ويژگي‌هاي مكتب و سيره اخلاقي امام خميني (ره)

بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی سيدنا ابي القاسم محمد و علی آله الاطيبين الاطهرين، سيما بقية الله في الارضين.

موضوع سخن، نگاهي كلي به مهم‌ترين يا برخي از ويژگي‌هاي مهم مكتب و سيره اخلاقي امام خميني(ره) است.

روشن است كه شخصيت امام از جامعيت ويژه‌اي برخوردار بود. اگر از رهبري و مديريت كلان ايشان در انقلاب چشم بپوشيم، با نگاهي درون حوزه‌اي بايد گفت كه ايشان به حقيقت جاي چندين شخصيت علمي را احراز كرده‌اند.

در ميانسالي، در حوزه‌هاي فقه، اصول، اخلاق، عرفان عملي و نظري، تفسير، حديث، رجال، ادبيات، شعر و ادب و… يگانه عصر و فرزانه زمانه بودند. در شخصيت علمي ايشان، چندين شخصيت بزرگ علمي و صاحب نظر بزرگ جمع شده است. در حوزه عملي، اخلاقي و سياسي نيز چنين است و سرانجام هم، رهبري يك انقلاب بزرگ را كه مبدأ عظيم‌ترين تحول در دوره معاصر مي‌باشد، بر عهده داشت. هر يك از ابعاد علمي، عملي، اخلاقي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي امام، كار يك انسان بزرگ در آن عرصه مي‌باشد.

وي در حوزه اخلاق، عرفان و سيره عملي، داراي جامعيت و فراگيري بسيار متوازن و متناسب بود.

نتيجه‌اي كه در پايان مي‌خواهيم به آن برسيم، يا به عبارت علمي، فرضيه من اين است: انديشه و عمل و رفتار اخلاقي امام، رفتار و انديشه‌اي است جامع، چند بعدي و همه جانبه، متوازن و متعادل و منزه از آسيب‌هاي احتمالي.

اين فرضيه و محور اصلي سخن است. براي رسيدن به اين فرضيه، من فهرست‌وار به يازده نكته اشاره مي‌كنم.

انديشه جامع امام كه در اين يازده محور تجلي كرده، به دست آمده از منابع استوار و اصيل و ناب اسلام و برداشت اجتهادي امام از منابع ديني است.

1. نگاه متوازن در حوزه اخلاق، به فردگرايي و جمع گرايي

مكاتب اخلاقي معاصر و حتي در اعصار قديم، از يك زاويه به دو گرايش كلي قابل تقسيم‌اند: مكاتبي كه زاويه ديد اخلاقي آنها متمركز بر اخلاق فردي است و حتي وقتي اخلاق اجتماعي را مطرح مي‌كنند، روح فرديت بر موازين اخلاقي آنها حاكم است؛ و در نقطه مقابل، مكاتبي كه نگاه و تمركز آنها بر جمع‌گرايي است و توجهشان به حوزه‌هاي اخلاق فردي، معطوف به سمت سامان دادن به اخلاق جمعي است.

امام در ميانه اين دو مكتب اخلاقي از يك نگاه جامع و متوازن برخوردار است. اخلاق امام براساس آن‌چه از منابع ديني دريافت مي‌شود، اخلاق جامعي است كه هم فرديت و هم جمع انسان را مورد توجه قرار داده است؛ هم جامعه را سامان مي‌دهد و نظم الهي و معنوي مي‌بخشد و هم درون انسان را پاك مي‌كند. در مكتب اخلاقي امام، هيچ يك قرباني ديگري نشده است. بنياد تفكر اخلاقي ايشان بر پاكسازي دروني فرد است و ناظر به نيازهاي جمع؛ يعني پاكي و تنزه دروني فرد، اما نه فردي كه جمع را مورد غفلت قرار دهد. اين نكته، دو محور نظري و عملي را در بر مي‌گيرد. در عمل نيز اين گونه بودند؛ سخنراني‌هاي ايشان همين‌گونه است، از پاكي و طهارت دروني آغاز و تا اخلاقي كه جوامع بشري را سامان مي‌دهد، امتداد مي‌يابد.

2. جمع اخلاق و عرفان

عرفان دو شاخه عملي و نظري دارد. شاخه عملي آن با اخلاق عملي ارتباط فراواني دارد و شاخه نظري با اخلاق نظري. در طول تاريخ، پرداختن به معيارهاي رواني و روحي براي انسان‌ها گاهي از زاويه ديد اخلاق بوده و گاه از زاويه ديد عرفان و گاه بينشان تقابل هم بوده است. اخلاق بيشتر بر شناخت فضيلت‌ها و رذيلت‌ها، با روش خاص خودش كه روش عقلي ـ نقلي است، مي‌پردازد و نگاهش معطوف به سطح روبنايي‌تر شخصيت انسان است. در عرفان يكپارچگي شخصيت ديده مي‌شود و هدف، وصول به شهود و فناست و روش‌ها و شيوه‌ها هم، عقلي، نقلي و شهودي است كه تمركز آن بر دستاوردهاي شهود است كه با شواهد عقلي ـ نقلي و مانند آن تأييد مي‌شود.

در روان‌شناسي هم اين گونه است؛ مثلاً روان‌شناسي رشد شخصيت، بيشتر به حوزه سطحي‌تر نگاه مي‌كند، اما روان‌كاوي به عمق بيشتري در ژرفاي وجود انسان مي‌نگرد. اين نحله‌ها در تاريخ، متفاوت بودند و در بسياري از موارد، راه‌هاي متفاوتي نيز گذرانده‌اند. انديشه امام، به زيبايي تمام، هم به بعد اخلاقي توجه كرده و هم از دانش عرفان با پيراستن انحرافات آن، بهره گرفته است.

برخي از آثار ايشان در اوج عرفان قرار دارد، مانند شرح دعاي سحر و مصباح الهداية و برخي از آثار ايشان مانند چهل حديث به اخلاق نزديك‌تر است. نوع آثار ايشان متفاوت است، اما همه در يك تعامل جدي قرار دارند. امام اخلاق فردي و اجتماعي را در پرتو يك نوع شهود و «فناء في الله» تفسير مي‌كند و اخلاق را به يك منبع بسيار قوي عرفاني و محرك بسيار مهم در حوزه عرفان، با نگاهي ويژه معرفي كرده است. ايشان در عرفان عملي و نظري صاحب انديشه و نظر بودند.

اين، تعاملي است بسيار نيك ميان اين دو نگاه متفاوت به شخصيت انسان. ايشان دو شيوه، هدف، راه، وسيله و نگاه به شخصيت انسان را جمع كرده است. اين تلفيق را در سخنراني‌ها، نوشته‌ها و گفته‌هاي ايشان نيز به خوبي مي‌توان ديد.

3. جمع انضباط اخلاقي و لطافت روحي

گاه احساس مي‌شود كه بين انضباط اخلاقي و لطافت روحي، دوري وجود دارد. گاه گرايش به انضباط اخلاقي، از لطافت طبع و سماحت و ظرافت‌هاي خاص در تعامل اجتماعي مي‌كاهد، اما امام اين دو را به خوبي در كنار هم گرد آورد. غربي‌ها مي‌گويند: اخلاق‌گرايي شديد، جمود و فاصله گرفتن از ظرافت تعاملي را در پي دارد. اما در تعاليم اسلامي و هم در انديشه امام، بين اين دو، توازن وجود دارد. امام، هم در انديشه و هم در رفتار اين گونه است. رفتار انقلابي و منضبط و متشرعانه بسيار دقيق ايشان، چه در خانه و چه در جامعه، با ذوق، لطافت، طبع سليم و ملايم در تعاملات اجتماعي و اخلاقي، همراه است.

4. ريزبيني و بلندانديشي

در مكاتب اخلاقي گاه انسان‌ها جزئيات و ريزه‌ها را بسيار مي‌نگرند و گاه نگاه كلان و بلند آنان، ديدن جزئيات را از ياد مي‌برد. در مديريت نيز همين گونه است. گاه مديريت، بسيار كوچك‌بين است و ريزه كاري‌ها را خوب مي‌نگرد، ولي از چشم انداز و افق بلند مدت برخوردار نيست. بعضي مديريت‌ها هم افق‌هاي بلندي را طراحي مي‌كنند، اما از دقايق امور غفلت مي‌ورزند. در اخلاق هم همين گونه است. گاه كوچك و گاه بزرگ‌هاي اخلاقي را مي‌بينند و با نگاه متمركز به يكي، ديگري را قرباني مي‌كنند. اما مديريت، دانش، انديشه و رفتار اخلاقي امام، جامعِ ريزنگري و بلند انديشي است.

5. جمع ميان زهد و آراستگي

جمع بين زهد و آراستگي، از مسائل مهم در تاريخ اخلاق بوده است. برخي آن چنان زهدي دارند كه آراستگي و توجه به ظواهر امور را قرباني مي‌كنند و به «ملامتيه» تبديل مي‌شوند؛ برخي نيز بيشتر به آداب و سلوك ظاهري مي‌نگرند. امام درتوجه به آداب، سلوك‌ظاهري، آراستگي ظاهر، شيوه‌هاي ظاهري و همزمان با دنياي عميق شخصيت انسان، هيچ‌كدام را قرباني ديگري نكرده است.

6. جمع ميان قهر و مهر، جاذبه و دافعه، محبت و نفرت

گاه افراد بيشتر به سمت قهر و سخت‌گيري و قبض مي‌روند و گاه بيشتر به سمت گشايش و مهر و محبت. عرفا مي‌گويند: گاه افراد مظهر قبض‌اند و گاه مظهر بسط. در حوزه اخلاق نظري و عملي هم همين گونه است. گاه بنياد يك اخلاق به سمت قبص مي‌رود و گاه به سمت بسط. در گفت‌وگوهاي سياسي هم اين بحث مطرح است. امام(ره) اين هنر را داشت كه بين قهر و مهر، جاذبه و دافعه و محبت و نفرت، جمع مفيد و به‌جايي داشت.

7. جمع ميان عقلانيت و حماسه، شور انقلابي و منطق‌گرايي؛

در سلوك اخلاقي و تا اندازه‌اي در انديشه اخلاقي، گاه عقلانيت و منطق‌گرايي حاكم است و گاه حماسه و شور انقلابي. در اخلاق فردي و اخلاق سياسي و اجتماعي هر دو را شاهديم. كمتر كسي مانند امام يافت مي‌شود كه فيلسوفي دقيق و در عين حال، دريايي از شور، حماسه و نشاط باشد. ايشان از اخلاق علمي بسيار خوبي برخوردار بودند و در عين حال، از چنان اخلاق اجتماعي و سياسي و انقلابي برخوردار بودند كه مي‌توانستند آتشفشاني بشوند و موانع را بردارند و دنيايي را متحول كنند. طبيعت روحيه حماسي اين است كه خيلي جاها معيارها كنار گذاشته شود، اما ايشان در اوج شور و حماسه، معيارها را حفظ مي‌كرد.

8. نگاه متوازن به همه ساحت‌هاي اخلاقي

ايشان در اخلاق خانوادگي سرشار از نكات ظريف است. همين نكات اخلاقي امام در محيط خانه و روابط خانوادگي‌شان كافي بود كه دنيايي درس به ما بدهد. در حوزه اخلاق رفاقتي، نكته‌هاي جالبي در زندگي ايشان وجود دارد. اخلاق علمي و تعامل ايشان در فضاي حوزه با شاگردان نيز جالب است. در حوزه انقلاب، شورش و به هم زدن نظم جامعه براي تحول، نياز به اخلاقي ويژه است و امام در انقلاب، اين اخلاق را بسيار خوب رعايت مي‌كردند. مثلاً در انقلاب اصلاً به سمت ترور نرفتند. به‌طور مكرر به ايشان گفته مي‌شد كه اين‌گونه عمل نكنيد، اما ايشان نمي‌پذيرفت. اخلاق مديريتي و رهبري‌شان در فصل اخير زندگي‌شان هم باز مظهر «لايشغله شأن عن شأن» بود.

9. بهره‌گيري از همه منابع براي تهذيب نفس و اصلاح ديگران و جامعه

جامع‌نگري به همه تعاليم اخلاقي براي هدايت جامعه، از ديگر ويژگي‌هاي مكتب اخلاقي امام است. اصولاً نگاه امام به قرآن، حديث (چهل حديث)، دعا (شرح دعاي سحر)، مناسك و عبادات (اسرار الصلوة) و مانند آن، هدايت‌جويانه است. گاه نگاه انسان در علوم و معارف، علمي است و گاه به سمت و سوي دگرگوني خويش و ديگران است. امام به همه منابع ديني و عقلي، نگاه هدايت جويانه و راهبردي اخلاقي دارد. ايشان از آغاز جواني از اين نگاه برخوردار بودند.

10. بهره‌گيري از روش‌هاي متنوع؛

ايشان از شعر، ادب، سخنراني، نگارش، تدريس و خطابه استفاده مي‌كردند و پايه‌گذار مشيي جامع در شيوه تهذيب و اخلاق در حوزه بودند. در اين ويژگي، كمتر كسي مانند ايشان بوده است. درس‌هاي اخلاق خاص و عمومي، درس‌هاي عرفان، سرودن اشعار، نامه نگاري و توصيه‌هاي ايشان، همه روشنگر اين مطلب است.

ايشان از ده روش مهم اخلاقي و تربيتي، متوازن و همزمان، براي تأثيرگذاري بر جامعه و حوزه بهره مي‌بردند. ايشان چون نگاه جامعي داشتند، از بيدار كردن حس مسئوليت و آينده‌نگري در طلاب جوان بسيار بهره مي‌بردند و آدم‌ها را به افق‌هاي بالاتري سوق مي‌دادند. وقتي ما افق‌هاي دور دست را نبينيم، به چيزهاي بسيار بي‌حاصل مشغول مي‌شويم و اين براي طلبه جوان زيان‌بار است. امام دست آدم‌ها را مي‌گرفت و بر بام اخلاق مي‌نشاند. در يك افق بلندي براي آنها چشم انداز ترسيم مي‌كرد و با آن چشم‌انداز و رسالت عظيمي كه بر دوش حوزه است و با بيدار كردن اين حس، طلاب جوان را دگرگون مي‌كرد. در اختناق سال 54 ـ كه طلبه صبح از خانه بيرون مي‌آمد و معلوم نبود شب به خانه برگردد ـ يك سخنراني اخلاقي در نجف ايراد كرد كه به نام جهاد اكبر چاپ شد و مانند يك بمب در فضاي حوزه، انفجار اخلاقي ايجاد كرد. طلاب جوان را گرد آورد و شور و نشاط اخلاقي، معنوي، عرفاني و انقلابي به آنها داد. اين قدرت و مهارت شگفت‌انگيز امام در بهره‌گيري از شيوه‌هاي متنوع براي ايجاد تغيير و تحول، ويژگي ديگر ايشان است؛ چه اين‌كه او از يك جامعيت در حوزه روش‌ها برخوردار بودند.

11. نگاه آسيب‌شناسانه به اخلاق

نگاه‌هاي يك سونگرانه ممكن است انسان را به سمت ظاهرگرايي، تظاهر، جمود بر آداب ظاهري، غفلت از مسائل عميق دروني و مانند آن سوق دهد. اين آسيب‌ها در نگاه اخلاقي وجود دارد و در اخلاق اسلامي به آنها بسيار توجه شده و امام، هم در انديشه و هم در رفتار، به اين امر توجه داشتند.

سرانجام، با تحليل اجمالي و فهرستي از انديشه و رفتار اخلاقي امام ـ كه ذكرشد ـ به اين نتيجه مي‌رسيم كه انديشه امام داراي چند كليد و قاعده اصلي بوده است:

الف) نگاه امام به دين، اخلاقي و هدايت جويانه است؛

ب) نگاه امام، نگاهي متوازن و جامع به حوزه اخلاق و همه ساحت‌هاي اخلاقي است؛

ج) امام، هم از همه منابع و هم از روش‌هاي متنوع در تهذيب و تربيت بهره‌گيري جامع دارد؛

د) انديشه و رفتار اخلاقي امام از آسيب‌هايي كه از مشي اخلاقي ايجاد مي‌شود، مانند رفتن به سمت خرافات، تظاهر، جمود و… پاك و منزه است؛

هـ) فقه و اخلاق و انديشه علمي امام داراي امتداد اجتماعي و سياسي است. اين همان نگاه بلند و بسيار مهمي است كه در انديشه امام مي‌بينيم.

اين پنج مورد، كليد اصلي شناخت انديشه و رفتار امام است.

در پايان، بيان چند نكته را لازم مي‌دانم:

  1. مابايد از امام بياموزيم كه اخلاق و عرفان عملي ناب و پالايش شده در نظام اخلاقي، آموزشي و تحقيقي ما ايجاد شود. وضع موجود حوزه خوب است، اما در اخلاق نظري و عملي و در ساحت‌هاي آموزشي و پژوهشي و رفتاري، كاستي‌هاي زيادي داريم و پاسخگويي به نيازهاي دنياي امروز، چنان‌كه اسلام از ما مي‌خواهد، بدون تمركز بر اخلاق ميسر نيست. همه شخصيت امام، اخلاقي است. اين‌كه كسي در متن يك انقلاب بزرگ قسم بخورد: «والله يك قدم براي رياست برنداشتم، والله هيچ گاه نترسيدم»؛ حتي زماني كه ايشان را دستگير كردند و همه شواهد دال بر اعدام امام بود، نماينده اوج اخلاق است.

ما به اين روح هدايتي و اخلاقي و معنوي نياز داريم كه بايد در شريان حوزه نفوذ كند و به جريان بيفتد. اين بر عهده همه مديران و برنامه‌ريزان و بيش از آنها استادان است. ما بايد اخلاق را، هم در نظام آموزشي، هم در نظام تحقيق و پژوهش و هم در نظام رفتاري و تهذيبي زنده كنيم، تا بتوانيم حوزه‌اي متناسب با دنياي امروز و پاسخگوي نيازهاي امروز داشته باشيم؛ چيزي كه شريعت از ما مي‌خواهد. در فلسفه اخلاق بسيار كار شده، اما بسياري از آنها جهت‌گيري هماهنگ با ما ندارد. ما بايد فلسفه اخلاقي را تحليل ونظرهاي اسلام را استخراج كرده و عرضه كنيم. در حوزه بايد به مكاتب اخلاقي توجه شود و رشته‌هاي اخلاقي جدي گرفته شود. اين امر مهمي است كه ما بايد از امام بياموزيم.

  1. نكته دقيق‌تر اين‌كه بايد به اخلاق علمي توجه كنيم. يكي از مشكلات اصلي ما اين است كه ما آن روش اجتهادي را كه در فقه و اصول داريم، در اخلاق به كار نگرفتيم.اگر روش عقلاني و اجتهادي درست را ـ كه نمونه‌اش را در فقه داريم ـ در اخلاق بكار ببريم، حرف‌هاي زيادي خواهيم داشت. اگر كساني را كه از يك سو با روان‌شناسي و علوم انساني جديد آشنا باشند و از سوي ديگر با اخلاق و منابع ديني آشنا باشند و از روش اجتهادي دقيقي برخوردار باشند، به كار بگيريم، جاي نظريه‌پردازي است و حرف‌هاي فراواني در منابع ديني ما هست كه مي‌شود استخراج كرده و به بشريت امروز عرضه نمود و اين وظيفه‌اي است كه بر دوش ما و شما نهاده شده است.
  2. طلاب بايد به‌خصوص در موقعيت تحصيل با امام آشنا شوند. ايشان مظهر طهارت روح و اخلاق متعالي عرفاني بودند و آشنايي با امام انسان‌ها را دگرگون مي‌كند. روح اخلاقي و عرفاني كه در امام بود، در ديگران كم ديده مي‌شود. مااز نعمت بهره‌گيري حضوري از ايشان محروميم، اما آثار، منابع فكري، شيوه و سيره و سنت عملي و اخلاقي ايشان در دست ماست. بهترين چيزي كه مي‌تواند به ما راه را نشان دهد، امام است. امام حقيقتاً حجت يگانه روزگار ماست كه از جامعيت خوبي برخوردار است و او مي‌تواند براي ما الگويي تمام عيار باشد.

الگو چه تاريخي باشد و چه چهره‌به‌چهره، در تأثيرگذاري بر شخص الگوپذير، بسيار نقش دارد. البته بايد الگوپذيري از الگو فقط در جهاتي باشد كه الگو در آن جهت ممتاز است؛ زيرا هميشه الگوها محدود در ابعاد خاصي هستند. امام گرچه معصوم نيست، اما از الگوهاي محدودي است كه جامع است و مي‌تواند به همه زواياي شخصيت ما درس بياموزد. براي ما آشنايي با امام از اين روي مهم است كه هم زندگي ايشان روياروي ماست، هم انديشه ايشان در عملشان مجسم است و هم الگوگيري از ايشان، از يك بعد نسبت به ابعاد ديگر، رهزني ندارد. لذا بايد شخصيت و سيره امام در حوزه زنده باشد و نور افشاني كند و ما از اين زندگي پاك و تحول آفرين در دنيا نور بگيريم.

با غزلي از امام سخنان را به پايان مي‌رسانم؛ غزلي كه هرگاه آن را مي‌خوانم، به ياد خود ايشان مي‌افتم:

اي خوب رخ كه پرده نشيني و بي‌حجاب اي صد هزار جلوه‌گر و باز در نقاب
اي‌آفتاب نيمه شب، اي ماه نيمروز اي نجل دوربين! كه نه ماهي، نه آفتاب
كيهان طلايه‌دار تو، خورشيد سايه‌ات گيسوي حور خيمه ناز تو را طناب
جان‌هاي قدسيان همه در حسرتت به سوز دل‌هاي حوريان همه در فرقتت كباب
انموذج جمالي و اسطوره جلال درياي بيكراني و عالم همه سراب
آيا شود كه نيم‌نظر سوي ما كني؟ تا پر گشوده، كوچ نماييم از اين قباب
اي جلوه‌ات جمال ده هرچه خوبرو اي غمزه‌ات هلاك كن هرچه شيخ و شاب
چشم خراب دوست، خرابم نموده است آبادي دو كون به قربان اين خراب

[1]. سخنراني آیت الله اعرافي در همايش «بررسي انديشه‌هاي اخلاقي ـ عرفاني امام خميني(ره)»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *