روزه و خودسازي

روزه و خودسازي[1]

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين، انه خير ناصر ومعين.

روايتي هست كه هم عامه و اهل‌سنت آن را نقل كرده‌اند و هم در كتب خاصه و شيعه وارد شده است. بنابراين، فريقين اين روايت مشهور را نقل كرده‌اند. اين روايت در كتاب‌هاي «ابن عربي» مورد توجه خاصي قرار گرفته است و به‌خصوص در كلمات عرفا به آن توجه ويژه‌اي شده است و در كتب اخلاق، غزالي در احياء العلوم و مرحوم فيض در المحجة البيضاء و ديگر عالمان و انديشمندان اخلاق به اين روايت اشاره كرده‌اند و از اين روايت، مطالب فراواني را استنباط كرده‌اند. البته اين روايت، در منابع عامه و خاصه كمي متفاوت است.

انتساب خاص روزه به حضرت حق

يكي از نقل‌هاي اين روايت چنين است كه رسول‌خدا (ص) از قول خداوند فرمود: «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ هُوَ لَهُ اِلا الصّيامَ فَهُوَ لي وَاَنَا اَجزي به»[2]؛ همه اعمال و عبادت‌ها براي خود انسان است، جز روزه كه براي من است و من خودم جزا و پاداش آن را مي‌دهم، يا بنابر نقلي ضعيف‌تر: خود من پاداش اين روزه هستم».

اين حديث ناظر به عبادت‌هاي انسان است. همه عبادت‌هاي ما در واقع، حلقه اتصال بين ما و خداوند است و در اين مسئله تفاوتي بين عبادت‌ها نيست؛ نماز، حج، زكات و… همه براي خداست. اما در اين حديث در تفاوت ميان روزه و ساير عبادت‌ها چنين بيان شده است كه: گرچه همه عبادت‌ها براي خداست؛ اما از يك نگاه، عبادت‌هاي ديگر براي خود شماست، ولي روزه براي خداست. اين انتساب خاص روزه به حضرت حق و خداوند ـ تبارك وتعالي ـ ارزش والايي دارد كه براي اهل معنا و كساني كه در مسير سلوك الي‌الله هستند خيلي شيرين است. از شيرين‌ترين شهدها براي سالك الي‌الله و كسي كه از غفلت بيرون آمده و وارد مقام يقين شده است، عبادتي است كه متصل به خدا باشد و منتسب به حضرت حق باشد.

وجه انتساب روزه به خداوند متعال

البته اين‌كه روزه براي خداست، مورد بحث قرار گرفته و وجوهي براي آن ذكر شده است. يكي از وجوه، اين است كه: اين‌كه گفته مي‌شود روزه براي خداست، علتش اين است كه عبادت‌ها كه حلقه‌هاي وصل ما با خداست، به دو قسم تقسيم مي‌شود: عبادت‌هاي ايجابي و عبادت‌هاي سلبي؛ عبادت‌هايي كه انسان در قالب آن كاري انجام مي‌دهد و عبادت‌هايي كه در قالب آن كاري را ترك مي‌كند.

ما در نماز به فعاليتي مي‌پردازيم، زبانمان به ذكري گشوده مي‌شود، اعضا و جوارح ما اعمالي انجام مي‌دهد، قيام و قعود و ركوع و سجودي واقع مي‌شود و لب، به قرائت قرآن و ذكر مشغول مي‌شود. انسان در جهاد، يك فعاليت ايجابي انجام مي‌دهد، در زكات انفاقي مي‌كند و در عبادت‌هاي مختلف هم، همين‌گونه است.

گاه در بعضي از عبادت‌ها، مانند حج يا حتي نماز، عمل سلبي نيز هست؛ ولي اين عمل سلبي بخشي از عبادت است. اما حقيقت روزه به انجام ندادن، نفي، تهي شدن، دوري گزيدن و به ترك خواست‌هاي نفساني و لذايد شهواني است.

اخلاص روح عبادات

روزه در ميان عبادت‌ها مهم‌ترين عبادت سلبي است كه در آن حالت، انسان نمي‌خورد، نمي‌آشامد، به تمتعات شهواني دست نمي‌زند و چشم و گوش را از منهيات و محرمات باز مي‌دارد؛ اين حقيقت روزه است. روزه، يعني: نه؛ انجام ندادن و ترس.

علماي اخلاق مي‌فرمايند: به دليل اين‌كه ماهيت روزه ترك است، از ريا آزادتر است. حقيقت سلوك الي‌الله در اخلاص متجلي است و انسان در ترك، آسان‌تر مي‌تواند اخلاص بورزد. اين‌كه انسان كاري را براي او انجام بدهد و از غير او خود را منزه كند، بالاترين پيام هر عبادت و بالاترين مقامي است كه يك انسان مي‌تواند به آن برسد. اين، همان اخلاص است كه در همه عبادت‌ها شرط است. همه مدارج عبادت براي اين است كه انسان به درجه اخلاص برسد. عبادت نياز به اخلاص دارد و اخلاص مقوم و روح و الهام آن است. بريدن و دل كندن از غيرخدا و اتصال به مبدأ عالم، حقيقت عبادت است.

تحقق اخلاص در روزه

علماي اخلاق فرموده‌اند: اخلاص، در روزه بيشتر قابل تحقق است. اين‌كه انسان اين لذت‌ها و منهيات را ترك كند، چيزي است بين خود انسان و خدا و به راحتي مي‌شود اين ترك را شكست؛ بدون اين‌كه كسي باخبر شود. بنابراين، به دليل اين‌كه روزه عبادتي از نوع دوم است و عبادتي است كه در تار و پود آن، ترك و عدم و سلب و نفي نهفته است، از ريا و شرك خفي آزادتر است. بنابراين، روزه مظهر اخلاص الي الله است.

رمضان از اسمای الهی

عبادت سلبي ضمن اين‌كه بيش از عبادت‌هاي ايجابي از ريا و شرك مبرّاست، در عين حال، مظهر اسمي از اسماء‌الله است. عبادت‌هاي ما مظاهري از اسماء خداست.

در احاديث آمده است كه «رمضان» از جمله اسماء خداست و به معني صمد، پاك، منزه و دور از ماديات است و صمد يعني چيزي كه از حقيقت پر است و از خيالات و ماديات كاملاً تهي است. «صحراي رمضاء» در عربي، به معني صحرايي است كه چيزي ندارد و كوير است؛ و اين واژه در مورد خدا، يعني خالي از ماديات، به دليل پر بودن از حقيقت و هستي و وجود و كمالات.

پس يكي از نام‌هاي خداوند رمضان است و رمضان يعني صمد؛ پر از حقيقت، حقيقت بي‌نهايت و كمال مطلق و خالي از هر خيال و وهم و ماده و ماديات و لذا در روايات گفته شده است كه نگوييد: «رمضان»، بلكه بگوييد: «شهر رمضان»؛ زيرا «رمضان» نام خداست. از جمله اسماء خدا «صمد» و «رمضان» است و روزه مظهر اين «رمضان» و «صمد» است. {الله الصَّمَد} كه در سوره توحيد آمده است، خيلي معني دارد. در روايات آمده است كه سوره توحيد را شما نمي‌فهميد. اين سوره را كساني، در آخرالزمان خواهند فهميد؛ يعني انسان‌ها بعد از رشد عقل‌ها مي‌فهمند كه توحيد ربوبي يعني چه؟ خدا يعني چه؟ مطلق بودن كمال الهي يعني چه؟ رمضان هم در واقع همان صفت صمديت خداست و روزه از آن‌جهت براي خداست كه آن صمديت خدا و رمضان بودن خدا را نشان مي‌دهد. اين حقيقت روزه است و رسيدن به آن «صمد» و «رمضان» و مظهر و جلوه‌الهي شدن، نياز به اين دارد كه انسان نخورد، نياشامد و ترك كند؛ انسان اين اراده پولادين و اين صلابت را داشته باشد كه خويشتن را از اين خيالات، اوهام و عالم مادي كه همه آن خيال است، خالي كند،؛ آن هنگام است كه انسان از حقيقت حق پرمي‌شود.

اگر آدمي خود را از اين ناچيزها و هيچ‌ها خالي كرد، از حقيقت الهي پر مي‌شود و مظهر صمد و رمضان مي‌شود. اين نكته‌اي است كه عرفا بر آن تأكيد دارند. اين‌كه در حديث شريف از قول خداوند نقل شده است: «روزه براي من است»، براي اين است كه انسان در روزه برخلاف عبادات ديگر، خود را از اين پوچ‌ها، سراب‌ها و عدم‌ها خالي مي‌كند، گرچه حقيقت روزه در يك نگاه، عدم و سلب است، ولي اگر آدمي اين عدم‌ها را كنار بگذارد، به حقيقت حق مي‌رسد و همين سرّ «الصوم لي وانا اجزي علیه»[3] مي‌باشد. آن هنگام است كه انوار الهي و اشراقات ربوبي بر دل انسان مي‌تابد.

سي روز ماه مبارك رمضان، سي منزل و سي درجه است كه اگر امروز يك درجه به جلو نرفته باشيم، معلوم است كه ديروزمان به درستي تحقق پيدا نكرده است و ما بايد در منازل سي‌گانه ماه رمضان، چنان خود را بسازيم كه روز‌به‌روز حس كنيم كه گامي به جلو رفته‌ايم و در اين ترك و در اين گرسنگي و تشنگي و در اين رياضت و صلابت، اشراقات و انوار معرفت حق بر دل ما تابيده باشد.

به عبارت ديگر، ماه مبارك رمضان دو چهره دارد:

يك چهره ماه رمضان روزه است كه آزاد شدن از قيد و بندهاي ماديات است. اين ركن به تنهايي كافي نيست. چهره ديگر ماه رمضان سحرهاي ماه رمضان و دعاها و شب‌زنده‌داري‌هاي ماه رمضان و آن انواري است كه در دعاها و مناجات‌ها منعكس شده است. اين دو چهره را بايد با هم ديد و هنگامي ما مظهر اسم خدا مي‌شويم و در ماه مبارك، تقرب به حق و خداوندِ «صمد» و «رمضان» پيدا مي‌كنيم كه به درستي و كمال، همه آن درجات روزه را طي كنيم؛ يعني هم روزه فقهي رساله‌اي محقق شود و هم روزه اخلاقي و هم روزه عرفاني كه براي خواص و اخص خواص است. هم بر اين ترك‌ها مقاومت كنيم و چشم و گوش و زبان را از غير او جدا كنيم و هم اين‌كه در كنار اين ترك‌ها، با آماده شدن قلب، از آن بذرهاي مناجات و دعا در دل بپاشيم و آن بذرها در قلوب ما شكوفا شود و ثمر دهد و در آستانه عيد فطر احساس كنيم كه وارد عيد شده‌ايم و تغيير پيدا كرده‌ايم؛ احساس كنيم بذر دعاي سحر و آن مناجات‌ها و نماز شب‌ها و آن شكوفه‌هاي عرفاني در وجود ما به ثمر نشسته است. اين مسيري است كه بايد طي شود و اين روزه با اين سير و سلوك، مشمول و مصداق «الصوم لي وانا اجزي به»[4] واقع مي‌شود.

به همين دليل است كه در قيامت دري در بهشت باز مي‌شود كه براي روزه‌داران است و آن، در خاصي است كه به سمت رضوان الهي است. اين حقيقتي ناب و ارزشي متعالي است؛ نبايد اين ارزش و سرمايه بزرگ و گرانبهايي را كه براي كمال ما مقرر شده است، به سادگي از دست بدهيم.

شايد ما ديگر، ماه مبارك و روزهاي زيباي آن را درك نكنيم. بنابراين، بايد اين فرصت را دريابيم و اين معنا و حقيقت روزه است.

[1]. بخش نخست سخنراني آيةالله اعرافي در جلسه عمومي در تاريخ 16/8/1381.

[2]. من لایحضره الفقیه ، ج 2 ، ص 75  و  وسائل الشيعه، ج 10، ص 400.

[3]. كافي، ج 4، ص 63. (باب ما جاء فى فضل الصوم و الصائم) و وسائل الشيعة، ج 10، ص 397.

[4]. من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 75.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *