نویسنده بایگانی ها: سید مصطفی کمالی

عرضه کتب استاد اعرافی در پنجمین نمایشکاه بین المللی علم و دین

عرضه کتب استاد اعرافی در پنجمین نمایشگاه علم و دین

عرضه کتب استاد اعرافی در پنجمین نمایشگاه علم و دین

موسسه اشراق و عرفان

در پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب دین و سیزدهمین نمایشگاه کتاب استان قم پذیرای فرهنگ‌دوستان عزیز می‌باشد.
زمان: 26 بهمن تا 5 اسفند 1396
ساعت بازدید: 9 تا 13 و 15 تا 20
مکان: مصلای قم، غرفه 182

ملتی که محرم و عاشورا دارد شکست ناپذیر است / در کنار انقلاب اسلامی و ولایت و امامت قرار بگیرید

آیت الله اعرافی قبل از نماز در بیاناتی با تسلیت ایام عاشورای حسینی و قدردانی از احیاء کنندگان عزاداری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) گفت : اقامه عزای حسین (ع) در بیش از یکصد حسینیه در شهرستان میبد که نمونه آن این مراسم باشکوه با حضور جوانان و نوجوانان و خواهران و برادران است نشانه عشق شما به سالار شهیدان است .
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه عزاداری شما امروز نه تنها در ایران بلکه در همه جهان بازتاب دارد و پرچم پرافتخار امام حسین (ع) در سراسر عالم ، در برابر ستمکاران و ستم پیشگان برافراشته و در احتزاز است.
رئیس حوزه های علمیه کشور تصریح کرد : امروز داعشی ها و امریکایی ها و دشمنان اسلام و خاندان پیامبر باید ببینند ؛ این جوانان سیاه پوش و زنان و مردان ما چگونه در صحنه عزای امام حسین (ع) حضور دارند ؛ و هر جا لازم باشد در برابر جنایتکاران قد علم خواهند کرد و صحنه را هیچگاه ترک نخواهند کرد .
وی با اشاره به اینکه مردم عاشق امام حسین (ع) با شور و شوق با حماسه بزرگ در حسینیه های سراسر کشور و سراسر عالم به عشق سالار شهیدان جمع شده اند خاطرنشان کرد : اینها در برابر شما غداران تاریخ و ستم کاران عالم کوتاه نخواهند آمد و این درس بزرگ عاشورای حسینی است .
رئیس جامعه المصطفی العالمیه با تاکید بر اینکه شاید برای خیلی از نوجوانان و جوانان ما این سوال مطرح است که چطور در عاشورای سال 61 جامعه مبتلا به فروپاشی فرهنگی شد و انحطاط اخلاقی پیدا کرد و سبط رسول خدا در جلوی دیدگان مردم به شهادت رسید ؟ گفت : پنج عامل موجب شهادت امام حسین (ع) و فروریزی ارزشهای اخلاقی و معنوی در جامعه شد .
1-  دشمنی با حق : آدم هایی که آگاهانه در برابر حق و ارزشهای معنوی و اخلاقی بایستند زیاد نیستند اما کسانی مثل عبیدالله و یزید رسما در برابر خاندان پیامبر قد علم کرده بودند .
2-  غفلت : بسیاری از آدم ها حقایق را می دانستند اما غافل و بی تفاوت بودند بیشتر جامعه ای که امام حسین را تنها گذاشت جامعه ای نبودند که دشمن باشند اما غافل بودند و می دیدند ارزشهای اخلاقی در حال از بین رفتن است ، فساد در حال گسترش است اما در خواب بودند و حس تحرک نداشتند.
3-  جهل و نادانی: جمع زیادی هم نمی دانستند . اکثریت جامعه شام کسانی بودند که حقایق دین به آنها منتقل نشده بود و آگاه به ارزشهای متعالی دین نبودند . ما هم ممکن است امروز مبتلای به همین عامل ها بشویم .
4-  ترس : خیلی ها دشمن نبودند ؛ جاهل و غافل هم نبودند اما ترس آنها را از اقدام به امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از سالار شهیدان واداشت . جمع زیادی در کوفه دچار ترس شدند.
5-  طمع : طمع در دنیا و لذت های دنیا عمر سعد را از گرد امام حسین (ع) جدا کرد . امروز هم جامعه ما در معرض دشمنی های مستکبران عالم است ؛ دشمنانی که در طول سالهای مدید ، تحریم و جنگ را بر این ملت تحمیل کردند هم در داخل با آسیب های فرهنگی و اجتماعی مواجه ایم .
وی افزود : سپاه شیطانی اعتیاد و فسادی که از طریق کانال های رسمی و ماهواره ها و شبکه های مجازی در حال انتشار است جامعه ما را در برابر این خطرها قرار داد .
امام جمعه میبد با بیان اینکه ملت سرافراز ایران باید خود را وسط معرکه بسیار بزرگ بدانند چرا که دشمنان به صف شده اند تا به ملت ایران ضربه بزنند و داعشیان و دشمنان پیامبر را تحریک کردند تا عتبات عالیات را از میان بردارند خاطرنشان کرد : در داخل کشور هم با خطرها و مشکلات زیادی موجه ایم و تنها راه حل همه این مشکلات این است که عزاداران سالار شهیدان مواظب باشیم پنج سپاه شیطان یعنی دشمنی با حق ، جهالت و نادانی ، غفلت از حقایق دین ، ترسیدن از دشمنان دین و طمع به دنیا به سمت ما حرکت نکند.
آیت الله اعرافی گفت : پیام امروز عاشورای حسین (ع) و سپاه اباعبدالله در کربلا به ملت ایران و زنان و مردان عزادار حسین این است که مواضب باشید و حقایق دین را بشناسید ؛ در کنار انقلاب اسلامی و ولایت و امامت قرار بگیرید و مبادا دشمنان شما را از این راه نورانی جدا کنند .
وی خاطرنشان کرد : مگر نمی بینید در کنار مرزهای ما و در سراسر منطقه ما دشمنان صف کشیده اند و همه منطقه را ناامن کرده اند و داعشی ها را مامور کرده اند تا به حریم سالار شهیدان در کربلا و دمشق و سایر نقاط حمله ور شوند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه ایران قوی و جوانان آبرومند می توانند در برابر دشمنان بایستند گفت : مسئولان در اداره کشور حساس باشند و نباید از دشمنان و سپاه یزیدیان دوران بترسیم .
رئیس حوزه های عملیه کشور با اشاره به پیروزی حزب الله لبنان در برابر سپاه تا دندان مسلح رِژیم صهیونیستی گفت : ملت بزرگ ایران عاشورا و علی اصغر ، علی اکبر و حضرت عباس (علیهم السلام ) دارد و ملتی که محرم و عاشورا دارد شکست ناپذیر است .
وی خاطرنشان کرد : اما شرط این شکست ناپذیری این است که مفاسد اخلاقی را دور ، خانه ها را استوار و فرزندان خود را تربیت و جلوی سپاه اعتیاد و گناه و فساد را در همه ابعاد کشور بگیریم .
آیت الله اعرافی با بیان اینکه پیام عاشورا نماز ، مسجد ، جمعه ها و جماعت های باشکوه و آبرومند و ایثار است ، افزود : مسئولان در برابر فساد مالی و اخلاقی و فرهنگی باید قیام کنند و خانه های ما از فساد آزاد شود چرا که امروز شیطان از طریق فضای مجازی در صدد است همه اخلاق و ارزشهای ما را بگیرد .

اطلاعیه شروع دروس آیت الله اعرافی 97-1396

اطلاعیه شروع دروس استاد

اطلاعیه شروع دروس استاد

شروع کلاس:  چهار شنبه 1396/07/12

یکشنبه الی چهار شنبه

سه شنبه و چهار شنبه

خارج فقه(اجتهاد و تقلید)       ساعت 7:00 الی 8:00

فقه تربیتی(اصول و روش های تربیت)        ساعت 8:00 الی 8:30

یکشنبه و دوشنبه

خارج اصول(مطلق و مقید)       ساعت 8:00 الی 8:30

مکان: مدرسه عالی دارالشفاء – مدرس 3

کتاب «حوزه علمیه؛ چیستی، گذشته، حال و آینده» اثر آیت الله اعرافی منتشر شد.

howzeh-400

کتاب «حوزه علمیه؛ چیستی، گذشته، حال و آینده» اثر آیت الله اعرافی به همت موسسه اشراق و عرفان منتشر شد. این کتاب که تدوین و تنظیمِ سخنرانی های ایشان است توسط آقای محمد آزادی انجام گرفته، در ٧٠٠ صفحه توسط موسسه اشراق و عرفان به زیور طبع آراسته شد.
کتاب از چهار بخش تشکیل شده است.
بخش اول چیستی حوزه علمیه نام دارد که از مباحثی چون تعریف و ماهیت حوزه علمیه، رسالت و کارکرد حوزه علمیه، تعاملات و ارتباطات حوزه علمیه بحث کرده است. از مباحث قابل اعتنای این بخش، بررسی نقش حوزه عملیه در تمدن سازی اسلامی و نقش فرهنگی و سیاسی و اجتماعی است.
بخش دوم به «گذشته حوزه علمیه» پرداخته و حاوی مباحثی است چون: سیر تحولات تاریخی حوزه های علمیه، سیر تحولات جغرافیایی حوزه ها و ویژگی های حوزه در طول تاریخ. از مباحث قابل توجه این بخش، تبیینی است که مولف از سیر تحول علمی حوزه های شیعی به ویژه پس از انقلاب اسلامی ایران، ارائه کرده است.
بخش سوم بر «وضعیت کنونی حوزه علمیه» تمرکز نموده و حاوی مباحثی است مانند: آسیب شناسی حوزه علمیه از منظر نظام مدیریتی، نظام آموزشی، نظام پژوهشی، فرصت های پیش روی حوزه علمیه در عرصه داخلی و بین المللی.
چهارمین بخش، به موضوع «تحول در حوزه علمیه» پرداخته و مولف تلاش کرده «طرح تحول حوزه علمیه» را از منظر خود تبیین نماید و اصول، مبانی، خطوط کلی و برنامه های آن را تشریح نماید.

این کتاب در ٧٠٤ صفحه و شمارگان ١٥٠٠ جلد به قیمت ٤٠٠.٠٠٠ ریال منتشر شده است. و از نمایندگی های دفتر نشر معارف قابل تهیه و خرید می باشد.

برای تهیه کتاب میتوانید از طریق لینک زیر اقدام فرمائید.

انتشارات مؤسسه اشراق و عرفان

 

آیت الله اعرافی به مدیریت حوزه علمیه قم منصوب شد

آیت الله اعرافی به مدیریت حوزه علمیه قم منصوب شد

آیت الله اعرافی به مدیریت حوزه علمیه قم منصوب شد

?مدیر حوزه های علمیه:

تغییرات و جابجایی ها در حوزه محدود خواهد بود

آیت‌الله علیرضا اعرافی که چندی پیش از سوی شورای عالی حوزه‌های علمیه به عنوان مدیر جدید حوزه‌های علمیه کشور انتخاب شده بود، روز یکشنبه 20 تیر در مراسمی معارفه شد.

مدیر جدید حوزه‌های علمیه اعلام کرد که تغییرات و جابجایی ها در مرکز مدیریت حوزه های علمیه به صورت محدود خواهد بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا اعرافی مدیر جدید حوزه های علمیه در آیین تودیع و معارفه مدیر حوزه که در سالن اجتماعات مرکز مدیریت برگزار شد، گفت: به عنوان طلبه ای ناچیز  که مورد اعتماد بزرگان حوزه قرار گرفتم  از رهبر معظم انقلاب، مراجع بزرگان، علما و طلاب تقدیر و تشکر می کنم.

وی از آیت الله حسینی بوشهری به عنوان مدیری سخت کوش یاد کرد و افزود: از ایشان بابت زحمات فراوانی که کشیدند تقدیر می کنیم، بنده که از دور، دستی در مدیریت حوزه دارم می فهم که اداره کارها و مدیریت کارها در حوزه ای با این عظمت چه دشواری هایی دارد.

عضو شورای عالی حوزه های علمیه اظهار داشت: با عنایت شورای عالی در روزهای گذشته جلساتی با مدیران و معاونان ستادی برگزار شد، در جلسات عرض کردیم که کارها باید استمرار پیدا کند و کم کم تکمیل و احیانا اصلاح شود؛ جابه جایی ها نیز در حد محدود خواهد بود.

امام جمعه قم با بیان این که حوزه به عنوان پایگاه فقاهت و اندیشه همواره در کنار مردم و محرومان بوده است، ابراز داشت: حوزه همواره در برابر ستم ها ایستاده است و بی تعلقی به دنیا و پایبندی به آرمان ها در آن موج می زند، کسانی که پا در مرکز مدیریت و مراکز دیگر می گذارند باید توجه داشته باشند که میراث دار چه چیزی هستند.

وی مرجعیت را ستوان و رکن اساسی حوزه های دانست و عنوان کرد: باید در پرتو اندیشه های امام راحل و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب برنامه های حوزه را پیش ببریم، توصیه های مراجع نیز باید اجرایی شود؛ در دیدار اخیری که با رهبر معظم انقلاب داشتم ایشان از مراجع فعلی بسیار تمحید کردند؛ ما وامدار امام، رهبری و شهدا هستیم.

حجت الاسلام والمسلمین اعرافی خاطرنشان کرد: نقش اساتید و نهادهای حوزه و همچنین طلاب پرشور انقلابی نباید کوچک شمرده شود، البته این مسیر تا کنون بوده و باید ادامه پیدا کند؛ حوزه انقلابی تولید کننده فکر برای انقلاب است و انسان هایی باید در طراز انقلاب اسلامی تربیت کند.

وی افزود: مطالبات رهبر معظم انقلاب و مراجع تقلید باید مهم شمرده شود، ما امروز در برابر نیازهای جامعه و جهان قرار داریم که باید شناسایی و سامان دهی شود، مرکز مدیریت از همبستگی در میان نهادها استقبال می کند تا نقشه جامع راه تصویب شود، همچنین هم افزایی ها باشد بیشتر باشد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان این که از اندیشه و راهنمایی همگان باید استفاده کرد، اظهار داشت: این رودها می تواند به اقیانوسی بزرگ تبدیل شود، حوزه شهرستان ها باید در جایگاه رفیع خود بمانند و شهرها باید از علمای قوی  و انقلابی پر باشد، باید مراکز علمی نیز باید تعامل وجود داشته باشد.

وی ادامه داد: رویکرد ما باید ستادی، با موازین درست و منطقی و ناظر به نیازهای جامعه و جهان باشد، مرکز مدیریت و مراکز دیگر خدمات بسیاری انجام دادند و همه باید در کنار هم اهداف حوزه را پیش ببرند، در تکمیل نظامات و طرح های جدید همکاری خواهیم کرد.

حجت الاسلام والمسلمین اعرافی در پایان ابراز داشت: چیزی نیستیم مگر این که امدادهای الهی و حمایت های بزرگان ما را یاری کند تا بتوانیم برای پشیبرد اهداف حوزه تلاش کنیم، از حضور آیت الله بوشهری و دیگر بزرگان نیز بهره مند خواهیم شد.

در پایان این مراسم آیت‌الله علیرضا اعرافی به عنوان مدیر جدید حوزه‌های علمیه کشور معرفی و از تلاش‌های آیت‌الله سید هاشم حسینی بوشهری مدیر پیشین این نهاد قدردانی شد.

قرار است مراسم اصلی معارفه آیت‌الله اعرافی در آغاز سال تحصیلی حوزه‌های علمیه با حضور مراجع تقلید برگزار شود.

روزه و خودسازي

روزه و خودسازي[1]

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين، انه خير ناصر ومعين.

روايتي هست كه هم عامه و اهل‌سنت آن را نقل كرده‌اند و هم در كتب خاصه و شيعه وارد شده است. بنابراين، فريقين اين روايت مشهور را نقل كرده‌اند. اين روايت در كتاب‌هاي «ابن عربي» مورد توجه خاصي قرار گرفته است و به‌خصوص در كلمات عرفا به آن توجه ويژه‌اي شده است و در كتب اخلاق، غزالي در احياء العلوم و مرحوم فيض در المحجة البيضاء و ديگر عالمان و انديشمندان اخلاق به اين روايت اشاره كرده‌اند و از اين روايت، مطالب فراواني را استنباط كرده‌اند. البته اين روايت، در منابع عامه و خاصه كمي متفاوت است.

انتساب خاص روزه به حضرت حق

يكي از نقل‌هاي اين روايت چنين است كه رسول‌خدا (ص) از قول خداوند فرمود: «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ هُوَ لَهُ اِلا الصّيامَ فَهُوَ لي وَاَنَا اَجزي به»[2]؛ همه اعمال و عبادت‌ها براي خود انسان است، جز روزه كه براي من است و من خودم جزا و پاداش آن را مي‌دهم، يا بنابر نقلي ضعيف‌تر: خود من پاداش اين روزه هستم».

اين حديث ناظر به عبادت‌هاي انسان است. همه عبادت‌هاي ما در واقع، حلقه اتصال بين ما و خداوند است و در اين مسئله تفاوتي بين عبادت‌ها نيست؛ نماز، حج، زكات و… همه براي خداست. اما در اين حديث در تفاوت ميان روزه و ساير عبادت‌ها چنين بيان شده است كه: گرچه همه عبادت‌ها براي خداست؛ اما از يك نگاه، عبادت‌هاي ديگر براي خود شماست، ولي روزه براي خداست. اين انتساب خاص روزه به حضرت حق و خداوند ـ تبارك وتعالي ـ ارزش والايي دارد كه براي اهل معنا و كساني كه در مسير سلوك الي‌الله هستند خيلي شيرين است. از شيرين‌ترين شهدها براي سالك الي‌الله و كسي كه از غفلت بيرون آمده و وارد مقام يقين شده است، عبادتي است كه متصل به خدا باشد و منتسب به حضرت حق باشد.

وجه انتساب روزه به خداوند متعال

البته اين‌كه روزه براي خداست، مورد بحث قرار گرفته و وجوهي براي آن ذكر شده است. يكي از وجوه، اين است كه: اين‌كه گفته مي‌شود روزه براي خداست، علتش اين است كه عبادت‌ها كه حلقه‌هاي وصل ما با خداست، به دو قسم تقسيم مي‌شود: عبادت‌هاي ايجابي و عبادت‌هاي سلبي؛ عبادت‌هايي كه انسان در قالب آن كاري انجام مي‌دهد و عبادت‌هايي كه در قالب آن كاري را ترك مي‌كند.

ما در نماز به فعاليتي مي‌پردازيم، زبانمان به ذكري گشوده مي‌شود، اعضا و جوارح ما اعمالي انجام مي‌دهد، قيام و قعود و ركوع و سجودي واقع مي‌شود و لب، به قرائت قرآن و ذكر مشغول مي‌شود. انسان در جهاد، يك فعاليت ايجابي انجام مي‌دهد، در زكات انفاقي مي‌كند و در عبادت‌هاي مختلف هم، همين‌گونه است.

گاه در بعضي از عبادت‌ها، مانند حج يا حتي نماز، عمل سلبي نيز هست؛ ولي اين عمل سلبي بخشي از عبادت است. اما حقيقت روزه به انجام ندادن، نفي، تهي شدن، دوري گزيدن و به ترك خواست‌هاي نفساني و لذايد شهواني است.

اخلاص روح عبادات

روزه در ميان عبادت‌ها مهم‌ترين عبادت سلبي است كه در آن حالت، انسان نمي‌خورد، نمي‌آشامد، به تمتعات شهواني دست نمي‌زند و چشم و گوش را از منهيات و محرمات باز مي‌دارد؛ اين حقيقت روزه است. روزه، يعني: نه؛ انجام ندادن و ترس.

علماي اخلاق مي‌فرمايند: به دليل اين‌كه ماهيت روزه ترك است، از ريا آزادتر است. حقيقت سلوك الي‌الله در اخلاص متجلي است و انسان در ترك، آسان‌تر مي‌تواند اخلاص بورزد. اين‌كه انسان كاري را براي او انجام بدهد و از غير او خود را منزه كند، بالاترين پيام هر عبادت و بالاترين مقامي است كه يك انسان مي‌تواند به آن برسد. اين، همان اخلاص است كه در همه عبادت‌ها شرط است. همه مدارج عبادت براي اين است كه انسان به درجه اخلاص برسد. عبادت نياز به اخلاص دارد و اخلاص مقوم و روح و الهام آن است. بريدن و دل كندن از غيرخدا و اتصال به مبدأ عالم، حقيقت عبادت است.

تحقق اخلاص در روزه

علماي اخلاق فرموده‌اند: اخلاص، در روزه بيشتر قابل تحقق است. اين‌كه انسان اين لذت‌ها و منهيات را ترك كند، چيزي است بين خود انسان و خدا و به راحتي مي‌شود اين ترك را شكست؛ بدون اين‌كه كسي باخبر شود. بنابراين، به دليل اين‌كه روزه عبادتي از نوع دوم است و عبادتي است كه در تار و پود آن، ترك و عدم و سلب و نفي نهفته است، از ريا و شرك خفي آزادتر است. بنابراين، روزه مظهر اخلاص الي الله است.

رمضان از اسمای الهی

عبادت سلبي ضمن اين‌كه بيش از عبادت‌هاي ايجابي از ريا و شرك مبرّاست، در عين حال، مظهر اسمي از اسماء‌الله است. عبادت‌هاي ما مظاهري از اسماء خداست.

در احاديث آمده است كه «رمضان» از جمله اسماء خداست و به معني صمد، پاك، منزه و دور از ماديات است و صمد يعني چيزي كه از حقيقت پر است و از خيالات و ماديات كاملاً تهي است. «صحراي رمضاء» در عربي، به معني صحرايي است كه چيزي ندارد و كوير است؛ و اين واژه در مورد خدا، يعني خالي از ماديات، به دليل پر بودن از حقيقت و هستي و وجود و كمالات.

پس يكي از نام‌هاي خداوند رمضان است و رمضان يعني صمد؛ پر از حقيقت، حقيقت بي‌نهايت و كمال مطلق و خالي از هر خيال و وهم و ماده و ماديات و لذا در روايات گفته شده است كه نگوييد: «رمضان»، بلكه بگوييد: «شهر رمضان»؛ زيرا «رمضان» نام خداست. از جمله اسماء خدا «صمد» و «رمضان» است و روزه مظهر اين «رمضان» و «صمد» است. {الله الصَّمَد} كه در سوره توحيد آمده است، خيلي معني دارد. در روايات آمده است كه سوره توحيد را شما نمي‌فهميد. اين سوره را كساني، در آخرالزمان خواهند فهميد؛ يعني انسان‌ها بعد از رشد عقل‌ها مي‌فهمند كه توحيد ربوبي يعني چه؟ خدا يعني چه؟ مطلق بودن كمال الهي يعني چه؟ رمضان هم در واقع همان صفت صمديت خداست و روزه از آن‌جهت براي خداست كه آن صمديت خدا و رمضان بودن خدا را نشان مي‌دهد. اين حقيقت روزه است و رسيدن به آن «صمد» و «رمضان» و مظهر و جلوه‌الهي شدن، نياز به اين دارد كه انسان نخورد، نياشامد و ترك كند؛ انسان اين اراده پولادين و اين صلابت را داشته باشد كه خويشتن را از اين خيالات، اوهام و عالم مادي كه همه آن خيال است، خالي كند،؛ آن هنگام است كه انسان از حقيقت حق پرمي‌شود.

اگر آدمي خود را از اين ناچيزها و هيچ‌ها خالي كرد، از حقيقت الهي پر مي‌شود و مظهر صمد و رمضان مي‌شود. اين نكته‌اي است كه عرفا بر آن تأكيد دارند. اين‌كه در حديث شريف از قول خداوند نقل شده است: «روزه براي من است»، براي اين است كه انسان در روزه برخلاف عبادات ديگر، خود را از اين پوچ‌ها، سراب‌ها و عدم‌ها خالي مي‌كند، گرچه حقيقت روزه در يك نگاه، عدم و سلب است، ولي اگر آدمي اين عدم‌ها را كنار بگذارد، به حقيقت حق مي‌رسد و همين سرّ «الصوم لي وانا اجزي علیه»[3] مي‌باشد. آن هنگام است كه انوار الهي و اشراقات ربوبي بر دل انسان مي‌تابد.

سي روز ماه مبارك رمضان، سي منزل و سي درجه است كه اگر امروز يك درجه به جلو نرفته باشيم، معلوم است كه ديروزمان به درستي تحقق پيدا نكرده است و ما بايد در منازل سي‌گانه ماه رمضان، چنان خود را بسازيم كه روز‌به‌روز حس كنيم كه گامي به جلو رفته‌ايم و در اين ترك و در اين گرسنگي و تشنگي و در اين رياضت و صلابت، اشراقات و انوار معرفت حق بر دل ما تابيده باشد.

به عبارت ديگر، ماه مبارك رمضان دو چهره دارد:

يك چهره ماه رمضان روزه است كه آزاد شدن از قيد و بندهاي ماديات است. اين ركن به تنهايي كافي نيست. چهره ديگر ماه رمضان سحرهاي ماه رمضان و دعاها و شب‌زنده‌داري‌هاي ماه رمضان و آن انواري است كه در دعاها و مناجات‌ها منعكس شده است. اين دو چهره را بايد با هم ديد و هنگامي ما مظهر اسم خدا مي‌شويم و در ماه مبارك، تقرب به حق و خداوندِ «صمد» و «رمضان» پيدا مي‌كنيم كه به درستي و كمال، همه آن درجات روزه را طي كنيم؛ يعني هم روزه فقهي رساله‌اي محقق شود و هم روزه اخلاقي و هم روزه عرفاني كه براي خواص و اخص خواص است. هم بر اين ترك‌ها مقاومت كنيم و چشم و گوش و زبان را از غير او جدا كنيم و هم اين‌كه در كنار اين ترك‌ها، با آماده شدن قلب، از آن بذرهاي مناجات و دعا در دل بپاشيم و آن بذرها در قلوب ما شكوفا شود و ثمر دهد و در آستانه عيد فطر احساس كنيم كه وارد عيد شده‌ايم و تغيير پيدا كرده‌ايم؛ احساس كنيم بذر دعاي سحر و آن مناجات‌ها و نماز شب‌ها و آن شكوفه‌هاي عرفاني در وجود ما به ثمر نشسته است. اين مسيري است كه بايد طي شود و اين روزه با اين سير و سلوك، مشمول و مصداق «الصوم لي وانا اجزي به»[4] واقع مي‌شود.

به همين دليل است كه در قيامت دري در بهشت باز مي‌شود كه براي روزه‌داران است و آن، در خاصي است كه به سمت رضوان الهي است. اين حقيقتي ناب و ارزشي متعالي است؛ نبايد اين ارزش و سرمايه بزرگ و گرانبهايي را كه براي كمال ما مقرر شده است، به سادگي از دست بدهيم.

شايد ما ديگر، ماه مبارك و روزهاي زيباي آن را درك نكنيم. بنابراين، بايد اين فرصت را دريابيم و اين معنا و حقيقت روزه است.

[1]. بخش نخست سخنراني آيةالله اعرافي در جلسه عمومي در تاريخ 16/8/1381.

[2]. من لایحضره الفقیه ، ج 2 ، ص 75  و  وسائل الشيعه، ج 10، ص 400.

[3]. كافي، ج 4، ص 63. (باب ما جاء فى فضل الصوم و الصائم) و وسائل الشيعة، ج 10، ص 397.

[4]. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 75.

ويژگي‌هاي مكتب و سيره اخلاقي امام خميني (ره)

بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی سيدنا ابي القاسم محمد و علی آله الاطيبين الاطهرين، سيما بقية الله في الارضين.

موضوع سخن، نگاهي كلي به مهم‌ترين يا برخي از ويژگي‌هاي مهم مكتب و سيره اخلاقي امام خميني(ره) است.

روشن است كه شخصيت امام از جامعيت ويژه‌اي برخوردار بود. اگر از رهبري و مديريت كلان ايشان در انقلاب چشم بپوشيم، با نگاهي درون حوزه‌اي بايد گفت كه ايشان به حقيقت جاي چندين شخصيت علمي را احراز كرده‌اند.

در ميانسالي، در حوزه‌هاي فقه، اصول، اخلاق، عرفان عملي و نظري، تفسير، حديث، رجال، ادبيات، شعر و ادب و… يگانه عصر و فرزانه زمانه بودند. در شخصيت علمي ايشان، چندين شخصيت بزرگ علمي و صاحب نظر بزرگ جمع شده است. در حوزه عملي، اخلاقي و سياسي نيز چنين است و سرانجام هم، رهبري يك انقلاب بزرگ را كه مبدأ عظيم‌ترين تحول در دوره معاصر مي‌باشد، بر عهده داشت. هر يك از ابعاد علمي، عملي، اخلاقي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي امام، كار يك انسان بزرگ در آن عرصه مي‌باشد.

وي در حوزه اخلاق، عرفان و سيره عملي، داراي جامعيت و فراگيري بسيار متوازن و متناسب بود.

نتيجه‌اي كه در پايان مي‌خواهيم به آن برسيم، يا به عبارت علمي، فرضيه من اين است: انديشه و عمل و رفتار اخلاقي امام، رفتار و انديشه‌اي است جامع، چند بعدي و همه جانبه، متوازن و متعادل و منزه از آسيب‌هاي احتمالي.

اين فرضيه و محور اصلي سخن است. براي رسيدن به اين فرضيه، من فهرست‌وار به يازده نكته اشاره مي‌كنم.

انديشه جامع امام كه در اين يازده محور تجلي كرده، به دست آمده از منابع استوار و اصيل و ناب اسلام و برداشت اجتهادي امام از منابع ديني است.

1. نگاه متوازن در حوزه اخلاق، به فردگرايي و جمع گرايي

مكاتب اخلاقي معاصر و حتي در اعصار قديم، از يك زاويه به دو گرايش كلي قابل تقسيم‌اند: مكاتبي كه زاويه ديد اخلاقي آنها متمركز بر اخلاق فردي است و حتي وقتي اخلاق اجتماعي را مطرح مي‌كنند، روح فرديت بر موازين اخلاقي آنها حاكم است؛ و در نقطه مقابل، مكاتبي كه نگاه و تمركز آنها بر جمع‌گرايي است و توجهشان به حوزه‌هاي اخلاق فردي، معطوف به سمت سامان دادن به اخلاق جمعي است.

امام در ميانه اين دو مكتب اخلاقي از يك نگاه جامع و متوازن برخوردار است. اخلاق امام براساس آن‌چه از منابع ديني دريافت مي‌شود، اخلاق جامعي است كه هم فرديت و هم جمع انسان را مورد توجه قرار داده است؛ هم جامعه را سامان مي‌دهد و نظم الهي و معنوي مي‌بخشد و هم درون انسان را پاك مي‌كند. در مكتب اخلاقي امام، هيچ يك قرباني ديگري نشده است. بنياد تفكر اخلاقي ايشان بر پاكسازي دروني فرد است و ناظر به نيازهاي جمع؛ يعني پاكي و تنزه دروني فرد، اما نه فردي كه جمع را مورد غفلت قرار دهد. اين نكته، دو محور نظري و عملي را در بر مي‌گيرد. در عمل نيز اين گونه بودند؛ سخنراني‌هاي ايشان همين‌گونه است، از پاكي و طهارت دروني آغاز و تا اخلاقي كه جوامع بشري را سامان مي‌دهد، امتداد مي‌يابد.

2. جمع اخلاق و عرفان

عرفان دو شاخه عملي و نظري دارد. شاخه عملي آن با اخلاق عملي ارتباط فراواني دارد و شاخه نظري با اخلاق نظري. در طول تاريخ، پرداختن به معيارهاي رواني و روحي براي انسان‌ها گاهي از زاويه ديد اخلاق بوده و گاه از زاويه ديد عرفان و گاه بينشان تقابل هم بوده است. اخلاق بيشتر بر شناخت فضيلت‌ها و رذيلت‌ها، با روش خاص خودش كه روش عقلي ـ نقلي است، مي‌پردازد و نگاهش معطوف به سطح روبنايي‌تر شخصيت انسان است. در عرفان يكپارچگي شخصيت ديده مي‌شود و هدف، وصول به شهود و فناست و روش‌ها و شيوه‌ها هم، عقلي، نقلي و شهودي است كه تمركز آن بر دستاوردهاي شهود است كه با شواهد عقلي ـ نقلي و مانند آن تأييد مي‌شود.

در روان‌شناسي هم اين گونه است؛ مثلاً روان‌شناسي رشد شخصيت، بيشتر به حوزه سطحي‌تر نگاه مي‌كند، اما روان‌كاوي به عمق بيشتري در ژرفاي وجود انسان مي‌نگرد. اين نحله‌ها در تاريخ، متفاوت بودند و در بسياري از موارد، راه‌هاي متفاوتي نيز گذرانده‌اند. انديشه امام، به زيبايي تمام، هم به بعد اخلاقي توجه كرده و هم از دانش عرفان با پيراستن انحرافات آن، بهره گرفته است.

برخي از آثار ايشان در اوج عرفان قرار دارد، مانند شرح دعاي سحر و مصباح الهداية و برخي از آثار ايشان مانند چهل حديث به اخلاق نزديك‌تر است. نوع آثار ايشان متفاوت است، اما همه در يك تعامل جدي قرار دارند. امام اخلاق فردي و اجتماعي را در پرتو يك نوع شهود و «فناء في الله» تفسير مي‌كند و اخلاق را به يك منبع بسيار قوي عرفاني و محرك بسيار مهم در حوزه عرفان، با نگاهي ويژه معرفي كرده است. ايشان در عرفان عملي و نظري صاحب انديشه و نظر بودند.

اين، تعاملي است بسيار نيك ميان اين دو نگاه متفاوت به شخصيت انسان. ايشان دو شيوه، هدف، راه، وسيله و نگاه به شخصيت انسان را جمع كرده است. اين تلفيق را در سخنراني‌ها، نوشته‌ها و گفته‌هاي ايشان نيز به خوبي مي‌توان ديد.

3. جمع انضباط اخلاقي و لطافت روحي

گاه احساس مي‌شود كه بين انضباط اخلاقي و لطافت روحي، دوري وجود دارد. گاه گرايش به انضباط اخلاقي، از لطافت طبع و سماحت و ظرافت‌هاي خاص در تعامل اجتماعي مي‌كاهد، اما امام اين دو را به خوبي در كنار هم گرد آورد. غربي‌ها مي‌گويند: اخلاق‌گرايي شديد، جمود و فاصله گرفتن از ظرافت تعاملي را در پي دارد. اما در تعاليم اسلامي و هم در انديشه امام، بين اين دو، توازن وجود دارد. امام، هم در انديشه و هم در رفتار اين گونه است. رفتار انقلابي و منضبط و متشرعانه بسيار دقيق ايشان، چه در خانه و چه در جامعه، با ذوق، لطافت، طبع سليم و ملايم در تعاملات اجتماعي و اخلاقي، همراه است.

4. ريزبيني و بلندانديشي

در مكاتب اخلاقي گاه انسان‌ها جزئيات و ريزه‌ها را بسيار مي‌نگرند و گاه نگاه كلان و بلند آنان، ديدن جزئيات را از ياد مي‌برد. در مديريت نيز همين گونه است. گاه مديريت، بسيار كوچك‌بين است و ريزه كاري‌ها را خوب مي‌نگرد، ولي از چشم انداز و افق بلند مدت برخوردار نيست. بعضي مديريت‌ها هم افق‌هاي بلندي را طراحي مي‌كنند، اما از دقايق امور غفلت مي‌ورزند. در اخلاق هم همين گونه است. گاه كوچك و گاه بزرگ‌هاي اخلاقي را مي‌بينند و با نگاه متمركز به يكي، ديگري را قرباني مي‌كنند. اما مديريت، دانش، انديشه و رفتار اخلاقي امام، جامعِ ريزنگري و بلند انديشي است.

5. جمع ميان زهد و آراستگي

جمع بين زهد و آراستگي، از مسائل مهم در تاريخ اخلاق بوده است. برخي آن چنان زهدي دارند كه آراستگي و توجه به ظواهر امور را قرباني مي‌كنند و به «ملامتيه» تبديل مي‌شوند؛ برخي نيز بيشتر به آداب و سلوك ظاهري مي‌نگرند. امام درتوجه به آداب، سلوك‌ظاهري، آراستگي ظاهر، شيوه‌هاي ظاهري و همزمان با دنياي عميق شخصيت انسان، هيچ‌كدام را قرباني ديگري نكرده است.

6. جمع ميان قهر و مهر، جاذبه و دافعه، محبت و نفرت

گاه افراد بيشتر به سمت قهر و سخت‌گيري و قبض مي‌روند و گاه بيشتر به سمت گشايش و مهر و محبت. عرفا مي‌گويند: گاه افراد مظهر قبض‌اند و گاه مظهر بسط. در حوزه اخلاق نظري و عملي هم همين گونه است. گاه بنياد يك اخلاق به سمت قبص مي‌رود و گاه به سمت بسط. در گفت‌وگوهاي سياسي هم اين بحث مطرح است. امام(ره) اين هنر را داشت كه بين قهر و مهر، جاذبه و دافعه و محبت و نفرت، جمع مفيد و به‌جايي داشت.

7. جمع ميان عقلانيت و حماسه، شور انقلابي و منطق‌گرايي؛

در سلوك اخلاقي و تا اندازه‌اي در انديشه اخلاقي، گاه عقلانيت و منطق‌گرايي حاكم است و گاه حماسه و شور انقلابي. در اخلاق فردي و اخلاق سياسي و اجتماعي هر دو را شاهديم. كمتر كسي مانند امام يافت مي‌شود كه فيلسوفي دقيق و در عين حال، دريايي از شور، حماسه و نشاط باشد. ايشان از اخلاق علمي بسيار خوبي برخوردار بودند و در عين حال، از چنان اخلاق اجتماعي و سياسي و انقلابي برخوردار بودند كه مي‌توانستند آتشفشاني بشوند و موانع را بردارند و دنيايي را متحول كنند. طبيعت روحيه حماسي اين است كه خيلي جاها معيارها كنار گذاشته شود، اما ايشان در اوج شور و حماسه، معيارها را حفظ مي‌كرد.

8. نگاه متوازن به همه ساحت‌هاي اخلاقي

ايشان در اخلاق خانوادگي سرشار از نكات ظريف است. همين نكات اخلاقي امام در محيط خانه و روابط خانوادگي‌شان كافي بود كه دنيايي درس به ما بدهد. در حوزه اخلاق رفاقتي، نكته‌هاي جالبي در زندگي ايشان وجود دارد. اخلاق علمي و تعامل ايشان در فضاي حوزه با شاگردان نيز جالب است. در حوزه انقلاب، شورش و به هم زدن نظم جامعه براي تحول، نياز به اخلاقي ويژه است و امام در انقلاب، اين اخلاق را بسيار خوب رعايت مي‌كردند. مثلاً در انقلاب اصلاً به سمت ترور نرفتند. به‌طور مكرر به ايشان گفته مي‌شد كه اين‌گونه عمل نكنيد، اما ايشان نمي‌پذيرفت. اخلاق مديريتي و رهبري‌شان در فصل اخير زندگي‌شان هم باز مظهر «لايشغله شأن عن شأن» بود.

9. بهره‌گيري از همه منابع براي تهذيب نفس و اصلاح ديگران و جامعه

جامع‌نگري به همه تعاليم اخلاقي براي هدايت جامعه، از ديگر ويژگي‌هاي مكتب اخلاقي امام است. اصولاً نگاه امام به قرآن، حديث (چهل حديث)، دعا (شرح دعاي سحر)، مناسك و عبادات (اسرار الصلوة) و مانند آن، هدايت‌جويانه است. گاه نگاه انسان در علوم و معارف، علمي است و گاه به سمت و سوي دگرگوني خويش و ديگران است. امام به همه منابع ديني و عقلي، نگاه هدايت جويانه و راهبردي اخلاقي دارد. ايشان از آغاز جواني از اين نگاه برخوردار بودند.

10. بهره‌گيري از روش‌هاي متنوع؛

ايشان از شعر، ادب، سخنراني، نگارش، تدريس و خطابه استفاده مي‌كردند و پايه‌گذار مشيي جامع در شيوه تهذيب و اخلاق در حوزه بودند. در اين ويژگي، كمتر كسي مانند ايشان بوده است. درس‌هاي اخلاق خاص و عمومي، درس‌هاي عرفان، سرودن اشعار، نامه نگاري و توصيه‌هاي ايشان، همه روشنگر اين مطلب است.

ايشان از ده روش مهم اخلاقي و تربيتي، متوازن و همزمان، براي تأثيرگذاري بر جامعه و حوزه بهره مي‌بردند. ايشان چون نگاه جامعي داشتند، از بيدار كردن حس مسئوليت و آينده‌نگري در طلاب جوان بسيار بهره مي‌بردند و آدم‌ها را به افق‌هاي بالاتري سوق مي‌دادند. وقتي ما افق‌هاي دور دست را نبينيم، به چيزهاي بسيار بي‌حاصل مشغول مي‌شويم و اين براي طلبه جوان زيان‌بار است. امام دست آدم‌ها را مي‌گرفت و بر بام اخلاق مي‌نشاند. در يك افق بلندي براي آنها چشم انداز ترسيم مي‌كرد و با آن چشم‌انداز و رسالت عظيمي كه بر دوش حوزه است و با بيدار كردن اين حس، طلاب جوان را دگرگون مي‌كرد. در اختناق سال 54 ـ كه طلبه صبح از خانه بيرون مي‌آمد و معلوم نبود شب به خانه برگردد ـ يك سخنراني اخلاقي در نجف ايراد كرد كه به نام جهاد اكبر چاپ شد و مانند يك بمب در فضاي حوزه، انفجار اخلاقي ايجاد كرد. طلاب جوان را گرد آورد و شور و نشاط اخلاقي، معنوي، عرفاني و انقلابي به آنها داد. اين قدرت و مهارت شگفت‌انگيز امام در بهره‌گيري از شيوه‌هاي متنوع براي ايجاد تغيير و تحول، ويژگي ديگر ايشان است؛ چه اين‌كه او از يك جامعيت در حوزه روش‌ها برخوردار بودند.

11. نگاه آسيب‌شناسانه به اخلاق

نگاه‌هاي يك سونگرانه ممكن است انسان را به سمت ظاهرگرايي، تظاهر، جمود بر آداب ظاهري، غفلت از مسائل عميق دروني و مانند آن سوق دهد. اين آسيب‌ها در نگاه اخلاقي وجود دارد و در اخلاق اسلامي به آنها بسيار توجه شده و امام، هم در انديشه و هم در رفتار، به اين امر توجه داشتند.

سرانجام، با تحليل اجمالي و فهرستي از انديشه و رفتار اخلاقي امام ـ كه ذكرشد ـ به اين نتيجه مي‌رسيم كه انديشه امام داراي چند كليد و قاعده اصلي بوده است:

الف) نگاه امام به دين، اخلاقي و هدايت جويانه است؛

ب) نگاه امام، نگاهي متوازن و جامع به حوزه اخلاق و همه ساحت‌هاي اخلاقي است؛

ج) امام، هم از همه منابع و هم از روش‌هاي متنوع در تهذيب و تربيت بهره‌گيري جامع دارد؛

د) انديشه و رفتار اخلاقي امام از آسيب‌هايي كه از مشي اخلاقي ايجاد مي‌شود، مانند رفتن به سمت خرافات، تظاهر، جمود و… پاك و منزه است؛

هـ) فقه و اخلاق و انديشه علمي امام داراي امتداد اجتماعي و سياسي است. اين همان نگاه بلند و بسيار مهمي است كه در انديشه امام مي‌بينيم.

اين پنج مورد، كليد اصلي شناخت انديشه و رفتار امام است.

در پايان، بيان چند نكته را لازم مي‌دانم:

  1. مابايد از امام بياموزيم كه اخلاق و عرفان عملي ناب و پالايش شده در نظام اخلاقي، آموزشي و تحقيقي ما ايجاد شود. وضع موجود حوزه خوب است، اما در اخلاق نظري و عملي و در ساحت‌هاي آموزشي و پژوهشي و رفتاري، كاستي‌هاي زيادي داريم و پاسخگويي به نيازهاي دنياي امروز، چنان‌كه اسلام از ما مي‌خواهد، بدون تمركز بر اخلاق ميسر نيست. همه شخصيت امام، اخلاقي است. اين‌كه كسي در متن يك انقلاب بزرگ قسم بخورد: «والله يك قدم براي رياست برنداشتم، والله هيچ گاه نترسيدم»؛ حتي زماني كه ايشان را دستگير كردند و همه شواهد دال بر اعدام امام بود، نماينده اوج اخلاق است.

ما به اين روح هدايتي و اخلاقي و معنوي نياز داريم كه بايد در شريان حوزه نفوذ كند و به جريان بيفتد. اين بر عهده همه مديران و برنامه‌ريزان و بيش از آنها استادان است. ما بايد اخلاق را، هم در نظام آموزشي، هم در نظام تحقيق و پژوهش و هم در نظام رفتاري و تهذيبي زنده كنيم، تا بتوانيم حوزه‌اي متناسب با دنياي امروز و پاسخگوي نيازهاي امروز داشته باشيم؛ چيزي كه شريعت از ما مي‌خواهد. در فلسفه اخلاق بسيار كار شده، اما بسياري از آنها جهت‌گيري هماهنگ با ما ندارد. ما بايد فلسفه اخلاقي را تحليل ونظرهاي اسلام را استخراج كرده و عرضه كنيم. در حوزه بايد به مكاتب اخلاقي توجه شود و رشته‌هاي اخلاقي جدي گرفته شود. اين امر مهمي است كه ما بايد از امام بياموزيم.

  1. نكته دقيق‌تر اين‌كه بايد به اخلاق علمي توجه كنيم. يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه ما آن روش اجتهادي را كه در فقه و اصول داريم، در اخلاق به كار نگرفتيم.اگر روش عقلاني و اجتهادي درست را ـ كه نمونه‌اش را در فقه داريم ـ در اخلاق بكار ببريم، حرف‌هاي زيادي خواهيم داشت. اگر كساني را كه از يك سو با روان‌شناسي و علوم انساني جديد آشنا باشند و از سوي ديگر با اخلاق و منابع ديني آشنا باشند و از روش اجتهادي دقيقي برخوردار باشند، به كار بگيريم، جاي نظريه‌پردازي است و حرف‌هاي فراواني در منابع ديني ما هست كه مي‌شود استخراج كرده و به بشريت امروز عرضه نمود و اين وظيفه‌اي است كه بر دوش ما و شما نهاده شده است.
  2. طلاب بايد به‌خصوص در موقعيت تحصيل با امام آشنا شوند. ايشان مظهر طهارت روح و اخلاق متعالي عرفاني بودند و آشنايي با امام انسان‌ها را دگرگون مي‌كند. روح اخلاقي و عرفاني كه در امام بود، در ديگران كم ديده مي‌شود. مااز نعمت بهره‌گيري حضوري از ايشان محروميم، اما آثار، منابع فكري، شيوه و سيره و سنت عملي و اخلاقي ايشان در دست ماست. بهترين چيزي كه مي‌تواند به ما راه را نشان دهد، امام است. امام حقيقتاً حجت يگانه روزگار ماست كه از جامعيت خوبي برخوردار است و او مي‌تواند براي ما الگويي تمام عيار باشد.

الگو چه تاريخي باشد و چه چهره‌به‌چهره، در تأثيرگذاري بر شخص الگوپذير، بسيار نقش دارد. البته بايد الگوپذيري از الگو فقط در جهاتي باشد كه الگو در آن جهت ممتاز است؛ زيرا هميشه الگوها محدود در ابعاد خاصي هستند. امام گرچه معصوم نيست، اما از الگوهاي محدودي است كه جامع است و مي‌تواند به همه زواياي شخصيت ما درس بياموزد. براي ما آشنايي با امام از اين روي مهم است كه هم زندگي ايشان روياروي ماست، هم انديشه ايشان در عملشان مجسم است و هم الگوگيري از ايشان، از يك بعد نسبت به ابعاد ديگر، رهزني ندارد. لذا بايد شخصيت و سيره امام در حوزه زنده باشد و نور افشاني كند و ما از اين زندگي پاك و تحول آفرين در دنيا نور بگيريم.

با غزلي از امام سخنان را به پايان مي‌رسانم؛ غزلي كه هرگاه آن را مي‌خوانم، به ياد خود ايشان مي‌افتم:

اي خوب رخ كه پرده نشيني و بي‌حجاب اي صد هزار جلوه‌گر و باز در نقاب
اي‌آفتاب نيمه شب، اي ماه نيمروز اي نجل دوربين! كه نه ماهي، نه آفتاب
كيهان طلايه‌دار تو، خورشيد سايه‌ات گيسوي حور خيمه ناز تو را طناب
جان‌هاي قدسيان همه در حسرتت به سوز دل‌هاي حوريان همه در فرقتت كباب
انموذج جمالي و اسطوره جلال درياي بيكراني و عالم همه سراب
آيا شود كه نيم‌نظر سوي ما كني؟ تا پر گشوده، كوچ نماييم از اين قباب
اي جلوه‌ات جمال ده هرچه خوبرو اي غمزه‌ات هلاك كن هرچه شيخ و شاب
چشم خراب دوست، خرابم نموده است آبادي دو كون به قربان اين خراب

[1]. سخنراني آیت الله اعرافي در همايش «بررسي انديشه‌هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني(ره)»

ویژگی‌های مهدویت و تکامل تاریخ در مکتب اهل‌بیت (س)

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مهدویت مسئله روشنی است. همه مستحضر هستید که، مهدویت اعتقادی است به اینکه، حرکت تاریخ به مقطعی می‌رسد که در آن، تاریخ بشریت به اوج کمال و سعادت و آسایش و رفاه می‌رسد و عدالت بر همه‌ی عالم، حاکم می‌شود. این عقیده به‌طورکلی، در بسیاری از ادیان وجود دارد. برخی مکاتب غیردینی و غیر الهی نیز به آن، معتقدند و مذاهب اسلامی نیز به آن اعتقاد دارند؛ که موضوع بحث ما نیست. منجی گرایی و تکامل تاریخ در ادیان غیر الهی، در یک مقطع پایانی، فصل مشترک است. در ادیان ابراهیمی و الهی فصل مشترک دیگری است و در مذاهب اسلامی، غیر از مکتب اهل‌بیت (س)، فصل مشترک متفاوتی است.

ویژگی‌های مهدویت و تکامل تاریخ در مکتب اهل‌بیت (س)

مهدویت، اعتقاد به امام عصر (عج) و انتظار برای ظهور آن حضرت، هنگامه‌ی بزرگ تاریخی و تحول عظیم تاریخ بشری، در متن اعتقادات ما، جای دارد و ما به آن تعلق‌خاطر داریم. توجه دقیق به ویژگی‌های مهدویت، در مکتب اهل‌بیت (س)، که در چند بند مطرح خواهد شد، اهمیت دارد.

1- فرد مشخص بودنِ منجی بشریت

اولین ویژگی مهدویت، که اساس خصوصیات دیگر است؛ این است که، در تفکر شیعه، آن شخصی که مورد انتظار ماست و مورد اعتقاد و باور ماشیعیان است؛ منجی‌ای نیست که، بعدها دنیا بیاید و خیلی مجمل و مبهم باشد. بلکه، منجی‌ای که، ما به او اعتقادداریم؛ شخص معینی است و لقب او مهدی است.

مهدی (عج)، فرزند امام عسکری (ع) و امام دوازدهم ما شیعیان است که، به دنیا آمده و زنده می‌باشد.

این مسئله، مهم‌ترین و نخستین ویژگی مهدویت، در اندیشه شیعی است. مهدی (عج)، شخص معیّن زنده و حاضر و موجود است. کسانی ایشان را دیده‌اند؛ شاهد تولد ایشان، بوده‌اند؛ بعد از تولد با آن حضرت، ملاقات داشتند؛ در زمان غیبت صغری با ایشان، مرتبط و نائب حضرت بوده‌اند، بنابراین، مهدی (عج) فرد مشخص و معینی است.

در بسیاری از ادیان و مکاتب دیگر و مذاهب غیر شیعی، این فرد، شخص کلی‌ای است که بعدها دنیا خواهد آمد.

2- معصوم و کامل بودن منجی

دومین ویژگی این است که، وی انسان کاملِ دارای علم و عصمت است. این انسان از سنخ پیامبر و اولیای معصوم (س) است، یک چهره ملکوتی و غیبی دارد، همان چهره‌ای که در شب‌های قدر ظهور و بروز پیدا می‌کند و بر اساس آیه شریفه‌ی سوره قدر، این شخصیت کامل، در شب قدر، میزبان ملائکه می‌شود و کارنامه و سرنوشت بشر به او سپرده می‌شود و در ارتباط با عالم غیب و آسمان‌ها است.

3- ارتباط منجی با ما.

سومین ویژگی مهدویت در اندیشه‌ی شیعی و مکتب اهل‌بیت (س)، این است که، این انسان زنده‌ی مشخصِ معینِ حاضر و کامل و معصوم با ما در ارتباط است. ناظر و مشرف بر ماست. با توجه به مباحث گذشته، یکی از گواهان اعمال که محیط بر انسان‌ها هستند، امام (ع) است؛ به این معنی که، آن منتظر ما، مهدی (عج)، در دیدگاه ما، یک شخص بریده از واقعیات زندگی ما نیست. یک رابطه فعال و پویا بین ما و آن امام عزیز و بزرگوار وجود دارد. او مشرف بر ما است.

در توقیع[1] شریف، آمده است؛ وقتی حضرت نیابت خاصه را بستند؛ فرمودند:«إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِکرِکمْ وَ لَوْ لَا ذَلِک لَنَزَلَ بِکمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَکمُ الْأَعْدَاءُ فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَی انْتِیَاشِکمْ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکمْ»[2]

(ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم, که اگر جز ایـن بود گرفتاری‌ها به شما روی می‌آورد و دشمنان, شما را ریشه‌کن می‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید در نجات دادن شما از فتنه‌هایی که شما را در برگرفته است.)

ما شما را رها نمی‌کنیم؛ توجه و اشراف، به شما داریم؛ عنایات ما، شما را می‌گیرد. فرمودند: در زمان غیبت، من مانند خورشیدی در پس ابر بازهم نورافشانی می‌کنم.

به روح و روان ما انرژی معنوی می‌بخشد و ناظر بر اعمال ماست.

4- بهره بردن از فیض حضرت

در زمان غیبت صغری به شکلی فیض می‌بریم؛ و در زمان غیبت کبری هم امکان ارتباط وجود دارد و از فیض او ما بهره‌مند می‌شویم.

5- ثواب و ارزش انتظار

انتظار او یک ارزش و عبادت است و یک ثواب محسوب می‌شود؛ و این غیر از عقیده‌ی مکاتب و ادیان دیگر است که می‌گویند؛ یک مرحله تکاملی تاریخ رخ خواهد داد، یک هنگامه بزرگ به وقوع خواهد پیوست، یک تحول بزرگی انجام خواهد شد و کسی می‌آید و آن را رهبری می‌کند. این مسئله، تنها به‌عنوان یک فکر و تئوری درجایی مطرح است. اما مهدویت در اندیشه شیعی، یک تئوری انتزاعی نیست. یک دکترین و فلسفه زنده و حیات‌بخشِ تربیتی است و این معنای انتظار است. انتظار یک ارزش است. یک رابطه زنده با امام (عج) است، پیوند با او از طریق انتظار پویا برقرار می‌شود. ما، روابط روحی و عاطفی با او داریم؛ طوری‌که، با انتظار زندگی همه بشریت، در همه احوال، گره‌خورده است.

6-ادامه‌ی مسیر ولایت اهل‌بیت (س) از طریق نایبان خاص و عام

در زمان غیبت صغری، از طریق نائبان خاص حضرت، مسیر ولایت ائمه ادامه یافته و پس‌ از آن، در غیبت کبری از طریق نائبان عام و نظام مرجعیت و ولایت خط مهدویت امتداد دارد و بریده نیست و از طریق مرجعیت و ولایت است که در نظام اسلامی هم تجسم پیدا کرده است.

7- تبیین الگوی جامعه‌ی مهدی

الگوی جامعه مهدوی، تصویر شده است. در روایات، همه شاخص‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه مهدویت تبیین شده است. یعنی یک تئوری کامل حکومتی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه مهدوی و منتظر مشخص است. درمکاتب دیگر چنین چیزی نیست.

8- تکامل جامعه‌ی بشری با محوریت امام (عج)

ما آن تحول پایانی را با محوریت این امام، تحولی می‌دانیم که عالم را تغییر می‌دهد. انسان به اوج کمال می‌رسد. همه استعدادهای آدمی و عقل و توان بشری تکامل می‌یابد و به شکوفایی نهایی می‌رسد.

صحبت پایانی

مطالب بالا، هشت ویژگی مهدویت در مکتب اهل‌بیت (س) است. این هشت ویژگی یا هیچ‌کدامش یا بعضی از آن‌ها، در مکاتب غیر الهی و در مکاتب و دیگر ادیان ابراهیمی غیر از اسلام، حتی در مذاهب دیگر اسلامی وجود ندارد.

ازاین‌جهت، انقلاب اسلامی امتداد همین قصه انتظار و مهدویت است. مهدویت، نقشه راه زندگی است. برنامه‌ای عملی در حیات ماست، اتصالی با یک مبدأ کامل و انسان متکامل است و چشم‌به‌راه بودن برای یک اتفاق بزرگ بی‌نظیر است. این انتظار، طبعاً همین امروز در زندگی ما اثر دارد و ما را به سمت کانون خودش جذب می‌کند و در ماه مبارک باید این اعتقاد و این انتظار تقویت بشود.

و صلی‌الله علی‌محمد و آله.

  1. توقیع، به معنای حاشیه‌نویسی است و در اصطلاح به دستورها و نامه‌های خلفا و پادشاهان گفته می‌شود که به افراد مختلف می‌نوشتند. ولی در کتب علمای شیعی به نامه‌ها و فرمان‌هایی گفته می‌شود که در زمان غیبت از طرف امام مهدی (ع) به شیعیان خود می‌رسیده است.[1]

. بحارالأنوار، ج 53، ص 174؛ احتجاج، ج 2، ص 495؛ الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 902[2]

كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

 بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه: انتظار را مي‌توان از زواياي گوناگوني تحليل كرد، از منظر فلسفي، سياسي، اقتصادي، جامعه شناسي و امثال اينها ولي در اين نوشتار بر آنيم تا نگاهي اجمالي به ابعاد روانشناختي و تربيتي انتظار داشته باشيم. قبل از بيان كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار، براي روشن شدن بحث بهتر است مقايسه‌اي اجمالي بين منجي‌گرايي در تشيع با اديان ديگر انجام دهيم:

مقايسه اجمالي منجي‌گرائي در تشيع با اديان ديگر

در ابتدا بهتر است كه مقايسه‌اي ميان مهدويت و منجي‌گرائي در تشيع با انديشه‌هاي منجي‌گرايي در ساير اديان داشته باشيم. منجي، تاريخي به درازاي تاريخ بشر و به ويژه اديان الهي دارد اما اين منجي‌گرائي و مهدويت‌انديشي، در تفكر و انديشه شيعي از امتيازاتي برخوردار است كه اين امتيازات و مشخصات در كاركرد اخلاقي و تربيتي انتظار طبعاً اثر گذار است؛ چون اعتقاد به فرجام نيك براي بشر و آينده خوب و نقطه اميد بخش در پايان زندگي در زواياي روح و شخصيت انسان كاركردهايي دارد.

هنگامي كه اين اعتقاد با آن مشخصاتي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) تبيين شده است فهميده شود آن كاركردها و آثار از جايگاه و امتياز ويژه‌اي برخوردار مي‌شود.

اينكه حركت تاريخ رو به جلو است و پايان خوبي براي تاريخ رقم خواهد خورد، امري است مشترك؛ اما وقتي فضاي روايات و انديشه‌اي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) شكل گرفته است را در نظر مي‌گيريم، اين آينده‌نگري و خوش‌بيني به آينده از ويژگي‎هاي ممتازي برخوردار مي‌شود كه به پاره‌اي از اين ويژگي‌ها اشاره‌ مي‌كنيم تا بتوانيم از آنها بهره‌هاي روانشناختي و تربيتي ببريم.

مشخصات مهدويت در مكتب اهل بيت (علیهم السلام)

آنچه كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ترسيم شده است مشخصاتي از اين دست دارد كه به اهم آن اشاره‌ مي‌كنيم:

  1. آن تحول پاياني و آن جهاني شدني كه اتفاق خواهد افتاد، با محوريت يك انسان كامل و وليي از اولياي الهي است. محوريت و ولايتي بدين شكل در ساير اديان و مكاتب كمتر وجود دارد.
  2. محور آن جهاني شدن، موجودي زنده و حاضر و ناظر است؛‌ وعده‌اي به آينده‌اي كه خواهد آمد نيست. آن انسانِ محور و آن كانون تحول، هم اكنون وجود و حضور دارد و هم اكنون در رابطه‌اي فعال با جامعه و انسان‌ها است و رابطه ميان منتظر و منتَظر، رابطه ميان موجود و معدوم در انتظار آينده‌اي كه خواهد آمد، نيست. بلكه رابطه‌اي است ميان موجود و موجودي كه كانون و محور آن حركت بزرگ است. همين مساله، دنيايي از شور و شوق و اشتياق را در روح و روان انسان ايجاد‌ مي‌كند. شما ملاحظه‌ مي‌كنيد فاصله ميان منتظري كه به اميد يك آينده دور و پيدا شدن مصلحي به سر‌ مي‌برد تا منتظري كه محور آن حركت را انسان كاملي‌ مي‌داند كه هم اكنون موجود است. اين اضافه ميان موجود و معدوم نيست، اضافه موجود و موجودي ديگر است؛ آن هم موجودي كه انسان كامل است و هم اكنون حضور دارد و نظارت و مراقبت كامل بر احوال و رفتار جامعه و بشريت دارد.
  3. همه انسان‌ها در اين انتظار‌ مي‌توانند حضور فعال و مثبت داشته باشند. حتي امكان بازگشت انسان‌هاي الگو و نمونه براي نقش آفريني در آن هنگامه بزرگ وجود دارد. آينده‌اي نيست كه صرفاً شوقي به آن باشد و با سرنوشت امروز ما ارتباط نداشته باشد. نه تنها اكنون، كه در آن هنگامه بزرگ نيز‌ مي‌توان نقش آفرين بود. پس آن آينده با امروز ما گره خورده است.
  4. اين تحولِ تكامل تاريخ كه در بسياري از مكاتب بوده است،‌ تحولي است جهاني،‌ تحولي است مثبت و تحولي است كه ريشه در امروز بشر دارد. گر چه ظلم و ستم، جهان را فرا خواهد گرفت اما زمينه‌هاي رشد و تكامل و پذيرش آن تحول بزرگ،‌ همزمان در كنار ظلم و ستم فراگير، جوانه‌ مي‌زند. اينطور نيست كه در آينده ناگهان همه چيز دگرگون شود. گر چه در سطح رويين، تحولي عميق و مهم و فراگير رخ‌ مي‌دهد اما در عين حال ريشه‌هاي پذيرش آن تحول بزرگ را در تكامل عقلي و معرفتي امروز بشر هم‌ مي‌توان يافت و امروز هم بايد براي آن تحول عظيم، آمادگي ايجاد كرد.

بنابراين آن آينده آن جهاني شدن و بهم پيوستگي انسانها و جوامع بشري و مرحله پاياني تاريخ كه در بسياري از افكار و اديان و مكاتب و انديشه‌ها به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ريشه دارد؛ وقتي كه در چهار چوب و محدوده مكتب اهل بيت (علیهم السلام) قرار بگيرد،‌ اين انديشه از جايگاه ممتازي برخوردار‌ مي‌شود كه به اهم آن امتيازات اشاره شد.

بنابراين اول اينكه آن جهاني شدن، جهاني شدني است در همه ابعاد با محور معنويت.

دوم اينكه محوريت آن جهاني شدن و تحول ژرف و فراگير و عميق تاريخي، انسان كامل است. سوم اينكه آن انسان كامل هم اكنون وجود و حضور دارد و رابطه ما با او رابطه زنده و پويا و فعال و عاشقانه است.

چهارم اينكه انسان‌ها‌ مي‌توانند هم امروز،‌ يا در فرداي آن هنگامه بزرگ نقش آفرين باشند؛ مشروط به آن كه در خود اين توانايي و شايستگي را پديد آورده باشند.

پنجم اينكه زمينه‌هاي آن حركت بزرگ در طول تاريخ ساخته و پرداخته‌ مي‌شود و تجارب بشر و رشد و كمال عقلي و معرفتي بشر انسانها را آماده پذيرش آن هنگامه بزرگ الهي‌ مي‌كند. ‌منجي‌گرايي و مهدويتي كه به صورت مبهم و غبار آلود و تاريك در بسياري از انديشه‌ها و افكار و مكاتب وجود دارد،‌ در فضاي تفكر اهل بيت (علیهم السلام) انديشه‌اي شفاف و روشن است، به گونه‌اي كه همه خطوط آن در اخبار و احاديث ما تبيين شده است. اين مهدويت و ‌منجي‌گرايي در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) است.

انتظار از نگاه روان شناختي

با اين نگاه روشن و شفاف و شاخص‌هاي بسيار ممتازي كه مهدويت و ‌منجي‌گرايي دارد‌ مي‌توان استفاده‌هاي بسياري در عرصه روان‌شناسي تربيتي و اخلاقي بدست داد. قبل از مطرح كردن كاركردهاي تربيتي و روان‌شناختي بهتر است نگاهي به خود انتظار از ديدگاه روان‌شناسي داشته باشيم.

انتظار از نگاه روانشناختي، حقيقت مهمي است كه بخشي از نگرشها و هيجانات انسان را شكل‌ مي‌دهد. وجود انسان از هيجانات، انگيزه‌ها و نگرشهاي او تشكيل‌ مي‌شود. بخشي از شخصيت مهم ما در پرتو نگرش و انگيزش و هيجان و عاطفه ما شكل‌ مي‌گيرد و يكي از نگرش‌ها و هيجانات مهم بشر انتظار و اميد است. بي انتظار و اميد، شخصيت انسان قابل بقا و استمرار و تداوم نيست اما انتظاري كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) پايه‌ريزي شده است از آن نگرش‌ها و انگيزش‌ها و هيجانات و عواطف بسيار مهم و ژرفي است كه فرد و جامعه انساني را‌ مي‌سازد و همه وجود او را دست خوش تحول و دگرگوني‌ قرار می‌دهد.

آنچه كه در انديشه اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان مقوله انتظار مطرح شده است، عاطفه و هيجان عميق و پايداري است كه انساني را با انساني حاضر و ناظر پيوند‌ مي‌زند. انتظار حادثه‌اي است بزرگ و جهاني و حادثه‌اي كه با سرنوشت فرد و جامعه ارتباط دارد. اينها مشخصات هيجان ديني و اخلاقي است.

انتظار يك عاطفه و هيجان سرشار و بسيار فعال است كه هم معطوف به آينده‌اي مثبت، هم انتظاري عميق و ژرف، هم انتظاري زنده و پيوندي موجود است و هم انتظاري فعال و انسان ساز است. اينها شاخص اصلي انتظار است كه در مكتب و تفكر اهل بيت (علیهم السلام) بدان اشاره شده و در تحليل انتظار اين مكتب،‌ مي‌شود به اين شاخص‌ها اشاره كرد.

كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

در اين فضا و با اين دو مقدمه‌ مي‌توانيم به پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و شخصيتي و اخلاقي و تربيتي انتظار اشاره كنيم:

  1. انتظار كاركرد عشق آفريني ميان انسان و مهدي دارد. همان گونه كه گذشت هرگز انتظار در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) انتظاري نسبت به آينده‌اي تاريك و مبهم يا با موجودي كه بعداً خواهد آمد نيست. انتظار رابطه‌اي پويا عميق و عاشقانه با شيفتگي و شيدايي ميان منتظِر و انسان كاملي است كه هم اكنون وجود دارد.

ويژگي تربيتي و روانشناختي اين انتظار عشق آفريني و شور آفريني و شيدايي در ساحت قدس آن انسان كامل است كه هم اكنون حضور دارد.

  1. انتظار آن احساس حضور دريايي از نور و معنويت را در وجود انسان پديد‌ مي‌آورد. احساس حضور و نظارت و مراقبت، همانطور كه در روايات ما آمده او زنده و حاضر و ناظر و مراقب است و وجود او در عالم تكوين و در حيات امت، موثر و اثر گذار‌ مي‌باشد. اين نگاه اين نوع انتظار اين نوع چشم به راهي كور و مبهم و تاريك نيست؛ چشم به راهي كه با عشق و شور و شيدايي در آميخته است. از سويي ديگر با احساس حضور و نظارت و مراقبت و احساس تاثير او در سرنوشت فرد و جامعه، در ليله القدر و در همه احوال آدمي است.
  2. اين انتظار به آدمي احساس هماهنگي با آهنگ حركت تكاملي تاريخ و پيشرفت به سمت معنويت و اخلاق و معرفت ايجاد‌ مي‌كند و اين مقوله مهم ديگري است كه انسان منتظَر خود را در يك منظومه هماهنگ معنوي و اخلاقي احساس‌ مي‌كند و خودش را همراه اين قافله معنويت به سمت آن پايان درخشان و ممتاز، ‌ حركت‌ مي‌دهد. اين آهنگ را با همه وجود خودش حس‌ مي‌كند. آهنگ اخلاق،‌ آهنگ معنويت، آهنگ عدالت، آهنگ تاريخ بشريت است و انسان منتظر خود را در چنين قافله هماهنگي احساس‌ مي‌كند.
  3. کارکرد دیگر انتظار معني بخشي به زندگي است.

انسان در كشاكش سختي‌ها و دشواري‌ها گاهي معناي زندگي خود را فراموش‌ مي‌كند، فلسفه‌اي براي حيات خودش نمي بيند. اصولا اسلام و دين خاصيت و كاركرد معنويت بخشي دارد، اما با مقوله انتظار معنويت بخشي از جايگاه برتري برخوردار‌ مي‌شود.

  1. اميد آفريني کارکرد دیگر انتظار است كه همواره ما از انتظار به عنوان اميد ياد‌ مي‌كنيم. اميد آن عاطفه مهمي است كه انسان‌ها را روي پا نگاه‌ مي‌دارد؛ ‌انسان‌ها را به سمت جلو‌ مي‌برد؛ آنها را از افسردگي و پژمردگي نجات‌ مي‌دهد. اميد آفريني و پس از آن نشاط و شور و احساس خوش آيندي كه انتظار به آدمي ارمغان‌ مي‌دهد، ‌او را از افسردگي و پژمردگي دور‌ مي‌كند و به او آرامش و اطمينان‌ مي‌بخشد. آرامش و اطمينان كسي كه خود را در يك قافله هماهنگ به سمت آن نقطه درخشان تاريخ حركت‌ مي‌دهد و حتي اگر توفيق حضور در آنجا را نداشته باشد، امروز با امام خودش هماهنگ حركت‌ مي‌كند. همانطور كه در دعاي عهد آمده و از خدا‌ مي‌خواهد كه او را در آن هنگامه براي نقش آفريني حاضر كند.

ويژگي مهم اين صفت و كاركرد انتظار، صبوري و شكيبايي و مقاومت در برابر ناملايمات است. بخصوص هنگامي كه سپاه نااميدي، افسردگي و پژمردگي به انسان‌ها رو‌ مي‌آورد. اين خيلي مهم است كه يك مبارز و انسان مجاهد خود را در مسير يك حركت قصري و بي حاصل ببيند يا اينكه خود را در مسير يك حركت رو به جلو احساس كند؛ دومين ويژگي امید، صبوري و شكيبايي و تحمل و مقاومت است.

  1. ويژگي و كار كرد ديگر، حزني است آميخته با شوق و اميد.

دلهاي منتظران همواره محزون است و در انتظار حزن هست اما نه حزني منفعلانه همراه با پژمردگي،‌ حزني همراه با شوق و اشتياق به حركت و به پيش رفتن. حزني آميخته با شوق و عشق و اميد كه در بخش‌هاي قبلي به آن اشاره شد. انتظار حالتي پارادوكسيكال دارد؛ هم شوق‌ مي‌آفريند، هم حزن و با بال شوق و حزن منتظران در دريایي از سختي‌ها شنا‌ مي‌كنند و غواصي‌ مي‌كنند و راه را به آينده درخشان تاريخ باز‌ مي‌كنند. انتظار با آن مشخصات باز دارنده از گناه و مشوق هر گونه اقدام براي نزديك شدن به هنگامه بزرگ است.

  1. به آدمها همتهاي بلندي‌ مي‌بخشد.
  2. انتظار هم يك ارزش بزرگ و هم يك روش است، ‌براي اينكه نسل جوان و فرزندانمان را در شعاع آن بسازيم. ما كمتر از انتظار بهره روشي برده‌ايم.

اين پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار بود. انتظار مفهوم زيبايي است كه در پيرامون خودش منظومه‌اي از كاركردها و مفاهيم مهم را به گردش در آورده است. انتظار حقيقت ناب است كه پيرامون آن اميد، اطمينان، همت، احساس حضور، عشق،‌ شور، اشك، اقدام، فعاليت و صبوري و شكيبايي منظومه‌اي است كه در زمان غيبت جامعه و فرد و خانه و انسان را‌ مي‌تواند زنده كند و او را به جلو ببرد.

اگر ما در فهم اين حقيقت با منظومه تابناك، كوتاهي كرده‌ايم آن داستان و سخن ديگري است. وقتي كه امامان معصوم (علیهم السلام) ما در انتظار بوده‌اند پيشوايان بزرگ ما با انتظار تنفس كرده‌اند و نهضت‌هاي بزرگي با انتظار پيوند خورده است ما بايد هم كاركردهاي روان‌شناختي و اخلاقي و تربيتي انتظار را بدانيم هم در ساير ساحت‌ها به تحليل و واكاوي آن پردازيم.

انتظار‌ مي‌رود اين نوشتار آغازي باشد براي باز شناسي عميق‌تر كاركردها و آثار اخلاقي و تربيتي و روانشناختي انتظار و براي اينكه از اين مقوله و اين منظومه براي ساختن انسان‌ها و نسل جوان بهرمند شويم.

مصرف کنندگي درعرصه علوم انساني،به انحطاط می انجامد

گروه گزارش: رئيس جامعه المصطفي العالميه گفت: اگر در عرصه علوم انساني توليد نداشته باشيم، بايد مصرف کننده باشيم و معناي مصرف کنندگي، مرگ و انحطاط است، ضمن آنکه مصرف کنندگي در عرصه علوم انساني به تهاجم فرهنگي که مد نظر دشمن است، کمک مي کند.

 آيت الله عليرضا اعرافی، برنده نخستين دوره جايزه جهاني علوم انساني اسلامي در گفتگویی، در پاسخ به اين سئوال که توليد علم و نظريه، وظيفه کدام يک از کنشگران فرهنگي جامعه است؟ اظهار کرد: توليد علم و نظريه کار نخبگاني است که در حوزه و دانشگاه تحصيل و تدريس مي کنند و مشغول امور تحقيقاتي و پژوهشي هستند.

وي توليد علم را گذشتن از مرزهاي متعارف تحصيل و تدريس خواند و ادامه داد: اين گستره، پژوهشکده اي است که به عمق دانش مي تواند دسترسي پيدا کند، داراي ابداع و ابتکار باشد و البته در اين سبک که توليد ناميده مي شود، مراتبي نيز وجود دارد. ضمن آنکه طبيعي است رسيدن به آن قله اي که در آن ابداع و ابتکار و درنورديدن مرزهاي دانش متعارف باشد، نياز به مقدماتي دارد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ادامه با بيان اينکه اين مقدمات در هر رشته اي در جايگاه تحصيلات عالي محقق مي شود و حوزه و دانشگاه به تناسب تخصص هاي خود بايد وارد اين زمينه و عرصه ها شوند، بيان کرد: طبعا نهادهايي همچون آموزش و پرورش يا نهادهاي عمومي مانند رسانه ها، مي توانند به عنوان کمک و زمينه سازي و پشتيباني براي رسيدن به توليد علم و نظريه، نقش آفرين باشند اما عامل و نهاد مستقيم در اين عرصه، حوزه و دانشگاه است.

وي با اشاره به اينکه مقدمات در زمينه توليد علم و نظريه نيز انواع و اقسامي دارد و بخشي از آن و در واقع مقدمه مهم، فرهنگ تحقيق و پژوهش در حوزه علوم انساني و ساير علوم است، تصريح کرد: اين فرهنگ با فرهنگ پرسشگري و تحقيق و نوآوري بايد در نهاد خانواده پايه ريزي شود و سپس در آموزش و پرورش رشد و تعالي پيدا کند.

نظريه پرداز علوم انساني اسلامي با اظهار تاسف از اينکه در نظام تعليم و تربيت ما که پايه هاي آن در خانه ريخته مي شود و در آموزش و پرورش ادامه پيدا مي کند، کمتر مبتني بر تحقيق و نوآوري شده است و غالبا نظام حفظي و نمره و آزمون مبتني بر محفوظات استوار شده، گفت: اين آسيب ديرپايي است که در نظام آموزش و پرورش ما وجود دارد؛ البته در سند آموزش و پرورشي که در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد، چند راهبرد جدي آن، تاکيد بر تغيير نظام آموزش و پرورش از حافظه محوري و محفوظات مداري به سمت تحقيق و پژوهش و نوآوري است.

وي با بيان اينکه بنابراين نهاد خانواده و نظام آموزش و پرورش و نهاد فرهنگ عمومي که عبارت از رسانه ها و اين عامل مهم را در دست داشته و ترويج روحيه تحقيق و پژوهش را در اختيار دارند، ابراز کرد: از سوي ديگر نظام اداري و برنامه ريزي کشور در رشد يا ايستايي تحقيق و پژوهش موثر است. اگر دستگاه هاي سياستگذار، برنامه ريز و فعال در عرصه هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي، تصميمات خود را بر پايه توليد علم و تحقيق استوار کنند،  به طور طبيعي زمينه اي فراهم مي شود تا حوزه و دانشگاه و نخبگان نيز به سمت تحقيق و پژوهش گرايش پيدا کرده و حرکت کنند.

آيت الله اعرافي با تاکيد بر اثرگذاری نظام اداري، سياسي و اجتماعي بر زمینه سازی گرایش به سمت تحقیق و پژوهش، اذعان کرد: اين بخشي از زمينه هاي توليد علم است که به طور عمومي اگر در جامعه، نظام آموزش و پرورش و فرهنگي و از سوي ديگر نظام اداري و سياسي و اجتماعي ما بر پايه تحقيق و پژوهش استوار شوند، عرصه اي فراهم مي شود که جامعه دانشگاهي و حوزوي و نخبگاني به سوي تحقيق و پژوهش تمايل پيدا کنند.

وي با اشاره به اينکه در حوزه علوم انساني و اجتماعي طبعا ما رنج بيشتري مي بريم، بيان کرد: به دليل آنکه تحقيق در اين حوزه از پيچيدگي و دشواري بيشتري برخوردار است؛ تئوري ها و انديشه هاي  حوزه علوم اجتماعي، لايه هاي پيچيده اي دارد و در يک خط افقي روشن حرکت نمي کنند.

رئيس جامعه المصطفي العالميه با تاکيد بر پيچيدگي بيشتر حوزه علوم انسانی و اجتماعی، اذعان کرد: اين در حالي است که سرمايه گذاري ما در حوزه علوم اجتماعي کمتر است؛ ضمن آنکه علوم اجتماعي بخشي از آن فرهنگي بوده و با مباني فلسفي و ارزش هاي متفاوت عجين شده و در آميخته است.

وي اضافه کرد: بازشناسي اين حوزه هاي فرهنگي و مباني فلسفي موثر در علوم اجتماعي نيز کار را پيچيده تر مي کند، در حالي که در اين حوزه در بيشتر اوقات استعدادهاي متوسط تري داريم و از آن طرف سرمايه گذاري لازم نيز انجام نمي شود. بنابر اين همه اين مسائل ياد شده در برنامه ريزي ها بايد لحاظ شود و زمينه اي فراهم شود تا حوزه و دانشگاه به توليد علم و آفرينش انديشه ها و ابتکار در اين حوزه ها نزديک شوند.

آيت الله اعرافي همچنين در پاسخ به اين سئوال که عدم توليد علم و نظريه در عرصه علوم انساني چه پيامدهاي منفي اي در پي خواهد داشت؟ خاطرنشان کرد: جامعه اي که مصرف گرا باشد، جامعه عقب مانده خواهد بود به ويژه اگر اين مصرف گرايي در مباني معرفت شناسي و معيشتي جامعه باشد. برنده نخستين دوره جايزه جهاني علوم انساني اسلامي با بيان اينکه علم نيز به ويژه علوم انساني، جزء مباني معرفت شناختي و معيشتي جامعه است، يادآور شد: ما اگر در اين زمينه توليد نداشته باشيم، بايد مصرف کننده باشيم و معناي مصرف کنندگي، مرگ است و انحطاط. ضمن آنکه مصرف کنندگي در عرصه علوم انساني به تهاجم فرهنگي اي که مد نظر دشمن است، کمک مي کند و راه را براي نفوذ عمقي آن فراهم مي نمايد.

امام جمعه قم در پايان سخنان خود تاکيد کرد: بنابر اين، تحول در علوم انساني و توليد علم و نظريه در اين گستره، از اهميت حياتي و فوق العاده مهمي برخوردار است که نبايد ناديده گرفته شود.