كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

 بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه: انتظار را مي‌توان از زواياي گوناگوني تحليل كرد، از منظر فلسفي، سياسي، اقتصادي، جامعه شناسي و امثال اينها ولي در اين نوشتار بر آنيم تا نگاهي اجمالي به ابعاد روانشناختي و تربيتي انتظار داشته باشيم. قبل از بيان كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار، براي روشن شدن بحث بهتر است مقايسه‌اي اجمالي بين منجي‌گرايي در تشيع با اديان ديگر انجام دهيم:

مقايسه اجمالي منجي‌گرائي در تشيع با اديان ديگر

در ابتدا بهتر است كه مقايسه‌اي ميان مهدويت و منجي‌گرائي در تشيع با انديشه‌هاي منجي‌گرايي در ساير اديان داشته باشيم. منجي، تاريخي به درازاي تاريخ بشر و به ويژه اديان الهي دارد اما اين منجي‌گرائي و مهدويت‌انديشي، در تفكر و انديشه شيعي از امتيازاتي برخوردار است كه اين امتيازات و مشخصات در كاركرد اخلاقي و تربيتي انتظار طبعاً اثر گذار است؛ چون اعتقاد به فرجام نيك براي بشر و آينده خوب و نقطه اميد بخش در پايان زندگي در زواياي روح و شخصيت انسان كاركردهايي دارد.

هنگامي كه اين اعتقاد با آن مشخصاتي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) تبيين شده است فهميده شود آن كاركردها و آثار از جايگاه و امتياز ويژه‌اي برخوردار مي‌شود.

اينكه حركت تاريخ رو به جلو است و پايان خوبي براي تاريخ رقم خواهد خورد، امري است مشترك؛ اما وقتي فضاي روايات و انديشه‌اي كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) شكل گرفته است را در نظر مي‌گيريم، اين آينده‌نگري و خوش‌بيني به آينده از ويژگي‎هاي ممتازي برخوردار مي‌شود كه به پاره‌اي از اين ويژگي‌ها اشاره‌ مي‌كنيم تا بتوانيم از آنها بهره‌هاي روانشناختي و تربيتي ببريم.

مشخصات مهدويت در مكتب اهل بيت (علیهم السلام)

آنچه كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ترسيم شده است مشخصاتي از اين دست دارد كه به اهم آن اشاره‌ مي‌كنيم:

  1. آن تحول پاياني و آن جهاني شدني كه اتفاق خواهد افتاد، با محوريت يك انسان كامل و وليي از اولياي الهي است. محوريت و ولايتي بدين شكل در ساير اديان و مكاتب كمتر وجود دارد.
  2. محور آن جهاني شدن، موجودي زنده و حاضر و ناظر است؛‌ وعده‌اي به آينده‌اي كه خواهد آمد نيست. آن انسانِ محور و آن كانون تحول، هم اكنون وجود و حضور دارد و هم اكنون در رابطه‌اي فعال با جامعه و انسان‌ها است و رابطه ميان منتظر و منتَظر، رابطه ميان موجود و معدوم در انتظار آينده‌اي كه خواهد آمد، نيست. بلكه رابطه‌اي است ميان موجود و موجودي كه كانون و محور آن حركت بزرگ است. همين مساله، دنيايي از شور و شوق و اشتياق را در روح و روان انسان ايجاد‌ مي‌كند. شما ملاحظه‌ مي‌كنيد فاصله ميان منتظري كه به اميد يك آينده دور و پيدا شدن مصلحي به سر‌ مي‌برد تا منتظري كه محور آن حركت را انسان كاملي‌ مي‌داند كه هم اكنون موجود است. اين اضافه ميان موجود و معدوم نيست، اضافه موجود و موجودي ديگر است؛ آن هم موجودي كه انسان كامل است و هم اكنون حضور دارد و نظارت و مراقبت كامل بر احوال و رفتار جامعه و بشريت دارد.
  3. همه انسان‌ها در اين انتظار‌ مي‌توانند حضور فعال و مثبت داشته باشند. حتي امكان بازگشت انسان‌هاي الگو و نمونه براي نقش آفريني در آن هنگامه بزرگ وجود دارد. آينده‌اي نيست كه صرفاً شوقي به آن باشد و با سرنوشت امروز ما ارتباط نداشته باشد. نه تنها اكنون، كه در آن هنگامه بزرگ نيز‌ مي‌توان نقش آفرين بود. پس آن آينده با امروز ما گره خورده است.
  4. اين تحولِ تكامل تاريخ كه در بسياري از مكاتب بوده است،‌ تحولي است جهاني،‌ تحولي است مثبت و تحولي است كه ريشه در امروز بشر دارد. گر چه ظلم و ستم، جهان را فرا خواهد گرفت اما زمينه‌هاي رشد و تكامل و پذيرش آن تحول بزرگ،‌ همزمان در كنار ظلم و ستم فراگير، جوانه‌ مي‌زند. اينطور نيست كه در آينده ناگهان همه چيز دگرگون شود. گر چه در سطح رويين، تحولي عميق و مهم و فراگير رخ‌ مي‌دهد اما در عين حال ريشه‌هاي پذيرش آن تحول بزرگ را در تكامل عقلي و معرفتي امروز بشر هم‌ مي‌توان يافت و امروز هم بايد براي آن تحول عظيم، آمادگي ايجاد كرد.

بنابراين آن آينده آن جهاني شدن و بهم پيوستگي انسانها و جوامع بشري و مرحله پاياني تاريخ كه در بسياري از افكار و اديان و مكاتب و انديشه‌ها به عنوان ‌منجي‌گرايي و مهدويت ريشه دارد؛ وقتي كه در چهار چوب و محدوده مكتب اهل بيت (علیهم السلام) قرار بگيرد،‌ اين انديشه از جايگاه ممتازي برخوردار‌ مي‌شود كه به اهم آن امتيازات اشاره شد.

بنابراين اول اينكه آن جهاني شدن، جهاني شدني است در همه ابعاد با محور معنويت.

دوم اينكه محوريت آن جهاني شدن و تحول ژرف و فراگير و عميق تاريخي، انسان كامل است. سوم اينكه آن انسان كامل هم اكنون وجود و حضور دارد و رابطه ما با او رابطه زنده و پويا و فعال و عاشقانه است.

چهارم اينكه انسان‌ها‌ مي‌توانند هم امروز،‌ يا در فرداي آن هنگامه بزرگ نقش آفرين باشند؛ مشروط به آن كه در خود اين توانايي و شايستگي را پديد آورده باشند.

پنجم اينكه زمينه‌هاي آن حركت بزرگ در طول تاريخ ساخته و پرداخته‌ مي‌شود و تجارب بشر و رشد و كمال عقلي و معرفتي بشر انسانها را آماده پذيرش آن هنگامه بزرگ الهي‌ مي‌كند. ‌منجي‌گرايي و مهدويتي كه به صورت مبهم و غبار آلود و تاريك در بسياري از انديشه‌ها و افكار و مكاتب وجود دارد،‌ در فضاي تفكر اهل بيت (علیهم السلام) انديشه‌اي شفاف و روشن است، به گونه‌اي كه همه خطوط آن در اخبار و احاديث ما تبيين شده است. اين مهدويت و ‌منجي‌گرايي در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) است.

انتظار از نگاه روان شناختي

با اين نگاه روشن و شفاف و شاخص‌هاي بسيار ممتازي كه مهدويت و ‌منجي‌گرايي دارد‌ مي‌توان استفاده‌هاي بسياري در عرصه روان‌شناسي تربيتي و اخلاقي بدست داد. قبل از مطرح كردن كاركردهاي تربيتي و روان‌شناختي بهتر است نگاهي به خود انتظار از ديدگاه روان‌شناسي داشته باشيم.

انتظار از نگاه روانشناختي، حقيقت مهمي است كه بخشي از نگرشها و هيجانات انسان را شكل‌ مي‌دهد. وجود انسان از هيجانات، انگيزه‌ها و نگرشهاي او تشكيل‌ مي‌شود. بخشي از شخصيت مهم ما در پرتو نگرش و انگيزش و هيجان و عاطفه ما شكل‌ مي‌گيرد و يكي از نگرش‌ها و هيجانات مهم بشر انتظار و اميد است. بي انتظار و اميد، شخصيت انسان قابل بقا و استمرار و تداوم نيست اما انتظاري كه در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) پايه‌ريزي شده است از آن نگرش‌ها و انگيزش‌ها و هيجانات و عواطف بسيار مهم و ژرفي است كه فرد و جامعه انساني را‌ مي‌سازد و همه وجود او را دست خوش تحول و دگرگوني‌ قرار می‌دهد.

آنچه كه در انديشه اهل بيت (علیهم السلام) به عنوان مقوله انتظار مطرح شده است، عاطفه و هيجان عميق و پايداري است كه انساني را با انساني حاضر و ناظر پيوند‌ مي‌زند. انتظار حادثه‌اي است بزرگ و جهاني و حادثه‌اي كه با سرنوشت فرد و جامعه ارتباط دارد. اينها مشخصات هيجان ديني و اخلاقي است.

انتظار يك عاطفه و هيجان سرشار و بسيار فعال است كه هم معطوف به آينده‌اي مثبت، هم انتظاري عميق و ژرف، هم انتظاري زنده و پيوندي موجود است و هم انتظاري فعال و انسان ساز است. اينها شاخص اصلي انتظار است كه در مكتب و تفكر اهل بيت (علیهم السلام) بدان اشاره شده و در تحليل انتظار اين مكتب،‌ مي‌شود به اين شاخص‌ها اشاره كرد.

كاركردهاي تربيتي و روان شناختي انتظار

در اين فضا و با اين دو مقدمه‌ مي‌توانيم به پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و شخصيتي و اخلاقي و تربيتي انتظار اشاره كنيم:

  1. انتظار كاركرد عشق آفريني ميان انسان و مهدي دارد. همان گونه كه گذشت هرگز انتظار در مكتب اهل بيت (علیهم السلام) انتظاري نسبت به آينده‌اي تاريك و مبهم يا با موجودي كه بعداً خواهد آمد نيست. انتظار رابطه‌اي پويا عميق و عاشقانه با شيفتگي و شيدايي ميان منتظِر و انسان كاملي است كه هم اكنون وجود دارد.

ويژگي تربيتي و روانشناختي اين انتظار عشق آفريني و شور آفريني و شيدايي در ساحت قدس آن انسان كامل است كه هم اكنون حضور دارد.

  1. انتظار آن احساس حضور دريايي از نور و معنويت را در وجود انسان پديد‌ مي‌آورد. احساس حضور و نظارت و مراقبت، همانطور كه در روايات ما آمده او زنده و حاضر و ناظر و مراقب است و وجود او در عالم تكوين و در حيات امت، موثر و اثر گذار‌ مي‌باشد. اين نگاه اين نوع انتظار اين نوع چشم به راهي كور و مبهم و تاريك نيست؛ چشم به راهي كه با عشق و شور و شيدايي در آميخته است. از سويي ديگر با احساس حضور و نظارت و مراقبت و احساس تاثير او در سرنوشت فرد و جامعه، در ليله القدر و در همه احوال آدمي است.
  2. اين انتظار به آدمي احساس هماهنگي با آهنگ حركت تكاملي تاريخ و پيشرفت به سمت معنويت و اخلاق و معرفت ايجاد‌ مي‌كند و اين مقوله مهم ديگري است كه انسان منتظَر خود را در يك منظومه هماهنگ معنوي و اخلاقي احساس‌ مي‌كند و خودش را همراه اين قافله معنويت به سمت آن پايان درخشان و ممتاز، ‌ حركت‌ مي‌دهد. اين آهنگ را با همه وجود خودش حس‌ مي‌كند. آهنگ اخلاق،‌ آهنگ معنويت، آهنگ عدالت، آهنگ تاريخ بشريت است و انسان منتظر خود را در چنين قافله هماهنگي احساس‌ مي‌كند.
  3. کارکرد دیگر انتظار معني بخشي به زندگي است.

انسان در كشاكش سختي‌ها و دشواري‌ها گاهي معناي زندگي خود را فراموش‌ مي‌كند، فلسفه‌اي براي حيات خودش نمي بيند. اصولا اسلام و دين خاصيت و كاركرد معنويت بخشي دارد، اما با مقوله انتظار معنويت بخشي از جايگاه برتري برخوردار‌ مي‌شود.

  1. اميد آفريني کارکرد دیگر انتظار است كه همواره ما از انتظار به عنوان اميد ياد‌ مي‌كنيم. اميد آن عاطفه مهمي است كه انسان‌ها را روي پا نگاه‌ مي‌دارد؛ ‌انسان‌ها را به سمت جلو‌ مي‌برد؛ آنها را از افسردگي و پژمردگي نجات‌ مي‌دهد. اميد آفريني و پس از آن نشاط و شور و احساس خوش آيندي كه انتظار به آدمي ارمغان‌ مي‌دهد، ‌او را از افسردگي و پژمردگي دور‌ مي‌كند و به او آرامش و اطمينان‌ مي‌بخشد. آرامش و اطمينان كسي كه خود را در يك قافله هماهنگ به سمت آن نقطه درخشان تاريخ حركت‌ مي‌دهد و حتي اگر توفيق حضور در آنجا را نداشته باشد، امروز با امام خودش هماهنگ حركت‌ مي‌كند. همانطور كه در دعاي عهد آمده و از خدا‌ مي‌خواهد كه او را در آن هنگامه براي نقش آفريني حاضر كند.

ويژگي مهم اين صفت و كاركرد انتظار، صبوري و شكيبايي و مقاومت در برابر ناملايمات است. بخصوص هنگامي كه سپاه نااميدي، افسردگي و پژمردگي به انسان‌ها رو‌ مي‌آورد. اين خيلي مهم است كه يك مبارز و انسان مجاهد خود را در مسير يك حركت قصري و بي حاصل ببيند يا اينكه خود را در مسير يك حركت رو به جلو احساس كند؛ دومين ويژگي امید، صبوري و شكيبايي و تحمل و مقاومت است.

  1. ويژگي و كار كرد ديگر، حزني است آميخته با شوق و اميد.

دلهاي منتظران همواره محزون است و در انتظار حزن هست اما نه حزني منفعلانه همراه با پژمردگي،‌ حزني همراه با شوق و اشتياق به حركت و به پيش رفتن. حزني آميخته با شوق و عشق و اميد كه در بخش‌هاي قبلي به آن اشاره شد. انتظار حالتي پارادوكسيكال دارد؛ هم شوق‌ مي‌آفريند، هم حزن و با بال شوق و حزن منتظران در دريایي از سختي‌ها شنا‌ مي‌كنند و غواصي‌ مي‌كنند و راه را به آينده درخشان تاريخ باز‌ مي‌كنند. انتظار با آن مشخصات باز دارنده از گناه و مشوق هر گونه اقدام براي نزديك شدن به هنگامه بزرگ است.

  1. به آدمها همتهاي بلندي‌ مي‌بخشد.
  2. انتظار هم يك ارزش بزرگ و هم يك روش است، ‌براي اينكه نسل جوان و فرزندانمان را در شعاع آن بسازيم. ما كمتر از انتظار بهره روشي برده‌ايم.

اين پاره‌اي از كاركردهاي روانشناختي و تربيتي انتظار بود. انتظار مفهوم زيبايي است كه در پيرامون خودش منظومه‌اي از كاركردها و مفاهيم مهم را به گردش در آورده است. انتظار حقيقت ناب است كه پيرامون آن اميد، اطمينان، همت، احساس حضور، عشق،‌ شور، اشك، اقدام، فعاليت و صبوري و شكيبايي منظومه‌اي است كه در زمان غيبت جامعه و فرد و خانه و انسان را‌ مي‌تواند زنده كند و او را به جلو ببرد.

اگر ما در فهم اين حقيقت با منظومه تابناك، كوتاهي كرده‌ايم آن داستان و سخن ديگري است. وقتي كه امامان معصوم (علیهم السلام) ما در انتظار بوده‌اند پيشوايان بزرگ ما با انتظار تنفس كرده‌اند و نهضت‌هاي بزرگي با انتظار پيوند خورده است ما بايد هم كاركردهاي روان‌شناختي و اخلاقي و تربيتي انتظار را بدانيم هم در ساير ساحت‌ها به تحليل و واكاوي آن پردازيم.

انتظار‌ مي‌رود اين نوشتار آغازي باشد براي باز شناسي عميق‌تر كاركردها و آثار اخلاقي و تربيتي و روانشناختي انتظار و براي اينكه از اين مقوله و اين منظومه براي ساختن انسان‌ها و نسل جوان بهرمند شويم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *