و اعضای خانواده تجلی پیدا بکند. این ظهور و بروز مهم است البته این ابراز محبت نیاز به حکمت و درایت و دقت دارد.

انواع ابراز و اظهار محبت

در روایات ما به سه نوع ابراز محبت اشاره‌شده است:

1. ابراز محبت زبانی

ابراز محبت زبانی به این معنا است که انسان هوشمندانه و حکیمانه حیا نکند و آسان و راحت علاقه خود را به همسر خویش ابراز کند. در روایتی از امام صادق آمده بود همین‌که مردی به همسر خود اعلام دوستی کند عمق این عمل چنان است که هیچ‌گاه از دل او زایل و محو نخواهد شد. «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»[3]

2. ابراز محبت جوارحی

دومین نوع ابراز محبت، اظهار امور قلبی در عمل و جوارح انسان است. نوع حرکات بدنی شخص نشان‌دهنده این است که به شخص مخاطب علاقه دارد یا ندارد. بنابراین باید حرکات شما در تعاملات خانوادگی گویای محبت و علاقه شما به همسرتان باشد. این جمله شریف را از پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) دقت بفرمایید که طبق این نقل آمده است که ایشان فرمودند: «إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوْجِهِ، وَنَظَرَتْ إِلَيْهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِمَا نَظَرَ رَحْمَةٍ»[4]

 این فرمایشات فلسفه مهمی‌دارد. خانه صمیمی و سالم همه جامعه را سالم و صمیمی می‌کند. طبق این نقل پیامبر خدا فرمودند: آنگاه‌که مرد نگاه محبت‌آمیز به زن بیافکند و زن نگاه دوستانه به همسر خویش بیندازد خداوند نگاه لطف و مهربانی خویش را متوجه آن خانه و این زن و شوهر می‌کند.

 برای اینکه کمال آن‌ها و سعادت جامعه در این است که خانه صمیمی شکل بگیرد، چنین خانه‌ای جامعه سالم و آباد و فرزندان صالح تربیت می‌کند. البته این نیاز به هنر و حکمت و هوشمندی دارد که شخص علاقه‌های خود را در روابط خانوادگی حتی در نگاه خویش اعلام و ابراز کند، خشم و کینه و دشمنی را در میان خودشان و روابط خانوادگی به کناری گذارند و نگاهشان نگاه دوستانه و مهربانانه باشد.

 حتی در سختی‌ها و خشم‌ها اگر هنر ورزیدیم و بر هوای نفسمان غالب آمدیم و نگاه و سخن ما مهربانانه شد خانه سالم و صمیمی می‌شود.

3. بروز لطف و احسان در تعاملات با یکدیگر

فراتر از ابراز زبانی و اظهار در نگاه و رفتارهای بدنی و جوارحی تجلی مهربانی در گونه سوم است و آن به این شکل است که مهربانی در تعاملات و در عمل و اقدامات تجلی پیدا کند. لطف و احسان، برّ و نیکوکاری و کمک و همیاری این‌ها جلوه‌های محبت و دوستی است که شما به همسرانتان تقدیم می‌کنید و به‌ویژه اگر این ابراز محبت در زبان و سخن، در کلام و بیان و در عمل و رفتار در آغاز تشکیل زندگی شکل گیرد پایه‌های خانواده استوار و محکم می‌شود و ارکان خانه باعلاقه و دوستی استوار می‌شود.

 محبت و مهربانی هم باید در قلب موج بزند و هم در رفتار و ظواهر تجلی کند تا خانه، خانه سالم، پیشرو، آباد و الهی و آسمانی شود.

آثار محبت و ابراز آن

 در روایات به ابعاد مختلف اشاره‌شده است که به مواردی اشاره می‌شود:

1. فزونی و فراخی رزق

محبت و ابراز محبت موجب افزایش رزق و گشایش در زندگی می‌شود.

این طبیعی است بخشی از آن ظاهری و بخشی هم معادلات معنوی است وقتی روابط خانوادگی صمیمی و دوستانه بود این رابطه دوستی در رزق و دوستی اثر می‌گذارد که در روایتی از امام صادق آمده است.

2. طولانی شدن عمر

در روایت آمده است که از آثار محبت در خانواده زیاد شدن عمر است. در روایت وارد شده است که: مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِ بَيْتِهِ مُدَّ لَهُ فِي عُمُرِهِ[5] هر کس به اهل بیت خود نیکویی کند عمرش طولانی می‌شود.

3. جلب نگاه محبت الهی: که در روایت پیشین گذشت.
4. قرب و هم‌نشینی با پیامبر در بهشت

 پیامبر اکرم فرمودند: «أَقْرَبُكُمْ مِنِّي مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ»[6] که نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت خوش‌خلق‌ترین شما و بهترین شما برای خانواده‌اش است.

هر چه قدر شما بهتر باشید و رابطه بهتری در خانه پایه‌ریزی کنید جایگاه شما در قیامت به پیامبر خدا نزدیک‌تر است. این‌قدر این مهربانی و نیکوکاری در خانه امتداد و موج دارد که تا عالم برزخ و قیامت می‌رود و جایگاه شما را نزدیک جایگاه پیامبر می‌کند.

5. ایجاد زمینه رشد و تعالی اعضای خانواده: محبت در خانه باعث ایجاد زندگی آرام و زمینه رشد و معنویت در خانه و در میان اعضای خانواده می‌شود.
6. تربیت فرزندان خوب و صالح

بنابراین آثار مهربانی و اظهار محبت می‌تواند چنین در دنیا و آخرت تجلی کند.

موانع محبت و ابراز محبت در میان خانواده

اما موانعی می‌تواند جلوی محبت و ابراز آن را بگیرد و مانع آن‌همه فواید و آثار دنیوی و اخروی برای خانواده باشد:

1.      ابتلای به گناه: یکی از این موانع ابتلای اعضای خانواده به گناه است؛
2.     مشغول شدن اعضای خانواده در فضاهای مجازی گناه‌آلود
3.    دل‌بستگی‌ها و عشق‌های دنیایی

دل‌بستگی‌ها و عشق‌های دنیایی باطل، صمیمیت خانواده را از خانواده‌ها می‌گیرد چشم‌چرانی می‌کند دلی پرواز می‌کند عشق شیطانی بروز پیدا می‌کند و آن صمیمیت و محبت الهی از خانواده رخت برمی‌بندد.

امروز خانه‌های و نسل جوان ما در معرض این آسیبی است که عشق‌های مجازی دلدادگی‌های بی‌حاصل، اموری که خیلی گذرا و موقت است داخل خانواده می‌شود و این فضای مهر و محبت و صمیمیت را از خانواده جمع می‌کند. در ابتدا شخص نمی‌فهمد، جوان است و در معرض وسوسه‌های شیطانی قرا گرفته است، آرام‌آرام در مسیر شیطان قدم برمی‌دارد و موج‌های شهوت و شیطان او را از زن یا شوهر خود جدا می‌کند. [7]ممکن است که جسمشان در کنار هم باشد ولی خبری از مهر و مودت در میان اعضای خانواده نباشد و به‌نوعی دچار طلاق عاطفی شوند. اسلام با این مخالف است اسلام می‌گوید مهر و عشق و علاقه خویش را مدیریت و مهندسی کنید و در مجرای صحیح و مشروع بکار برید و آن را در کانالی که خداوند تعیین کرده به‌کارگیرید. به همین دلیل است که روایات این‌قدر تأکید می‌کنند در خانه و در مسیر مشروع به هم عشق بورزید و محبت خود را ابراز کنید تا نگاه خداوند به شما نگاه رحمت آمیز شود، تا جایگاه شما در قیامت به جایگاه پیامبر خدا نزدیک باشد، تا زمینه‌های سعادت دنیا و آخرت برای شما فراهم آید.

 این اصول و ضوابط مهم روابط خانوادگی است و فقه و اخلاق اسلامی این‌قدر جوانب یک زندگی پیشرو و سالم را پیش‌بینی کرده است. اگر ما امروزه فقط همین اصولی که از کتاب و سنت مرور می‌کنیم را در خانه‌های خود پیاده کنیم خانه‌های ما آسمانی و نورانی خواهد شد.

خدایا به اولیای الهی تو را قسم می‌دهیم به ما توفیق عمل به این تکالیف الهی و وظایف آسمانی و تحکیم پیوندهای خانوادگی عنایت و کرامت بفرما.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[8]


[1]. حشر آیه 18.

[2]ـ «وَ مِنْ ءَايَاتِهِ آن خَلَقَ لَكمُ مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُواْ إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فىِ ذلِكَ لَايَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون» و از نشانه‏هاى قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسرانى آفريد. تا به ايشان آرامش يابيد، و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد. در اين عبرتهايى است براى مردمى كه تفكر مى‏كنند. (سوره روم (30) آیه 21)

[3]ـ اینکه مرد به همسر خود بگوید «دوستت دارم» هرگز آن را فراموش نمی کند. (الكافي، ج 5، ص 569)

[4]ـ مسند زید، ص 302؛ کنزالعمال، ج 16، ص 276، ح 44437؛ موسوعه معارف الکتاب و السنه، محمدی ری شهری، ج 2، ص 352

[5]ـ الكافي، ج 2، ص 105.

[6]ـ وسائل‏الشيعة، ج 12، ص 153.

[7]ـ «يَأَيُّهَا النَّاسُ كلُواْ مِمَّا فىِ الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» سوره بقره آیه 168

[8]. سوره کوثر

خطبه دوم

تأکید بر برنامه‌های پسا برجام بر اساس فرمایشات رهبری

لزوم وجود ممیزی حکیمانه در مقوله کتاب

اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رب العالمین و الصلوه علی اشرف الاوصیاء و المرسلین، حبیبنا و حبیب اله العالمین ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی وصیه علی امیرالمومنین و علی الصدیقة الطاهره فاطمة الزهرا و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة اللهم صلّ و سلّم و زد و بارک علی أئمة المسلمین علیّ بن الحسین و محمد بن علیّ و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علیّ بن موسی و محمد بن علیّ و علیّ بن محمد و الحسن بن علیّ و الخلف القائم المنتظر ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عتره خیره رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

توصیه به تقوا

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ»[1] عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و ملازمه امره و مجانبه نهیه

در آیه شریفه 18 سوره حشر خداوند ما را دو بار به تقوا توصیه کرده است: «يَأَيُّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا تَعْمَلُونَ»[2]

تقوا مراتب و درجات دارد در همه زندگی و در همه ساحات و شئون زندگی نیاز به تقوا داریم.

 هم تقوای ابتدایی برای حرکت لازم است اندیشه در معاد و مبدأ و توجه به زندگی آینده انسان را به حرکت وامی‌دارد و سیر معنوی را آغاز می‌کند ولی پس از آغاز پارسایی و تقوای اندیشه و عمل، باید «وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» نگاه کنیم که چه چیزی به‌سوی آخرت می‌فرستیم بدانیم که اعمال ما با همه حقیقت آن ماندگار خواهد بود و در قیامت خود را نشان خواهد داد. عمل ما در برزخ و قیامت و عالم بهشت و جهنم با ماست. عمل ما شخصیت ماست. عمل ما درون‌مایه جان ماست.

این عمل را خوب دقت کن خیلی از اوقات ما عمل را عَرَض جدای از خود می‌دانیم فکر می‌کنیم عمل از ما صادر و تمام شد، برادران و خواهران اعمال ما سازنده جان ماست جان ما برآمده از عمل‌های ماست همان عمل نهانی ما در گوشه‌ای که کسی هم از آن اطلاعی ندارد آن عمل جان و روح و شخصیت ما را می‌سازد.

«وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» عملت را ببین همان عمل در خلوت را بدان که سازنده شخصیت توست و در آن دقت کن که از تو جداشدنی نیست.

 «وَ اتَّقُواْ اللَّهَ» اگر شما این نکته را دقت کردید آن‌وقت تقوا در جان شما ریشه می‌دواند تقوا برای این است که ما مدیر عمل خویش باشیم، یعنی مدیر شخصیت خویش باشیم، ببین با چه خشت‌هایی این ساختمان وجود خود را بنا می‌کنیم عمل تو آن خشت‌ها و آجرهای ساختمان وجود توست، چراکه «إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا تَعْمَلُونَ» چشم بینا و دستگاه‌های بیدار خدا همه شما و اعمال شما را ضبط و ثبت می‌کند. خدایا به ما توفیق شناخت حقایق الهی و عمل به فرمان‌های خود و تقوای در همه شئون زندگی عنایت بفرما

مناسبت‌ها

به‌صورت گذرا به مناسبت‌های این ایام اشاره می‌کنم:

1. تبریک ولادت امام باقر و امام کاظم (ع)

بنا بر قولی موالید امام باقر و امام کاظم (ع) در ماه صفر است که این موالید را تبریک عرض می‌کنم.

2. تسلیت شهادت امام مجتبی (ع) و حضرت زید بن علی (س)

بنا بقولی شهادت امام مجتبی (ع) و شهادت حضرت زید بن علی (س) در ایام نخستین ماه صفر هست که تسلیت عرض می‌کنم.

3. بزرگداشت سلمان فارسی و علامه طباطبایی

روز بزرگداشت سلمان فارسی آن انسان بزرگ و پارسای کم‌نظیر و همین‌طور سالروز ارتحال علامه طباطبایی مفسر کبیر قرآن را گرامی می‌داریم.

4. تکریم آیت‌الله مرعشی نجفی

سالروز رحلت آیت‌الله‌العظمی مرعشی نجفی را گرامی می‌داریم.

5.   بزرگداشت شهدا

یاد و خاطره شهیدان کربلا و امام شهیدان و همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس و شهدای مقاومت اسلامی در سراسر عالم اسلامی و یاد علما و مراجع درگذشته را گرامی می‌داریم و یاد شهیدان مدافع حرم و شهدای مقاومت را گرامی می‌داریم با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد

6. بزرگداشت هفته کتاب و کتاب‌خوانی و کتابداری

کتاب در شکل‌های مختلف جزء حیات بشر است. تاریخ و تکامل بشر به کتاب و کتاب‌خوانی گره‌خورده است. اگر کتاب و ثبت و ضبط آثار را در قالب کتاب از تاریخ بشر حذف کنیم دیگر از انسانیت و تاریخ و تمدن بشر چیزی باقی نمی‌ماند. اسلام هم بر این اصل تمدنی تأکید دارد کتاب و کتاب‌خوانی و فرهنگ مطالعه و دانش‌افزایی امری است که در اسلام مورد تأکید قرارگرفته است. قرآن ما با فرمان خواندن آغاز شد[3] و معجزه پیامبر کتاب نوشتاری ماندگار است. تمدن اسلام و مسلمین با قرآن و کتاب پیوند خورده است و در احادیث و تعالیم ما بر کتاب تأکید زیادی شده است، لذا باید مقوله کتاب و کتاب‌خوانی موردتوجه قرار بگیرد. البته اسلام همان‌طور که بر اصل نوشتن و خواندن و قرائت و مطالعه به‌عنوان بخشی از سبد زندگی تأکید می‌کند انتخاب کتاب چه در نوشتن چه در نشر و چه در خواندن آن را هم مهم می‌داند.

 مهم است که ما کتاب را درست انتخاب کنیم غذای فکر و جانمان را به‌درستی برگزینیم، هم کسی که می‌خواهد بنویسد، هم کسی که می‌خواهد نشر دهد و هم ما که می‌خواهیم مطالعه کنیم.

 در خصوص مقوله کتاب ضمن این‌که در اینجا باید از همه دستگاه‌ها و همه‌کسانی که در حوزه کتاب فعال هستند و تلاش می‌کنند تقدیر و تشکر کرد چند نکته را فهرست‌وار یادآوری می‌کنم:

1.     پایین بودن سرانه مطالعه در کشور

سرانه مطالعه همچنان در کشور ما پایین است. ما باید از رهبری معظم و بزرگانمان بیاموزیم که مطالعه در خانه‌های ما یک سنت هر روزه و پایدار باشد. فرهنگ عمومی بچه‌های ما باید بر مطالعه استوار شود. این مطلبی است که ضرورت دارد و باید همه در مورد آن کار کنند و ترویج و تبلیغ کنند تا فرهنگ مطالعه در خانه‌ها و جامعه ما رواج پیدا کند. در مساجد، مدارس، کارخانه‌ها و محیط‌های عمومی باید زمینه مطالعه و خواندن کتاب‌های سودمند فراهم شود.

2. کاهش تیراژ کتاب و مجلات و مقالات

 از آسیب‌های امروز جامعه ما این است که علیرغم این‌که عناوین کتاب‌ها زیاد است و وضع نسبتاً خوبی دارد و کتاب‌هایی که در کشور منتشر می‌شود در سال حدود 80 هزار عنوان کتاب است. در قم به‌عنوان مرکز مهم مطالعه و کتاب و تولید فکر سالانه حدود 8 هزار عنوان کتاب تولید می‌شود چراکه قم از جایگاه‌های پیشگام کشور و جهان اسلام است. اما درعین‌حال تیراژ کتاب، مجلات و مقالات کاهش پیداکرده است و مشکل اصلی در این مقوله مشکلات ناشران و کتاب‌فروشی‌هاست که باید تسهیلات مناسب برای ناشران و کتاب‌فروشی‌ها فراهم شود، در دریافت مالیات موردتوجه قرار گیرند تا نشر ما بتواند بازار بهتری پیدا کند. نشر امروز حالت رکود دارد و با مشکلات زیادی مواجه است و محدودیت کتابخانه‌ها و سرانه صندلی‌ها هنوز هم در استان‌های ما بخصوص در استان‌های محروم و مناطق محروم مطلوب نیست که نیاز به سرمایه گزاری بیشتر هم از طرف دولت و هم از طرف خیرین دارد.

3. لزوم وجود ممیزی حکیمانه در مورد کتاب

باید در تولید کتاب دقت‌های زیادی شود. در مورد کتاب باید نظام ممیزی منسجم داشته باشیم چراکه کتاب غذای روح است. این فکر که ما در کتاب ممیزی لازم نداریم یک فکر غلطی است البته باید این ممیزی حکیمانه و هوشمندانه و درست و سنجیده باشد.

4. لزوم توجه به تولیدات الکترونیکی و دیجیتال

تولیدات الکترونیک و دیجیتال هم مقوله بسیار مهمی است که باید موردتوجه قرا گیرد.

 در اینجا ضمن اینکه توصیه‌های کلی را عرض شد، اما هم مردم و هم نظام اداری و دستگاه‌های مسئول ما باید یک نهضت جدیدی برای ترویج مطالعه و ارتقای زیرساختارهای کتاب دنبال کنند.

5.    قم قطب مهم عالم اسلام در تولید فکر و اندیشه

باید تأکید کنم که قم یک جایگاه ویژه‌ای دارد. ما انتظار داریم مسئولان محترم در خصوص نمایشگاه سالانه کتاب در قم، تقویت کتابخانه‌ها، تأسیس کتابخانه بزرگ عمومی مجهز در قم و همین‌طور توسعه کتابخانه‌ها در مساجد و محلات و مناطق تلاش کنند. کتابخانه‌های مهمی در قم وجود دارد کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی از افتخارات قم و ایران و جهان تشیع و اسلام است، هر هیئت خارجی که این کتابخانه بزرگ را می‌بینند واقعاً مبهوت و خیره می‌شود بنابراین، امروز، قم یک پایگاه مهم و قطب بزرگ در تولید فکر و اندیشه و مقاله و کتاب در عالم اسلام و در منطقه است. این قطب مهم برای همه ایران است همه هم باید برای ارتقای آن کمک کنند.

6.    لزوم ارتباط کتابخانه‌های حوزوی و دانشگاهی با توده‌های مردم

ارتباط کتابخانه‌های حوزوی و دانشگاهی با توده‌های مردم امر مهمی است و نباید حوزه و دانشگاه از بدنه جامعه جدا باشد بلکه باید در ارتباط با یکدیگر بوده در تعالی یکدیگر سهیم و پویا باشند.

7. تأکید بر برنامه‌های پسا برجام بر اساس فرمایشات رهبری

مسئله مهم دیگری که لازم است مورد تأکید قرار بگیرد درخواست و تأکید بر برنامه‌های پس از برجام است. قصه برجام مسیر خود را طی کرد، اما باید بعد از برجام چند نکته بسیار مهم است که امیدواریم همه به آن‌ها توجه جدی داشته باشند:

1. شکل‌گیری هیئت ناظر بر حسن انجام برجام

 شکل‌گیری هیئت ناظر و مشرف بر رعایت 9 بندی است که در فرمان مهم رهبری معظم آمد. ملت ما ضمن تقدیر و تشکر و همراهی با مسئولان با همه وجود این را فریاد می‌کند و مطالبه دارد که مسائل بعد از برجام و رعایت خط قرمزها توسط آن هیئت ناظر به‌درستی طراحی و دنبال شود و این از مطالبات بسیار جدی است که باید مسئولان ما به‌درستی به آن توجه کنند.

2.    پایه‌ریزی اقتصاد قوی و درست مقاومتی

ملت ما با مشکلاتی مواجه است. ملت ما صبور و حکیم‌اند و با برنامه‌های نظام همراهی می‌کنند اما مشکلات اقتصادی مردم کم نیست ما باید اقتصادی عمیق، دانش‌بنیان، قوی، مقاومتی، درون‌زا و متکی بر منابع داخلی باشد. این اصول مهم اقتصادی است که مطالبه رهبری عظیم الشان انقلاب و ملت شریف ماست و حتماً باید به این مسئله مهم اقتصاد مقاومتی توجه شود.

3.    توجه به توطئه و نفوذ دشمنان به‌ویژه امریکا

 آمریکا در ایران و منطقه از مقاومت اسلامی و از امواج خروشان انقلاب اسلامی ضربه خورده است و نمی‌شود به او اعتماد کرد. از شکل ظاهری و دست‌کش‌های نرم و لب‌های خندان دشمن نباید فریب خورد.

 ما هوشمند و حکیم و صبور هستیم، با منطق عمل می‌کنیم اما باید دشمن‌شناسی ما قوی باشد، دشمنی که در سوریه و عراق و فلسطین و یمن از جبهه مقاومت اسلامی ضرب شست دیده است آرام نخواهد نشست، عمال خود را بسیج خواهد کرد. همه ما باید در برابر توطئه‌هایی که برای برهم ریختن افکار و عقاید ما و برای درهم ریختن صفوف متحد ما، آن‌هم در آستانه انتخابات که باید جدی گرفته شود هوشیار باشیم. ما در انتخابات ضربه‌ها خورده‌ایم، ابتلائات پیداکرده‌ایم، فتنه‌ها ایجادشده است. ملت ما هوشیار است جناح‌ها و مسئولین ما هم باید هوشیار باشند و این نکات بعد از برجام توجه بشود.

8. اهتمام به پیشرفت علمی کشور

حدود ده محور در فرمایشات بسیار بلند مقام معظم رهبری در دیدار با دانشگاهیان و اساتید و روسای دانشگاه‌ها و مسئولان کشور بود که باید به آن‌ها توجه شود و باید آن توصیه‌ها در حوزه فرهنگی و رشد علمی و فن‌آوری در دانشگاه‌ها و در متن برنامه‌های دانشگاه‌ها دیده شود. این مطالبه ملت ماست.

9. لزوم هر چه باشکوه‌تر برگزار شدن راهپیمایی اربعین حسینی

وارد ماه صفر شده‌ایم و در آستانه اربعین و حماسه باشکوه راهپیمایی اربعین هستیم. حماسه راهپیمایی اربعین نماد عظمت اسلام و جریان اسلام ناب است. آنچه انتظار می‌رود این است که دولت عراق، مسئولان کشور و همه مردم و عاشقان و دلباختگانی که به حریم سالار شهیدان پناه می‌آورند با هم همبستگی داشته باشند تا به فضل الهی امسال نیز شاهد یک راهپیمایی باشکوه اربعین باشیم. راهپیمایی که هم عظمت ایمانی ما را نشان می‌دهد هم پاسخ ما را به فریاد سالار شهیدان ندا می‌کند و هم شجاعت و مقاومت ما را در برابر دشمنان اسلام و جریانات انحرافی و تکفیری نشان می‌دهد. این راهپیمایی باید در اوج شکوه و عظمت تحقق پیدا کند.

 همین‌جا باید تشکر کنم از دوستانی که از قم در سال قبل و سال‌های قبل‌تر موکب حضرت معصومه را در کربلا راه‌اندازی کردند و خدمات خوبی به زائران دادند و امسال برنامه‌ریزی کامل‌تر و جامع‌تری کرده‌اند. انشالله امسال هم مردم برای برگزاری این مراسم خوب به‌عنوان موکب حضرت معصومه در کربلا کمک خواهند کرد و دوستان انشالله در این کار موفق خواهند بود.

10. گرامیداشت تأسیس دانشگاه فنی و حرفه‌ای

 سالروز تأسیس دانشگاه فنی و حرفه‌ای که یک مأموریت بسیار مهم دارد گرامی می‌داریم و به عزیزانمان تبریک می‌گوییم.

11. امربه‌معروف و نهی از منکر وظیفه عمومی آحاد مردم

قانونی برای امربه‌معروف و نهی از منکر تصویب شد ولی فراتر از آن، این فریضه یک وظیفه عمومی است. تذکر زبانی و مراقبت از هنجارشکنی‌ها وظیفه ماست.

با بیان درست و با منطق صحیح جلوی هنجارشکنی‌ها بخصوص در ارزش‌های حجاب و عفاف مقاومت کرده بایستیم. گاهی هنجارشکنی‌های بسیار ناصحیحی در وسایل عمومی رخ می‌دهد که ما انتظار داریم نیروی انتظامی باقدرت و قوت و جدیت اقدام کند. همین‌جا هم با همه وجودمان از اقداماتی که نیروی انتظامی برای کنترل ناهنجاری‌ها بخصوص در حوزه عفاف و حجاب انجام می‌دهد حمایت و پشتیبانی می‌کنیم.

چندجمله‌ای نیز با عرب‌زبانان عزیز سخن بگویم:

ایتها الاخوه و الاخوات و الساده والسیدات اولا اوصیکم و نفسی بتقوی الله تبارک و تعالی فی جمیع ساحات الحیاه الفردیه و العائلیه و الاجتماعیه فان تطبیق اوامر الله و نواهیه و تقوی الله فی مختلف ابعاد حیاتنا و معیشتنا یوفر لنا الحیوه الطیبه و یضمن لنا السعاده الدنیویه و الاخرویه

و ثانیا: من الجدیر بالذکر ان من اهم تعانیه الامة الیوم رواج الافکار و الرؤی المتدنیّه باسم الاسلام و النظریات المتطرفه الطائفیه و الاراء و الفتاوی التکفیریه

هذه الفکره التشددیه و الرجعیه اصبحت عویصه هامه و اوجبت تمزق صفوف الامه و خدمت الکیان الصهیونی

 و هذه الفکره التکفیریه و التشدد الطائفی لها و إن کانت لها جذور معرفیه و فکریه هنئیه و منفده، و لکن الیوم هذه الافکار و التطرفات التکفیریه و الارهابیه لها جذور استکباریه و صهیونیه و من الاکید ان نکون نبهین ان وراء هذه الامواج التطرفیه و الارهابیه والتکفیریه القوی الاستکباریه، و هولاء المتطرفون فی مختلف البلدان الاسلامیه فی الحقیقه هم عملاء امریکا و اسرائیل و عملاء الحکام و السلاطین المستبدین و مرتزقه المستکبرین و لمعالجه هذه العویصه الهامه و الداء المهلک علینا جمیعا توعیه الشعوب والشباب فی البلدان الاسلامیه، و من الأکید ان وظیفه العلماء و المثقفین و المفکرین فی هذه المجال هامه جداً

 ومما یسعدنی ان اشیر الیه فی هذا المجال ان اوکد ان الجمهوریه الاسلامیه و قیادتها الحکیمه و حوزه قم و مراجعها العظام ابروزا و مازالوا یبرزون استعدادهم للحوار حول هذه المعاناه و القضیه المهمه و یوکدون علی ضروره الحوار الهادئ و التعاضد الاسلامی و تأکید علی خطاب الحضاره الاسلامیه و التجنب من التعصبات الطائفیه من ناحیه جمیع المذاهب سنه و شیعه، و من خلال هذا علینا ان نقوم بدعم المقاومه الاسلامیه و انتفاضه فلسطین فی الدفه الغربیه نسئله ان یوفقنا بخدمة الاسلام و المسلمین.

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجلّ الاکرم یا الله … یاارحم الرحمین. اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله.اللهم اغفر للمومنین و المومنات والمسلمین والمسلمات،خدایا دلهایی ما را به انوار اسلام مزین بدار، شر دشمنان اسلام و تکفیری‌ها را در جهان به خودشان بازبگردان، گام‌های ما را در راه اسلام و دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی استوار بدار، خدایا مریضان و جانبازان عزیز، مریضان موردنظر شفا عنایت بفرما، ارواح طیبه شهدای انقلاب و دفاع مقدس و مقاومت اسلامی و مدافع حرم و عتبات عالیات و جانباختگان منا و درگذشتگان از این جمع، و ارواح علما و مراجع درگذشته و روح امام شهیدان با سید و سالار شهیدان محشور بفرما، گناهان ما را ببخش، توبه و انابه ما را بپذیر، دل‌های ما را به همدیگر مهربان و رئوف و رحیم بفرما،خدمتگزاران به کشور و انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری را مؤید و منصور بدار، سلام‌های خالصانه ما را در این روز عزیز به محضر پیامبر خدا، فاطمه زهرا، حضرت علی بن ابیطالب و ائمه طاهرینت و امام عصر ابلاغ بفرما،در فرج ایشان تعجیل بفرما.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ[4]


[1]سوره توبه آیه 119

[2]ـ سوره حشر آیه 18

[3]ـ «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ» بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد. سوره علق آیه 1

[4]. سوره الاخلاص

خطبه‌های نماز جمعه قم 1394/08/01

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین و لاسیّما بقیة الله فی الارضین.

توصیه به تقوا

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[1] عِبادَالله اُوصیَکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی الله وَ مُلازِمَة اَمرِه وَ مُجانِبَة نَهیِه.

همه شما برادران و خواهران نمازگزار و سوگواران سالار شهیدان و خودم را در این روز شریف و بزرگ به پارسایی و پرهیزگاری و عمل به فرمان‌های خداوند سفارش و دعوت می‌کنم. امیدواریم خداوند درهای حکمت و رحمت خویش را به روی ما بگشاید و همه ما را از سوگواران واقعی سالار شهیدان و پارسایان و پرهیزگاران مقرر بفرماید.

نکاتی در باب عاشورای حسینی (ع)

در روز تاسوعای حسینی و در آستانه روز عاشورای حسینی (ع) قرار داریم. ضمن عرض تسلیت به همه سوگواران عاشورای حسینی نکاتی در باب عاشورای حسینی و نهضت بزرگ امام حسین عرض می‌کنم:

1. عاشورا مکتب تکامل و بزرگی

عاشورا یک مکتب متکامل و بزرگ است. عاشورا داستان پرفروغ و پرشکوهی است که همه اسلام و معارف گوناگون دین در آن تجلی کرده است. از ویژگی‌های مهم عاشورا این است که گویا همه معارف الهی و ارزش‌های دینی و اخلاقی در این قصه جان‌سوز و کربلای حسین (ع) تجلی کرد. عاشورا یک مکتب، مدرسه و دفتر جامع همه حقایق دین است، عاشورای حسینی (ع) آینه تمام نمای همه ارزش‌ها و معارف متعالی دین است و به همین دلیل است که اگر ما عاشورا را ورق بزنیم و در آن بیاندیشیم می‌توان ده‌ها نکته اخلاقی و معنوی و معارفی از آن استخراج کرد.

 بنده زمانی نکته‌های مهمی که می‌توان از واقعه عاشورا الهام گرفت را لیست کردم، تقریباً نکته‌های بارز اخلاقی و معارفی در آن فهرست، از صد عنوان متجاوز شد. از افتخارات اسلام و پیروان اهل‌بیت است که سرمایه‌ای مثل عاشورا دارند. عاشورایی که جلوه‌گاه همه دین و تجلی‌گاه همه ارزش‌های متعالی الهی شد.

 این‌که بعد از قرون متمادی فروغ و عظمت عاشورا باقی‌مانده است و این‌گونه دل‌های مشتقان و انسان‌های آزاده را پیرامون خود جمع کرده است به خاطر غنای عاشوراست. ده‌ها نکته مهم در حوزه‌های سیاسی و اخلاقی و اجتماعی و فکری و معرفتی در عاشورا جمع شده است. این حماسه بی‌نظیر تاریخی دربردارنده این‌همه معارف اخلاقی و معنوی است. هیئات و مداحی‌ها و سخنرانی‌های ما باید سرشار از تحلیل این معارف و درس‌های بزرگ باشد و به خاطر این جامعیت می‌توان عاشورا را از منظرهای گوناگون تفسیر کرد.

شما اگر بخواهید از منظر علوم انسانی حتی علوم جدید به تحلیل عاشورا بپردازید جای بحث‌های وسیع و طولانی وجود دارد؛ از منظر روانشناسی، جامعه‌شناسی، مدیریت و از منظرهای گوناگون سیاسی و اجتماعی می‌شود عاشورا را تحلیل کرد که این جامعیت نشان از غنای این واقعه دارد، لذا چنین قصه‌ای با این جامعیت، شایسته بررسی‌های فراوان و درس گیری‌های گوناگون است و قابلیت استخراج نظریه‌های مهم از آن را دارد.

شما اگر از منظر مدیریت این واقعه جان‌سوز و داستان پرشکوه را تحلیل کنید خواهید دید که مدیریت سالار شهیدان و زینب کبری سلام‌الله علیهما نسبت به این قصه چه مدیریت پرمعنا و متعالی بوده است.

عاشورا آن‌قدر لایه به لایه، و پر راز و رمز و پر نکته است که گویا همه اسلام در آینه عاشورا تجلی کرده است و به همین دلیل از منظرهای گوناگون فلسفی، کلامی، فقهی، اخلاقی، عرفانی و غیره می‌شود آن را تحلیل کرد و درس‌های گوناگون از آن گرفت.

متن منبر و نوحه و عزا و هیئات ما باید جلوه‌گاه شور و سوزوگداز عاشورایی باشد و روح عاشورا را نسل به نسل منتقل کند، لذا ضروری است تا لایه‌های معرفتی گوناگون عاشورا تحلیل و به جامعه و نسل جوان و دیگر نسل‌ها عرضه شود.

این جامعیت عاشورا بود که در کربلا نماند و از همه حجاب‌های عصرها و نسل‌ها عبور کرد و به همه عصرها و نسل‌ها انتقال پیدا کرد.

واقعه عاشورا برای همه مذاهب اسلامی و امت اسلامی و برای همه آزادی خواهان جهان، کلاس درس و دانشگاه علم و معرفت و حماسه است.

2. عاشورا تقابل فرهنگ ناب اسلامی با فرهنگ منحط اموی

عاشورا آوردگاه دو فرهنگ و نقطه تقابل دو راهبرد بسیار متفاوت بود. یک‌سوی واقعه عاشورا فرهنگ منحط اموی بود که دارای ده‌ها شاخص است. عاشورا آفریده شد تا فرهنگ منحط اموی که تحت لوای اسلام، موجودیت اسلام را هدف گرفته بود را افشا و رسوا کند. حرکت امام حسین فقط برای ساقط کردن یزید نبود بلکه حرکت ایشان در راستای ساقط کردن یک فرهنگ منحط که تمام اسلام را هدف‌گیری کرده بود انجام پذیرفت و امام به این هدف دست پیدا کرد. بنی‌امیه نقشه‌های زیادی ریخته بودند و آخرین تیر آن‌ها در کربلا رها شد و هدف از آن این بود تا خاندان پاک پیامبر را تسلیم آن فرهنگ انحرافی و منحط کرده، تمام اسلام را منکوب کند.

 نجات اسلام در کربلا فقط برای رهایی شیعه نیست بلکه همه امت اسلامی مرهون پیروزی خون بر شمشیر، فرهنگ ناب اسلام اصیل و علوی بر فرهنگ اموی بود.

شاخصه‌های فرهنگ اموی

فرهنگ اموی که درصدد انحراف و منکوب کردن تمامیت اسلام بود دارای شاخصه‌هایی است که به‌اختصار به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود:

  1. فرهنگ اموی فرهنگ تبدیل امامت و خلافت الهی به پادشاهی موروثی بود؛
  2.  فرهنگ تغییر و تأویل همه ارزش‌های الهی به غیر اسلامی بود؛
  3.  فرهنگ اموی فرهنگ تبدیل اسلام عدالت‌خواه و ظلم‌ستیز به اسلام انحرافی مقابل عدالت و همسو با سیاست‌های ظلم پذیر و سازش‌کار با ستم و جور بود؛
  4.  فرهنگ اموی فرهنگ بازی با بیت‌المال و حیف‌ومیل کردن آن و اشرافی گری بود؛
  5. از دیگر شاخصه‌های آن ترویج فرهنگ تحقیر و کوچک شمردن مردم بود؛
  6.  فرهنگ بازی با ارزش‌های والایی مانند آموزه و ارزش برتر ولایت الهی بود؛
  7.  عهد و پیمان‌شکنی از دیگر شاخصه‌های این فرهنگ منحط اموی به سرکردگی معاویه بود؛
  8. فرهنگی که به جعل حدیث پرداخته و مفاهیم اسلام را تحریف می‌کرد؛
  9. از دیگر شاخصه‌های آن این بود که اطاعات از جابران و ظالمان را فریضه می‌دانست؛
  10. جبر را به‌عنوان قانون عالَم تفسیر می‌کرد و بیان می‌داشت که همه در برابر جبر قرار داریم و در برابر حاکمان ظلم و جور باید سکوت کرد و راضی بود؛
  11. ایمان را فقط در نکته‌های فکری و انتزاعی محصور می‌کرد؛
  12. امربه‌معروف و نهی از منکر را به حاشیه رانده بود؛
  13. ظلم و ستم را مبنای حکومت قرار داده بود؛
  14. اخلاق و معرفت و معنویت را از متن جامعه دور کرده بود؛

موارد فوق، شاخصه‌های فرهنگ منحط اموی بود که به‌اختصار بیان شد.

برادران و خواهران سوگوار و عزادار دقت بفرمایید که در آن زمان این فرهنگ با شاخص‌های انحرافی و تحریف‌شده از اسلام، همه امت اسلام را تسخیر خود کرده بود و امام حسین که قیام می‌کند مکه و مدینه و بصره و شام و کوفه همه یا در خواب هستند یا در وادی انحراف‌ها غوطه‌ورند و کسی نیست تا پاسخ این بدعت‌ها را بدهد و مقابل آن‌ها قد علم کند.

این جامعه منحرف و به خواب‌رفته و ساکت و بی‌بصیرت الهی و ولوی و علوی، ناظر به آن ظلم کم‌نظیر تاریخی بود امام حسین در برابر چنین انحراف بزرگ ایستاد. عاشورا یعنی قیام در برابر همه اسلام‌های آمریکایی و اشرافی و اسلام‌های خشن و دارای این‌همه جنایت و ظلم.

بنابراین عاشورا مال گذشته نبوده امروز هم زنده است، امروز هم امت را به ایستادگی و مقاومت دعوت می‌کند.

 ای عاشوراییان به عاشورای خود ببالید و زیر سایه عاشورا این معارف نورانی و مقاومت و حماسه اسلامی را احیا کنید چراکه عاشورا برای همه امت اسلام است.

عاشورا امروز یعنی ایستادگی در برابر اسلام آمریکایی، اسلام آل سعودی، اسلام داعشی، اسلام اشرافی، اسلامی که با ظلم سازش می‌کند.

3. تجلی خانواده آرمانی در واقعه عاشورا

 نکته مهم دیگری که در عاشورا تجلی کرد این بود که در امت اسلامی خانواده‌هایی وجود دارند که در خدمت اسلام هستند. عاشورا جلوه‌گاه خانواده‌های آرمانی است که ما در خطبه‌های پیشین پیرامون آن صحبت می‌کردیم هست. بیش از بیست زن قهرمان در واقعه عاشورا حضور دارند. همسر فداکار، مادر شجاع، خواهر مقاوم و زنان استواری که در عاشورا خانه‌های ایمانی و مقاوم تشکیل دادند. تعدادی خانم در این واقعه هستند که بعد از شهادت شوهر خود، فرزند را هم به شهادت ترغیب می‌کند و همه مصیبت‌ها را تحمل می‌کند، لذا عاشورا جلوه‌گاه خانه‌های آرمانی است.

روضه اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام)

السلام علیک با اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک در زیارت که منسوب به ناحیه مقدسه است و در بعضی منابع وارد شده است. امام عصر و عزادار امروز طبق نقلی بیش از هفتاد سلام تقدیم به امام حسین می‌کند بنده فقط ترجمه بعضی از فقرات آن را خدمت شما عرض می‌کنم:

گویا امام عصر خطاب به جد بزرگوارشان دارند و می‌فرمایند: سلام بر کسی که ملائکه آسمان بر او گریستند، سلام بر لباس‌های به خون آغشته شده، سلام بر لب‌های خشکیده، سلام بر جسدهای برهنه و بدون لباس، سلام بر خون‌های روان در دشت کربلا، سلام بر اعضای پاره‌پاره شده، سلام بر سرهای بریده، سلام بر جسدهای رهاشده در بیابان، سلام بر زنان و مردان آواره، سلام بر جسدهای بی کفن، سلام بر آن کسی که میکائیل در کودکی با او سخن گفت، سلام بر آن کسی که ملائک و جبرئیل به او افتخار کردند، سلام بر آن امامی که با خون غسل داده شده، سلام بر رگ‌های بریده، سلام بر ریش‌های به خون خضاب شده، سلام بر دندان‌های کوبیده شده به چوب، سلام بر سرهای به نیزه رفته، سلام بر خیمه‌های به آتش کشیده شده، سلام بر زنان و کودکان به اسارت رفته.

و سیعلم الذین یعلمون ای منقلب ینقلبون

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَعْطَينَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[2]


خطبه دوم

اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ رب العالمین و الصلوه علی اشرف الاوصیاء و المرسلین، حبیبنا و حبیب اله العالمین ابی‌القاسم المصطفی محمد و علی وصیه علی امیرالمومنین و علی الصدیقة الطاهره فاطمة الزهرا و علی الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة اللهم صلّ و سلّم و زد و بارک علی أئمة المسلمین علیّ بن الحسین و محمد بن علیّ و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علیّ بن موسی و محمد بن علیّ و علیّ بن محمد و الحسن بن علیّ و الخلف القائم المنتظر ساسة العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و امناء الرحمن و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عتره خیره رب العالمین صلواتک علیهم اجمعین.

توصیه به تقوا

اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ»[3] عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله

همه شما را در این روز شریف به تقوا و دنیا گریزی سفارش می‌کنم

امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا اصحاب خویش را این‌گونه به تقوا توصیه کردند:

«عِبادَ اللّهِ إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى حَذَر فَإِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ عَلى أَحَد أَوْ بَقِىَ عَلَيْها لَكانَتِ الأَنْبِياءُ أَحَقَّ بِالْبَقاءِ وَ أَوْلى بِالرِّضا وَ أَرْضى بِالْقَضاءِ غَيْرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْفَناءِ فَجَديُدها بال وَ نَعيمُها مُضْمَحِلٌّ وَ سُرُورُها مُكَفْهِرٌ وَ الْمَنْزِلُ تَلْعَةٌ وَ الدّارُ قَلْعَةٌ. فَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّادِّ التَّقْوى وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.»[4]

بندگان خدا این خطاب امام به همه عصرها و نسل‌هاست. این سخن امام در صبح عاشورا است که همه شما را به تقوا فرامی‌خواند، از این دنیا بر حذر باشید. اگر قرار بود که دنیا بقا داشته باشد برای پیامبران باقی می‌ماند، اما بدانید که این دنیا برای آزمایش است و ماندگار نخواهد بود، نعمت‌های دنیا روبه نابودی حرکت می‌کند، خوشی‌های عالم عبوس و ناچیز هست، دنیا گذرگاهی برای آخرت است و در جای دیگر فرمودند: ای آزاد زادگان برخیزید و به‌سوی بهشت الهی پر کشید.

این نگاه عاشورایی و نگاه تقوایی است، نگاه گذر از همه تمتعات دنیایی است. پیام مهم عاشورا تقوای الهی در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی است. بیت الغزل امام در روز عاشورا تقوای الهی و سیاسی و اجتماعی است.

 خدایا همه ما را به بهره‌گیری این درس از عاشورای حسینی موفق بدار.

مناسبت‌ها:

به‌صورت گذرا به مناسبت‌های این ایام اشاره می‌کنم:

1.تسلیت واقعه عاشورا و سالروز شهادت امام سجاد (علیه‌السلام)

تاسوعا و عاشورای حسینی و شهادت یاران امام حسین و شهادت امام سجاد را تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

2.بزرگداشت شهدا و حاج‌آقا مصطفی (ره)

یاد و خاطره شهیدان کربلا و امام شهیدان و همه شهدای انقلاب و دفاع مقدس و شهدای مقاومت اسلامی در سراسر عالم اسلامی و یاد علما و مراجع درگذشته و مرحوم حاج‌آقا مصطفی رضوان‌الله تعالی علیه را گرامی می‌داریم و یاد شهیدان مدافع حرم و شهدای مقاومت را گرامی می‌داریم با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد

3.لزوم مصون ماندن عزاداری‌ها از تحریفات و خرافات

 با عرض تسلیت به همه هیئات و عزاداران و جوانان عزادار و حماسه‌آفرین باید عرض کنم که عزاداری از سنت‌های اصیل ماست که باید سال‌به‌سال و روزبه‌روز بر شکوه آن افزوده شود جای تقدیر و سپاس دارد از همه مسلمانی که در ایران و جهان مشعل عزای امام حسین را پررونق نگه‌داشته‌اند این پرچم پرافتخار نه در ایران بلکه به برکت همت بلند شما در سراسر جهان در اهتزاز است. این عزا باید بماند، باید بر فروغ این پرچم حماسی و انقلابی افزوده شود.

مع الاسف ما در برخی کشورهای محدود شاهد تنگ‌نظری‌هایی نسبت به عزاداری هستیم، دیروز و امروز در بعضی کشورها با عزاداران سبط پیامبر اکرم (ص) برخورد شده است، متأسفانه ما در مالزی و برخی نقاط دیگر شاهد چنین برخوردی با عزاداران حسینی بودیم.

پیروان اموی داعشی مسلکان در بعضی نقاط دنیا در برابر این امواج خروشان عزای امام حسین می‌ایستند، اما باید دشمنان این خط نورانی بدانند پرچم حسین در اهتزاز خواهد ماند و شما داعشی ها و مستکبران نمی‌توانید در برابر امواج خروشان عزای حسین و اسلام ناب و مقاومت اسلامی قد علم کنید. این امواج خروشان به فضل الهی شما را به حاشیه خواهد راند. البته این نکته را عزاداران ما باید بدانند عزای امام حسین باید پرشور و حماسی و درعین‌حال درست و دقیق باشد و از خرافات و اموری که چهره نورانی مکتب اهل‌بیت را مخدوش می‌کند مبرا باشد، چیزهایی مثل قمه‌زنی و دروغ و تحریف در واقعه عاشورا نباید راه داشته باشد.

تشیع ما عاشورایی است عاشورای ما انقلابی است و باید این روح انقلابی و معرفتی عاشورا مصون بماند.

4.نامه رهبری درباره مسئله برجام

مطلب دیگر در خصوص وقایع جاری کشور و منطقه است. در این زمینه نکاتی را خدمت شما بزرگواران عرض می‌کنم:

1.فصل الخطاب بودن نامه رهبری در بحث برجام

سخن و بیانیه مقام معظم رهبری فصل الخطاب و سخن آخر در خصوص برجام بود. گروه‌ها و جناح‌های کشور باید سخن و مواضع این نگهبان بزرگ انقلاب را فصل الخطاب بدانند، شخصیت عظیمی که از موضع نگهبانی و رصد هدایت می‌کند، بنابراین باید به فرامین و سخنان ایشان فراتر از مسائل عادی و جناحی و روزمره نگاه کرد و قبول داشت.

2.لزوم توجه به تأکیدات رهبری و مصوبات شورای عالی امنیت در بحث اجرای برجام

نکته دوم این است که باید مصوبات مجلس شورای عالی امنیت و به‌ویژه تأکیدات مقام معظم رهبری در عملیات اجرای برجام مورد توجه باید قرار بگیرد.

 در برجام زحمت‌ها کشیده شده است که جای تقدیر و سپاس دارد. عقلانیت و صبر ملت ما نشان داده شد. اما درعین‌حال در این سند خلل و ضعف‌هایی به چشم می‌خورد که با توجه به سابقه پیمان‌شکنی طرف مقابل باید در اجرای آن دقت وافی داشت که این امر نیاز به هوشیاری بیشتر و شجاعت قوی‌تر از طرف دولت و دوستان و مسئولان دارد.

باید دقیق بوده و خلل و راه‌های نفوذ را مسدود کرده، راه‌های نفوذ فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را بر دشمن ببندند با توجه به پیمان‌شکنی‌های طرف مقابل، باید مرحله بعد از برجام به‌صورت دقیق مهندسی شود و مراقب باشیم که تسامح و ضعفی از خود نشان ندهیم.

3.نکات قابل‌توجه در قضیه برجام

در این زمینه باید به امور و مسائل ذیل دقت نظر داشت و موردتوجه قرار داد:

  1. پیشرفت و توسعه و فناوری کشور؛
  2.  لزوم تلاش در راستای آمادگی دفاعی و صنایع نظامی و آزمایشات موشکی کشور؛
  3. لزوم اقدامات متقابل و شجاعانه در مقابله با تحریم و امور سیاسی دیگر
  4. ادامه سیاست‌های کلان در برابر استکبار جهانی، اسرائیل و صهیونیسم بین‌المللی؛
  5. حمایت و پایه‌ریزی از فرهنگ مقاومت اسلامی و اقتصاد مقاومتی و حساسیت در برابر نفوذ

نکات اشاره‌شده، نکات مهمی است که دولت و مسئولان و مردم باید به آن‌ها توجه کنند، دشمنان ما هم باید بدانند عقلانیت و صبر ما در برجام تجلی کرد، اما در برابر ضعف‌های آن و کارشکنی‌های شما هرگز تسلیم نخواهیم شد.

انقلاب ما عاشورایی است و عصر ما عصر عاشوراست لذا در برابر شما کوتاه نخواهیم آمد چراکه به فضل الهی جبهه مقاومت در عالم یک جبهه استوار و قوی است.

 بنده در همین روزهای گذشته در سوریه و لبنان بودم ساعت‌هایی با سید مقاومت، سید حسن نصرالله، جلسه داشتیم و مطالب مهمی را در آنجا آموختیم. این مژده را به شما می‌دهم که استواری ملت ایران و شکوه شما جبهه بزرگ مقاومت را در دنیا سامان داده است. در لحظاتی که با سید مقاومت ملاقات داشتم عظمت مقاومت، استواری انقلاب اسلامی، امواج خروشان ملت ایران را در چهره ایشان و در جبهه‌های مقاومت می‌دیدم.

 این به برکت شماست انقلاب چهل پنجاه ساله شما، سخنان انقلابی امام در فیضیه و مسجد اعظم و دفاع مقدس و حماسه جوانان و شهدای شما به فضل الهی خط مقابله با استکبار را در عالم به‌پیش برده است. امروز آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در امنیت نیستند، امروز داعشی ها نباید احساس امنیت کنند. امواج انقلاب و مقاومت اسلامی در جهان روزافزون است این شکوه و عظمت به برکت عاشوری حسینی است.

 امروز هم پیام عاشورایی مردم قم، حوزه، انقلاب اسلامی و ملت ایران به آمریکایی‌ها این است: شما فکر نفوذ، فکرهای مسموم و مخدوش و فکر اختلاف اندازی در درون کشور ایران را از ذهن خود دور کنید. کشور ما زیر سایه عاشورا و ولایت خلف صالح امام راحل کشور استوار و متحدی است. فکر نکنید که با راه‌های پیچیده و مرموزانه بتوانید در این کشور دخالت کنید، ملت ما ملت عقلانی، ملت انقلابی، صبور و آگاه و حاضر درصحنه است فکر اینکه شما سدهای استوار ما را بشکنید را از خودتان دور کنید. عاشورای ما نشان‌دهنده عظمت ملت ماست، شما فکر نکنید اسرائیل امن و آرام است بلکه اسرائیل در چنگال مقاومت اسیر است و به فضل الهی این غده سرطانی روزی فرو خواهد ریخت.

 داعشی ها و تکفیری‌ها و آل سعود هم بدانند روزگاری که ما عقب نشسته و تسلیم زورگویی‌های شما شویم گذشته است، شما نمی‌توانید جنگ شیعه و سنی راه بیندازید. اهل سنت ما آگاه و بیدار و عاشورایی هستند، شما باید از دست از این افکار و اعمال شیطانی اموی خود دست‌بردارید و به فضل الهی شکست خواهید خورد.

دو سه جمله کوتاه هم عربی عرض کنم:

ایتها الاخوه و الاخوات و الساده و السیدات قبل کل شی أقدم لکم أحر التعازی و اسمی آیات الاعزا بمناسبة الاستشهاد مولانا و سیدنا امامنا امام الأحرار الامام الحسین سلام‌الله علیه و أبتدأ قبل کل شیء أن أوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته فی جمیع ساحات الحیات و أشیر بصورة موجزة إلی نقاط کما یبتدی

الاولی الامة الاسلامیة تعیش ظروف قاسیة و تعانی آلام و محنن مولمة و تواجه تحدیات کبیرة داخلة وجودها و خارج وجودها

 اما التحدی الخارجی هو استمرار المعامرات الاستکباریة و صهیونیة فی مجالات عدیدة

منها احتلال فلسطین و القدس الشریف و منها الهجمة و الغزوة العسکریة والاحتلال البلدان الاسلامیة من العراق و الافغانستان و ما الی ذلک

و منها الغزوة الثقافی الذی یستهدف عدیدة الشعوب المسلمة و خصوصا الشباب والناشئین و منها الخصّه الاستکباریه المرسومة للسدون للتقدم العلمی و الصدنوی و الاقتصادی و التقسیم البلدان الاسلامیة الی بلدان متخلفة و منها الخصه الدولة الاسلامیة و تجزئة العراق الاسلامیة و ایضا بث الفرقة الطائفیة و التحدی الداخلیة الاعظم سیطرة بعض الحکومات والدول الامیل و المرتضدة التی تعمل لصالح الاسرائیل و الامریکا و … فی مواجهة المقاومة الاسلامیة و تحاول التضعیف المقاومة فی لبنان و سوریا و سایر البلدان و هناک دول اخری غافلة و دول امیل فی الاستکبار العالمیة ومن اهم التحدیات الیوم للعالم الاسلامی المصیبة العظمی و هو ترویج الفکر التکفیری الارهابی و تمزیق صفوف الامة بالاسم الاسلام هذا هو الاسلام الاموی، الیوم متجسد فی حرکات طیارات متطرفة کداعش و تنبعث هذه الطیارات و الامواج من الانظمة التعلیمیة منحرفة و الرجعیة و من دعم القوی الاستکباریهة و بعض الدول فی المنطقة کدولة آل سعود و نحن الآن أمام هذه التحدیات الاخوة و الاخوات و السادة و السیدات علینا اولا فهم الاسلام الاصیل بصورة دقیقة و واضحه ودفع الافکار التکفیریه و المنحرفة و المحاولة لاحیاء الحضارة الاسلامیة و ثانیا الترکیز علی الوحدة الاسلامیة و دعم المقاومة الاسلامیة تجاه الصهیونیة و الاستکبار العالمی

 و ثالثا علینا ان نستلهم من عاشورا الحسینی و دروس الحکمة المقاومة و ان ننظر الی عاشورا وراء التعصبات الطائفیه

نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجلّ الاکرم یا الله … یاارحم الرحمین. اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعدالمعصیة و صدق النیّة و عرفان الحرمة اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفر واهله. اللهم انصر جیوش المسلمین و عساکر المسلمین اللهم اغفر للمومنین و المومنات والمسلمین والمسلمات، خدایا ما را عاشورایی زنده نگه‌دار و عاشورایی بمیران، سوگواری‌های ملت ما و کشورهای مسلمان را در این ایام عزا موردعنایت و قبول خود قرار بده، شر دشمنان اسلام و تکفیری‌ها را در جهان به خودشان بازبگردان، گام‌های ما را در راه اسلام و دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی استوار بدار، خدایا مریضان و جانبازان عزیز، مریضان موردنظر شفا عنایت بفرما، ارواح طیبه شهدای انقلاب و دفاع مقدس و مقاومت اسلامی و مدافع حرم و عتبات عالیات و جانباختگان منا و درگذشتگان از این جمع، و ارواح علما و مراجع درگذشته و روح امام شهیدان با سید و سالار شهیدان محشور بفرما، گناهان ما را ببخش، توبه و انابه ما را بپذیر، دل‌های ما را به همدیگر مهربان و رئوف و رحیم بفرما، خدمتگزاران به کشور و انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری را مؤید و منصور بدار، سلام‌های خالصانه ما را در این روز عزیز به محضر پیامبر خدا، فاطمه زهرا، حضرت علی بن ابیطالب و ائمه طاهرینت و امام عصر ابلاغ بفرما، در فرج ایشان تعجیل بفرما.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فىِ دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابَا[5]


[1]. سوره آل عمران (3)، 102

[2]. سوره کوثر

[3] سوره توبه آیه 119

[4] ـ بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا برحذر باشيد كه اگر بنا بود همه دنيا به يك نفر داده شود و يا يك فرد براى هميشه در دنيا بماند، پيامبران براى بقا سزاوارتر بودند و جلب خشنودى آنان بهتر و چنين حكمى خوش آيندتر بود، ولى هرگز! زيرا خداوند دنيا را براى فانى شدن خلق نموده كه تازه هايش كهنه و نعمت هايش زايل خواهد شد و سرور و شادى اش به غم و اندوه مبدّل خواهد گرديد، منزلى پست و خانه اى موقّت است، پس براى آخرت خود توشه اى برگيريد. و بهترين توشه آخرت تقواست، از خدا بترسيد، باشد كه رستگار شويد. (تاریخ ابن عساکر، (ترجمه الامام الحسین علیه السلام) ص 215؛ کفایه الطالب، ص 282 بنقل از فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام ص 472)

[5] ـ سوره نصر (110)